تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۵

یک دو روزی می گذارد یار من تنها مراوه! که هجران می کشد امروز، یا فردا مرا
شهر دلگیرست، تا آهنک صحرا کرد یارمیروم، شاید که بگشاید دل از صحرا مرا
یار آنجا و من این جا، وه! چه باشد گر فلکیار را این جا رساند، یا برد آنجا مرا
ناله کمتر کن، دلا، پیش سگانش بعد ازینچند سازی در میان مردمان رسوا مرا؟
غیر بدنامی ندارم سودی از سودای عشقمایه بازار رسواییست این سودا مرا
می کشم، گفتی: هلالی را باستغنا و نازآری، آری، می کشد آن ناز و استغنا مرا