شمارهٔ ۶۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان مشکلات و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر اشاره میکند که عشق نه تنها خوشیها، بلکه سختیها و بلاهایی نیز به همراه دارد. او آرزو میکند که دیگران زیبایی معشوقش را ببینند تا درک کنند که برای او چه عظمتی دارد. همچنین به وفای عشق و وعدههایی که باید حفظ شوند اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی باید همراه با وفاداری باشد. در نهایت، او از دردهای ناشی از عشق سخن میگوید و تأکید میکند که عشق خود نوعی بلاست.
عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!عشق خود عشق نبودست، بلایی بودست
هوش مصنوعی: عشق بازی چقدر دردسر بود! عشق واقعی نبود، بلکه یک مصیبت بود.
کاش بینند بی خبران حسن تراتا بدانند که ما را چه خدایی بودست
هوش مصنوعی: ای کاش افرادی که از زیبایی تو بیخبرند، آن را ببینند، تا متوجه شوند که محبت و دوستی ما نسبت به تو چقدر عمیق و ارزشمند است.
در دیاری که گل روی ترا پروردندخوش بهاری و فرح بخش هوایی بودست!
هوش مصنوعی: در سرزمینی که چهرهات را پرورش دادهاند، هوایی بوده است که بهاری و شادیآور است!
عهد کردی که وفا پیشه کنی، جهد بکنتا بدانم که درین عهد وفایی بودست
هوش مصنوعی: تو قول دادهای که به وعدهات وفادار باشی، پس努力 کن تا بفهمم آیا در این قول وفایی وجود دارد یا نه.
باغ فردوس زمینست که آنجا روزیسرو گل پیرهنی، تنگ قبایی بودست
هوش مصنوعی: باغ فردوس، بهشت روی زمین است که در آن روزی درخت سرو و گل به زیبایی و با شکوهی خاص، لباسی زیبا و تنگ بر تن داشتند.
بعد مردن بسر تربت من بنویسیدکین عجب سوخته بی سرو پایی بودست!
هوش مصنوعی: بعد از مرگ من بر روی سنگ قبرم بنویسید که این انسان شگفتانگیز، بیسر و بیپا، سوخته و نابود شده است!
چاره درد هلالیست بلای غم عشقعشق را درد مگویی، که بلایی بودست
هوش مصنوعی: برای درد دل، تنها راهش عشق است. اگر از درد عشق سخن بگویی، باید بدانی که خود عشق هم یک بلا و درد است.