شمارهٔ ۱۳۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه پرداخته است. شاعر از آنچه که دیگران درباره عشق او گفتهاند و تأثیرات منفی آن بر رابطهاش با محبوبش میگوید. به نوعی، او از سوختن در آتش زبانی شیرین و توخالی سخن میگوید که به جای کمک، به او آسیب رسانده و دشمنی را بین او و محبوبش به وجود آورده است. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که باید با سنگدلانی که به او جفا کردهاند، قطع ارتباط کند و به تقدیر خود رضایت دهد. در نهایت، به این نتیجه میرسد که هرکس سرنوشتی دارد که نمیتواند از آن فرار کند.
بس که خلقی سخن عاشقی من کردنددوست را با من دل سوخته دشمن کردند
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به خاطر عشق من به تو، صحبتهای زیادی کردند و به همین دلیل دل من که سوخته است، تبدیل به دشمنی با تو شده است.
سوختم ز آتش این چرب زبانان، چون شمعسوز پنهان مرا بر همه روشن کردند
هوش مصنوعی: از زبان افرادی که زیاد صحبت میکنند و هنر گفتار دارند، عذاب کشیدم و مانند شمعی که به آرامی میسوزد، احساس درد و ناراحتیام را برای همه آشکار کردند.
بعد ازین دست من و دامن این سنگدلانکه بآهنگ جفا سنگ بدامن کردند
هوش مصنوعی: پس از این، دستان من و دامن افرادی که سنگدل و بیاحساسند، که با بیرحمی به من آسیب زدند، جدا خواهد بود.
برضا کوش، هلالی و ز قسمت مخروشهر کرا هر چه نصیبست معین کردند
هوش مصنوعی: تلاش کن تا راضی باشی و نگران قسمت خود نباش، زیرا هر کسی که نصیبش است، مشخص شده و به او خواهد رسید.