تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۷۰

بهر درد دل ما از تو دوایی نرسیدسعی بسیار نمودیم، بجایی نرسید
ما اسیران بتو هرگز ننمودیم وفاکه همان لحظه بما از تو جفایی نرسید
قامتم چنگ شد و لطف تو ننواخت مرابی نوایی ز تو هرگز بنوایی نرسید
با چنین قامت و بالا نرسیدی بکسیکز تو بر سینه او تیر بلایی نرسید
دیده، گو: آب بده گلشن امید مراکز گل این چمنم بوی وفایی نرسید
حالتی نیست در آنکس، که بجان و دل اوفتنه جلوگر عشوه نمایی نرسید
گر هلالی بوصالت نرسد نیست عجبهیچ گه منصب شاهی بگدایی نرسید