شمارهٔ ۷۴
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی غم و جدایی عاشق از معشوقش است. گوینده احساس میکند که هر روز بیمعناتر از روز قبل است و شبها به سختی میگذرانند. او از بیرحمی معشوق و نادیده گرفتن حال غریبان ناله میکند. عشقش را مانند چشمهای شیرین توصیف میکند که در آن سبزهای زیبا وجود دارد، اما خود را در غم و تنهایی میبیند. همچنین به تندی معشوق اشاره میکند که در حال رفتن است و او احساس میکند که این تندی در نهایت به کشتن او منجر خواهد شد. در انتها، به تقدیر و سرنوشت نیز اشاره میکند و از خوش شانسیها و بد شانسیهای زندگی سخن میگوید.
بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیستشب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالیست!
هوش مصنوعی: بدون تو، هر روز برای من مانند روزی پر از دلتنگی و هر شب مثل سالها به طول میکشد. این روزها و شبها چقدر سخت و دردآور است!
هرگزت نیست بر احوال غریبان رحمیما غریبیم و تو بی رحم، غریب احوالیست!
هوش مصنوعی: هرگز نسبت به وضع و حال بیگانگان احساس رحمت و لطف نداشتی. ما که بیگانهایم و تو هم نسبت به ما بیرحم هستی، به حالمان غریب و ناآشناست!
گر فتد مردم چشمم برخت، روی مپوشتو همان گیر که: بر روی تو این هم خالیست
هوش مصنوعی: اگر نگاه مردم به تو بیفتد، چهرهات را پنهان نکن؛ زیرا بر روی تو هیچ چیز خالی نیست.
بر لب چشمه نوشین تو آن سبزه خطشکرستان ترا طوطی فارغ بالیست
هوش مصنوعی: در کنار چشمهی شیرین تو، آن سبزهای که نشان از زیبایی و شیرینی دارد، مانند طوطیای است که آزاد و بیخیال به پرواز درآمده است.
می روی تند که: باز آیم و زارت بکشماین نه تندیست، که در کشتن من اهمالیست
هوش مصنوعی: تو به سرعت میروی و میگویی که دوباره برمیگردم و تو را میکشم. اما این سرعت تو نیست، بلکه این نشاندهندهی بیتوجهی تو به کشتن من است.
قرعه بندگی خویش بنامم زده ایاین سعادت عجبست! این چه مبارک فالیست!
هوش مصنوعی: تقدیر بندگی خود را با نام تو رقم زدهام. این سعادت عجبی است! چه فال خوشی است!
ماه من سوی هلالی نظری کرد و گذشتکوکب طالع او را نظر اقبالیست
هوش مصنوعی: ماه من به هلالی نگاهی انداخت و به سرعت گذشت. ستاره خوشبختی او به شکل مثبتی دیده میشود.