شمارهٔ ۱۰۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود در مورد معشوق و ناپایداری عشق اشاره میکند. او میگوید که هر بار تنهایی و جدایی از معشوق بر او غلبه میکند، مانند ماهی که به سرعت میگذرد، غم و شلوغی در زندگیاش ایجاد میشود. شاعر به صبر در عشق و امید به بازگشت معشوق تأکید میکند و از درد و رنجی که به واسطه این جدایی تحمل میکند، صحبت میکند. همچنین، او به دوندگی و فغان دیگران در عشق اشاره کرده و از اینکه چگونه شخصی میتواند بیتوجه به آلام دیگران زندگی کند، نکوهش میکند. نهایتاً، او از معشوق خود میخواهد که در این وضعیت غمانگیز بر او بگذرد و به او توجه کند.
ماه شهرآشوب من، هر گه به راهی بگذردشهر پر غوغا شود، چونان که ماهی بگذرد
هوش مصنوعی: ماه زیبای من که هر بار از مسیری عبور میکند، شهر را پر از سر و صدا و هیجان میکند، همانطور که وقتی ماه از آسمان میگذرد، همه چیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
روزم از هجران سیه شد، آفتاب من کجاست؟تا به سویم در چنین روز سیاهی بگذرد
هوش مصنوعی: روزهایم به خاطر دوریِ تو تاریک و غمناک شده است، و من نمیدانم آفتاب من کجاست. امیدوارم که در این روزهای سیاه و دشوار، تو به سوی من بیایی.
چون به ره می بینمش، بیخود تظلم می کنمهمچو مظلومی که بر وی پادشاهی بگذرد
هوش مصنوعی: وقتی او را میبینم، مثل یک انسان بیگناه و مظلوم احساس ضعف و ناتوانی میکنم، گویی که در برابر یک پادشاه قرار گرفتهام.
ای که در عشق بتان لاف صبوری می زنیصبر کن، تا زین حکایت چند گاهی بگذرد
هوش مصنوعی: ای کسی که در عشق معشوقان ادعای صبوری میکنی، کمی صبر کن تا این ماجرا و ماجراهایش مدتی بگذرد.
نگذرد، گر سالها باشم به راهش منتظرور دمی غایب شوم، آن دم چو ماهی بگذرد
هوش مصنوعی: اگر سالها در انتظار او بمانم، او هرگز نمیرود و اگر لحظهای غایب شوم، او مانند ماهی از کنار من میگذرد.
با وجود آنکه آتش زد مرا در جان و دلدل نمی خواهد که سویش دود آهی بگذرد
هوش مصنوعی: با اینکه آتش عشق در وجودم شعلهور است و جان و دل را میسوزاند، اما نمیخواهم هیچ نشانهای از زحمت و درد به سمت او بفرستم.
ساقیا، لب تشنه مردم، کاش بر من بگذریوه! چه باشد آب حیوان بر گیاهی بگذرد؟
هوش مصنوعی: ای ساقی، مردم تشنهای که کاش مرا ببینی و بر من بگذری. چه میشود اگر آبی که برای زنده کردن گیاهان است، بر من بگذرد؟
در صف خوبان تو در جولان و خلقی در فغانهمچو آن شاهی که با خیل و سپاهی بگذرد
هوش مصنوعی: در میان نیکان تو در اوج زیبایی و مردم در ناراحتی هستند، مانند شاهی که با لشکر و قدرت خود در حال گذر است.
گفت: می خواهم که از پیش هلالی بگذرمآه! گر ظلمی چنین بر بی گناهی بگذرد!
هوش مصنوعی: گفت: میخواهم از پس هلالی عبور کنم. آه! چقدر دردناک است که چنین ظلمی بر بیگناهی اعمال شود!