شمارهٔ ۱۱۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از شب هجران و درد و رنجی که به دنبال آن آمده صحبت میکند. او خواهان تغییر شرایط است و امید دارد که بختش تغییر کند. در تلاش برای فرار از فتنههای عشق، ناگهان با مشکلات جدیدی روبهرو میشود که باعث اشک و نالان او شده است. او نمیخواهد که معشوقش ظاهر شود، زیرا در گذشته با وجود افراد دیگری در زندگیاش، بارها درد کشیده است. همچنین، او از حال عزیزانش نگران است و گم شدن یوسف را نماد عشق ناکام میداند. در پایان، شاعر از نسیم صبح میخواهد که پیغامهای هجران و آلام را به محبوب برساند، تا شاید شرایط بهبود یابد.
شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شدبیا، ای بخت، کاری کن، که ما را کار پیدا شد
هوش مصنوعی: شب جدایی رسید و غم و سختیها به اوج خود رسید. بیا، ای شانس، کاری کن که ما به مقصد و کار مناسب برسیم.
بکنج عافیت، می خواستم، کز فتنه بگریزمبلای عشق ناگه از در و دیوار پیدا شد
هوش مصنوعی: در آرزوی آرامش و امنیت بودم تا از آشفتگیها بگریزم، اما ناگهان آثار عشق از هر سو ظاهر شد و مرا غافلگیر کرد.
جگر خونست، ازان این گریه خونین پدید آمددلم زارست، ازان این نالهای زار پیدا شد
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و زجرکشیده است، و به همین خاطر اشکهایم به شدت سرازیر میشود. همچنین، زاری و نالههای من نیز به دلیل همین درد و رنج عمیق نمایان شده است.
نمی خواهم که: خورشید جمالش جلوه گر گردددر آن منزل که روزی سایه اغیار پیدا شد
هوش مصنوعی: نمیخواهم که زیبایی او در جایی نمایان شود که روزی سایه دیگران در آنجا به چشم خورد.
عزیزان را ز سودای کسی آشفته می بینممگر آن یوسف گم گشته در بازار پیدا شد؟
هوش مصنوعی: میبینم که عزیزانم به خاطر عشق کسی دچار پریشانی و آشفتگی هستند، مگر اینکه آن یوسف گمشدهای که در بازار است، پیدا شود؟
طبیبا، هر کرا بیماری هجران فگند از پااجل پیش از تو بر بالین آن بیمار پیدا شد
هوش مصنوعی: ای پزشک، هر کس که از درد جدایی رنج میبرد، مرگ پیش از این، در کنار او ظاهر شده است.
بسویش بگذر، ای باد صبا وزمن بگو آنجاکه: در هجرت هلالی را بلا بسیار پیدا شد
هوش مصنوعی: ای باد صبا، به او سلام برسان و بگو که در دوری و هجرت، هلالی با مشکلات و سختیهای زیادی مواجه شده است.