شمارهٔ ۱۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و تأثیرهای عمیق آن بر وجود و احساساتش صحبت میکند. او به میزبانی شیرینی اشاره میکند که در عشق تجربه کرده، و میگوید شیرینی که او احساس میکند، به دلیل پیوند عمیق و روحانی است. همچنین، از حسن و زیبایی که در پردهای پنهان است، سخن میگوید و میخواهد از راز عشق بگوید، تا نشان دهد که او و دیگران تنها در عشق رسوایی و درد را تجربه کردهاند. او در پایان به تأثیر جفای معشوقش اشاره میکند و میگوید که این آسیبها به شدت در زندگیاش اثر گذاشته است، و در نهایت خود را در مقابل این عشق کم اهمیت میداند.
شیرین دهنا، این همه شیرین نتوان بودشیری که تو خوردی مگر از ریشه جان بود؟
هوش مصنوعی: شیرینی که در دهان توست، اینقدر هم شیرین نیست. آیا میتواند این شیرینی از جانی که در وجود توست نشأت گرفته باشد؟
این حسن چه حسنست که از پرده عیان ساخت؟نقشی که پس پرده تقدیر نهان بود
هوش مصنوعی: این زیبایی چه زیبایی است که از پشت پردهها نمایان شده است؟ تصویری که در پس پرده تقدیر پنهان بود.
تنها نه من از واقعه عشق خرابممجنون هم ازین واقعه رسوای جهان بود
هوش مصنوعی: تنها من نیستم که در عشق دچار مشکل شدهام، مجنون هم به خاطر همین عشق در دنیا مشهور و رسوا شد.
امروز نشد نام و نشان دل من گمتا بود دل گم شده، بی نام و نشان بود
هوش مصنوعی: امروز دل من گم نیست و مشخص است؛ چون وقتی دل گم میشود، دیگر نام و نشانی ندارد.
دی بود گمان کز غمت امروز بمیرمامروز یقینست مرا هر چه گمان بود
هوش مصنوعی: دیروز فکر میکردم که به خاطر غم تو امروز میمیرم، اما امروز مطمئنم که هرچه تصور میکردم، درست بود.
هر تیر جفایی، که دو ابروی تو افگندبس کارگر آمد، که بزور دو کمان بود
هوش مصنوعی: هر تیر بیرحمی که دو ابروی تو به سمت من پرتاب کرد، اثرش بسیار قوی بود، به اندازهی قدرت دو کمان.
خود را خس و خاشاک درت گفت، هلالیتحقیق نمودیم بسی کمتر ازان بود
هوش مصنوعی: خود را کم ارزش و بیاهمیت پنداشت، اما ما بررسی کردیم و دیدیم که واقعاً این دیدگاه درستتر و کمتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.