شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: غزل به وصف لذت نوشیدن می و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر با اشاره به اینکه وقتی یار را در جام میبیند، تصویرش مانند خورشید در آب نمایان میشود، دل به زیبایی او میسپارد. او از ساقی میخواهد که جام را از او دور نکند و نیکنامی را برایش مهم نمیداند، زیرا از دید او، این لحظات خوشایند فراتر از اعتبار و شهرت است. شاعر بر این نکته تأکید میکند که دوران نوشیدنی و شادی، فتنهانگیز است و او در پی دوستی است که بتواند این پیام را به ساقی منتقل کند.
یار، چون در جام میبیند، رخ گلفام راعکس رویش چشمهٔ خورشید سازد جام را
هوش مصنوعی: دوست، وقتی در جام شراب صورتش را میبیند، چهرهاش را مانند نور خورشید بر روی جام منعکس میسازد.
جام می بر دست من نه، نام نیک از من مجوینیکنامی خود چه کار آید من بدنام را؟
هوش مصنوعی: جامی که در دست من نیست، هیچ وقت به دنبال نام نیک من نباش. داشتن نام نیک چه اهمیتی دارد وقتی که من بدنام هستم؟
ساقیا، جام و قدح را صبح و شام از کف منهکاین چنین خورشید و ماهی نیست صبح و شام را
هوش مصنوعی: ای ساقی، هرگز جام و لیوان را از دست مده، چون چنین خورشید و ماهی وجود ندارد که صبح و شب را به این زیبایی روشن کند.
فتنهانگیز است دوران، جام می در گردش آرتا نبینم فتنههای گردش ایام را
هوش مصنوعی: دوران پر از آشوب و گرفتاری است، جام می را به دستم بده تا از حوادث و مشکلات زمان غافل شوم و متوجه آنها نشوم.
از خدا خواهد هلالی دم به دم جام نشاطکو حریفی، تا به ساقی گوید این پیغام را؟
هوش مصنوعی: شخصی از خدا میخواهد که هر لحظه حال خوشی به او بدهد و این حال خوب را از کسی به نام «حریفی» دریافت کند، تا ساقی بتواند این پیام را به او بگوید.