شمارهٔ ۲۳۵
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار آرزو میکند که ای کاش خاک حریم محبوبش میبود تا همیشه در کنار او باشد. او از عشق بیقرار و نگرانیاش در مورد گذر عمر میگوید و حسرت میخورد که کاش زودتر گرفتار عشق میشد. اگر محبوب به او توجّه میکرد، او همواره در خدمتش میبود و حتی اگر حشمت و قدرت دنیا را مییافت، باز هم بنده او میماند. شاعر همچون بیمارانی که آرزوی سلامتی دارند، از دل و جان خواهان محبت و حتی ظلم محبوبش است و سالها منتظر لحظهای است که توجه او را جلب کند.
کاشکی! خاک حریم حرمت میبودممیخرامیدی و من در قدمت میبودم
هوش مصنوعی: ای کاش من از خاک حریم تو میبودم تا تو در حال قدم زدن باشی و من همیشه در کنارت باشم.
بیغم عشق تو صد حیف ز عمری که گذشت!پیش ازین، کاش! گرفتار غمت میبودم
هوش مصنوعی: عشق تو بدون غم است، اما افسوس به عمرم که هدر رفت! کاش قبل از این، به غم تو گرفتار میشدم.
گر به پرسیدن من لطف نمیفرمودیهم چنان کشته تیغ دو دمت میبودم
هوش مصنوعی: اگر به من لطف نمیکردی و نپرسیدی، من همچنان اسیر عشق تو میماندم.
گر به سررشته مقصود رسیدی دستمدست در سلسله خم به خمت میبودم
هوش مصنوعی: اگر به هدف و مقصود خود برسی، دستم را در زنجیر عشق تو قرار میدهم و به تو خدمت میکنم.
گر مرا حشمت کونین میسر میشدهم چنان بنده خیل و حشمت میبودم
هوش مصنوعی: اگر به من بزرگایی و ثروت دنیا داده میشد، باز هم مانند قبل، خدمتگزار و بنده آن wealth و بزرگی میبودم.
چون مریضی، که دلش مایل صحت باشدعمرها طالب درد و المت میبودم
هوش مصنوعی: شبیه به کسی هستم که بیمار است و دلش craving بهبودی دارد، ولی همیشه در جستجوی درد و رنج بودهام.
هرچه خواهی بکن، ای دوست، که من از دل و جانآرزومند جفا و ستمت میبودم
هوش مصنوعی: هر کاری که میخواهی انجام بده، دوست من، چون من با تمام وجود آرزوی آزار و ظلم تو را داشتم.
تا تو یک ره به کرم سوی هلالی گذریسالها چشم به راه کرمت میبودم
هوش مصنوعی: مدتها در انتظار بخشندگیت بودم، تا اینکه سرانجام یک بار به سوی من آمدی.