شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساساتی عمیق و دلتنگی صحبت میکند. او به معشوقش اشاره میکند که بیاعتنا به او میرود و هیچ توجهی به درد و رنج او نمیکند. شاعر با اندوه و افسوس میگوید که حتی با تلاش محبوب برای جلب توجه، هیچ فایدهای ندارد. این احساس بیتوجهی و بیاعتنایی معشوق باعث میشود که شاعر به مشکلات و غمهای خود بپردازد و حس ناتوانی و ناکامی را تجربه کند. همچنین، او به بیفایده بودن امید به تغییر اوضاع اشاره کرده و در نهایت از ناپایداری و بیرحمی روزگار سخن میگوید.
به ناز میروَد و سوی کس نمینگردهزار آه کشم، یک نفس نمینگرد
هوش مصنوعی: دوست زیبای من به راه میرود و به هیچکس توجهی نمیکند. من هزاران آه میکشم، اما او حتی یک لحظه هم به من نگاه نمیکند.
گهی به پس روَم و گه سرِ رهش گیرمولی چه فایده؟ چون پیش و پس نمینگرد
هوش مصنوعی: گاهی من به او نزدیک میشوم و گاهی مسیر او را در دست میگیرم، اما چه فایده دارد؟ چون او نه به جلو نگاه میکند و نه به عقب.
چو غمزهاش ره دین زد چه سود نالهٔ جان؟که راهزن به فغانِ جرس نمینگرد
هوش مصنوعی: اگر دلبری با ناز و عشوه به راه دین قدم بگذارد، ناله و فریاد جان چه فایدهای دارد؟ چرا که دزدی که در کمین است، به صدای زنگ یا جرس توجهی ندارد.
کسی که در هوسِ روی ِماه رخساریْستدر آفتاب ز روی هوس نمینگرد
هوش مصنوعی: کسی که آرزوی دیدن چهره زیبایی را دارد، در روشنایی روز به خاطر این آرزو به آفتاب نگاه نمیکند.
دلم به سینهٔ صد چاک، مشکل آید بازکه مرغ رفته به سوی قفس نمینگرد
هوش مصنوعی: دل من به شدت آتش میگیرد و نگرانیهایم افزایش مییابد، چرا که پرندهای که به دوردستها پرواز کرده، دیگر به قفس نگاه نمیکند و به سوی گذشته برنمیگردد.
خطاست پیش رُخش سوی نو خطان دیدنکسی به موسم گل، خار و خس نمینگرد
هوش مصنوعی: دیدن نیکوییهای زندگی و زیباییها در جایی که تنها زشتیها و مشکلات وجود دارد، اشتباه است. مانند این که کسی در زمان گلهای زیبا، به خار و علفهای بیارزش توجه کند.
گذشت و سوی هلالی ندید و رحم نکردچه طالعسْت که هرگز به کس نمینگرد؟
هوش مصنوعی: گذشت و به هلالی توجه نکرد و رحم نکرد. چه سرنوشت عجیبی است که هیچ کس به کسی نگاه نمیکند.