شمارهٔ ۱۳۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و حسرت است. شاعر از درد و تشنگی دل میگوید و اینکه هیچکس نمیتواند بر زخمهای عاطفی وی مرهمی نگذارد. او به عشق اشاره میکند و میگوید اگر کسی بخواهد طعم عشق را بچشد، باید بیدغدغه باشد. شاعر از غم و ویرانی ناشی از عشق سخن میگوید و اظهار میدارد که حتی زیباترین عطرها نمیتوانند زیبایی و تأثیر عشق معشوقش را جبران کنند. در نهایت، او به دیگران هشدار میدهد که از عشق بداندیشی پرهیز کنند، زیرا ممکن است با عواقب ناخوشایند روبهرو شوند.
رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند
هوش مصنوعی: چرا کسی که تشنه است، به سمت نوشیدن شراب نمیرود؟ زیرا هیچکس به دل سوخته و دردناک دیگری نمیرسد.
هر که خواهد که دمی جام کشد، همچو حبابخیمه عشق چرا بر سر آبی نزند؟
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد لحظهای نوشیدنی بنوشد، چرا باید مانند حبابی که بر روی آب است، در شادابی عشق نغمهای سر ندهد؟
شهر ویران کنم از اشک خود، ای گنج مرادتا دم از عشق تو هر خانه خرابی نزند
هوش مصنوعی: من با اشک خود میتوانم شهری را ویران کنم، ای گنج آرزو، تا زمانی که از عشق تو صحبت میکنم، هر خانهای خراب نشود.
با همه مشک فشانی نتواند سنبلکه خم زلف ترا بیند و تابی نزند
هوش مصنوعی: با وجود تمام زیباییها و عطرهای خوش، هیچکس نمیتواند به اندازهی زلفهای پر پیچ و خم تو توجه دیگران را جلب کند.
یار بد خوست، هلالی، طمع خام مکنبا حذر باش، که شمشیر عتابی نزند
هوش مصنوعی: عزیز من، به دنبال کسی که نیت خوبی ندارد نرو و امیدوار نباش. با احتیاط رفتار کن، زیرا ممکن است به تو آسیب برساند.