شمارهٔ ۹۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چشمهای محبوبش اشاره میکند و آنها را از هر شوخی و زیبایی دیگری شوختر میداند. او میگوید که هیچکس مانند او نمیتواند دل عاشقان را بشکند و از سنگدلی آنها شکایت دارد. در پایان، شاعر میگوید که باید از خودباختگی در عشق رهایی یابد زیرا این دلدادگی فقط به دردسر میانجامد.
ای چشم تو شوخ تر ز هر شوخچشم از تو ندیده شوخ تر شوخ
هوش مصنوعی: چشمان تو بیشتر از هر چشمی که شوخی میکند، شیطنت و ناز دارند و من هیچ چشمی را مانند چشمان تو ندیدهام که اینگونه بازیگوش باشد.
از نام دو چشم خود چه پرسی؟این فتنه گرست و آن دگر شوخ
هوش مصنوعی: چرا از نام دو چشمانت میپرسی؟ یکی از آنها فتنهانگیز و دیگری بازیگوش است.
بالله! که نزاد مادر دهرمانند تو نازنین پسر شوخ
هوش مصنوعی: به خدا قسم! مادر زمانه هیچ فرزندی مانند تو، این پسر شیرین و ناز را زاد.
مسکین دل عاشقان شکستنداین سنگدلان سیمبر شوخ
هوش مصنوعی: دلهای عاشقان را این افراد بیرحم و سنگدل شکستند، همانهایی که با بیاحساسی و شیطنت رفتار میکنند.
ترک سر خویش کن، هلالیکین طایفه اند سر بسر شوخ
هوش مصنوعی: خود را رها کن و مانند هلالی که به این قبیله تعلق دارد، با سر و صورت شوخ و خندان در جمع حضور پیدا کن.