شمارهٔ ۱۰۲
هوش مصنوعی: شاعر از گذر عمر و درد جدایی صحبت میکند و به این امید است که زمان کمکم این دردها را التیام بخشد. او بیان میکند که در زندگی خود سالها به انتظار محبوب بوده و اگر لحظهای از او دور باشد، همان لحظه نیز سخت خواهد گذشت. هرچند در دل رنج میبرد، اما همچنان به عشق و وصال امید دارد و میگوید که عمرش در حسرت دیدن معشوق گذشته و برای باقیمانده عمر خود نیز همین آرزو را دارد. در نهایت، عشق را برترین احساس میداند که از هر دو عالم بالاتر است.
روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟عمر من کم باد، تا روز چنین کم بگذرد
هوش مصنوعی: ای خدا! عمر من چقدر است؟ آیا روزی خواهد آمد که شبهای غمگین به پایان برسد؟ امیدوارم عمر من کوتاه باشد تا این روزها سریعتر بگذرد.
دولت وصلت گذشت و محنت هجران رسیدآن گذشت، امید می دارم که این هم بگذرد
هوش مصنوعی: خوشی و شادی در کنار هم بودن گذشت و حالا از دوری و جدایی رنج میبرم. آن خوشی رفت، اما امیدوارم که این دوران سخت نیز به پایان برسد.
نگذرد، گر سالها باشم براهش منتظرور دمی غایب شوم، آید همان دم بگذرد
هوش مصنوعی: اگر سالها در راه او منتظر باشم، او نمیرود و اگر لحظهای غایب شوم، همان لحظه خواهد آمد و دوباره میگذرد.
چون ز درد هجر گریان بر سر راهش رومگریه من بیند و خندان و خرم بگذرد
هوش مصنوعی: وقتی از درد جدایی گریهکنان به سراغ او میروم، او گریان بودن من را میبیند اما با خوشحالی و خنده به راهش ادامه میدهد.
مرهمی نه بر دل افگار من، بهر خداپیش ازان روزی که کار دل ز مرهم بگذرد
هوش مصنوعی: ای کاش دست کم مرهمی بر دل غمگین من بگذاری، پیش از آن روزی که دل از هر گونه تسکینی فراتر رود.
هر که از روی ارادت پا نهد در راه عشقعالمی پیش آیدش کز هر دو عالم بگذرد
هوش مصنوعی: هر کسی که با عشق و محبت قدم در مسیر عشق بگذارد، جهانی پیش رویش قرار میگیرد که از هر دو جهان مادی و معنوی فراتر میرود.
تا کنون عمر هلالی در غم رویت گذشتعمر باقی مانده، یارب! هم درین غم بگذرد
هوش مصنوعی: عمر من تا به حال در غم چهره تو سپری شده است. ای پروردگار، عمر بقیهام هم در همین غم بگذرد.