شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به گذر زمان و ناکامی در رسیدن به وصال محبوب اشاره میکند. او از عمر خود و مشکلاتی که از دوری محبوب به او تحمیل شده صحبت میکند و از حیرت و پریشانیاش در این رابطه میگوید. او همچنین از بیتوجهی محبوب نسبت به خود و دلتنگی ناشی از آن سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که حتی کافر بودن به او احساس بهتری از این حالت میدهد. در نهایت، شاعر به پشیمانی از گذشته اشاره میکند و به حال خود مینگرد.
عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوزوه! چه عمرست این؟ که حال ما نمیدانی هنوز
هوش مصنوعی: عمر ما به سرعت سپری شد و هنوز هم با وجود تمام مشکلاتی که داریم، از تو بیخبر ماندهایم. آخی! این چه عمری است که هنوز حال ما را نمیدانی؟
یک نظر دیدیم دیدارت و زان عمری گذشتدیدهها بر هم نمیآید ز حیرانی هنوز
هوش مصنوعی: ما یک بار تو را دیدیم و از آن زمان، عمری سپری شده است. اما هنوز به خاطر حیرت ناشی از آن دیدار، نمیتوانیم به چشم بر هم بزنیم.
چیست چندین التفاتِ آشکارا با رقیب؟جانب ما یک نظر ناکرده پنهانی هنوز
هوش مصنوعی: چرا این همه توجه و محبت با رقیب داری؟ اما ما هنوز یک نگاه سرسری و پنهانی هم به یکدیگر نکردهایم.
در صف طاعت نشستم، روی دل سوی بتانکافری صد بار بهتر زین مسلمانی هنوز
هوش مصنوعی: من در صف بندگی نشستهام، اما دل به بتهای کافر دارم که صد بار از این مسلمان بودن بهتر است.
پیش ازین، روزی، هلالی ترک خوبان کرده بودمیکند خود را ملامت از پشیمانی هنوز
هوش مصنوعی: یک روز، هلالی از زیباییهای محبوبان دلخور شده بود و اکنون به خاطر پشیمانی، خود را سرزنش میکند.