شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق به مشروبات الکلی و شادی ناشی از آن میپردازد. او بیان میکند که به خاطر اشتیاق به نوشیدن، زندگیاش را وقف میکند و آماده است تا بهای آن را بپردازد. او از ساقی میخواهد که باده بیاورد تا او بتواند از لذت آن بهرهمند شود. شاعر همچنین از عشق و زیبایی محبوبش یاد میکند و میگوید که هر بوسهای بر لبش، جایگزین قدح (لیوان) خواهد بود. در پایان، او به دعوت پیر مغان اشاره میکند که به خاطر لذت و سرخوشی، بهتر است از قدح دوری نکنند.
بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدحهزار بار فزون خوانده ام دعای قدح
هوش مصنوعی: با این آرزو که لحظهای سرم را بر روی لیوان بگذارم، هزار بار دعا برای این لیوان خواندهام.
منم، که وقف خرابات کرده ام سر و زرزر از برای شراب و سر از برای قدح
هوش مصنوعی: من هستم که برای میخانه، جان و مال خود را فدای کردم؛ همه چیزم را برای شراب و سرم را برای جام گذاشتهام.
بزیر خون من و خون بها شراب بیاربگیر جوهر جانم، بده بهای قدح
هوش مصنوعی: برای من شراب بیاور و خونم را به بهای آن بده. جانم را بگیر و قیمت آن لیوان را بپرداز.
رسید موسم گشت چمن، بیا ساقیکه تازه شد هوس باده و هوای قدح
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسیده که بهار چمنزار آغاز شده است، بیا ای ساقی، چون حال و هوای نوشیدن باده و لذت بردن از جام دوباره در وجودم زنده شده است.
بیاد لعل تو تا کی لب قدح بوسم؟خوش آنکه بوسه بر آن لب زنم بجای قدح
هوش مصنوعی: تا کی باید به یاد لب زیبای تو، جام شراب را ببوسم؟ خوشا به حالم اگر بتوانم به جای بوسه بر جام، لب تو را ببوسم.
هلالی، از قدح می چه جای پرهیزست؟بیا، که پیر مغان میزند صلای قدح
هوش مصنوعی: چرا از نوشیدن جام دور باشیم؟ بیا و بشنو که پیر مغان نوید میدهد که زمان نوشیدن فرا رسیده است.