شمارهٔ ۲۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان تجربههای خود در میکده و جستجوی طولانیاش برای معنای زندگی میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که غم او قابل مقایسه با غم دیگران نیست و نشاندهنده عمق درد اوست. سپس به توصیف زیباییهای خداوند و تأثیر آن بر خود میپردازد و درمییابد که با شناخت حسن خدا، به شناخت واقعی از خدا نائل شده است. شاعر از عید و لذت نوشیدن شراب و شادی شکرگزاری میکند و در پایان، لباس فقر خود را به عنوان نمادی از افتخار میبیند، نشان از این که او به فخر به چیزی غیر از ثروت و مادیات دارد.
ز پیر میکده عمری در التماس شدمکه خاک درگه دیر فلک اساس شدم
هوش مصنوعی: از پیر میخانه مدتها به درگاهش التماس کردم و حالا تبدیل به خاک پای آن مکان مقدس شدم.
غم مرا بغم دیگران قیاس مکنکه من نشانه غمهای بی قیاس شدم
هوش مصنوعی: غم من را با غم دیگران مقایسه نکن، زیرا من نماد غمهای بیپایان و عمیق هستم.
مرا ز حسن تو صنع خدای ظاهر شدترا شناختم، آنگه خداشناس شدم
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای تو، یزدان را به وضوح دیدم و وقتی تو را شناختم، آنگاه به شناخت خدا نائل شدم.
سپاس عید بود پاس نقل و باده و جامهزار شکر که مشغول این سپاس شدم!
هوش مصنوعی: در این روز عید، از نوشیدنی و شادی بسیار سپاسگزارم و بابت همه خوبیها و نعمتها شکرگزارم، به حدی که در همین شکرگزاری غرق شدهام!
پلاس فقر، هلالی، لباس فخر منستمن از برای تفاخر درین لباس شدم
هوش مصنوعی: پوشیدن لباس پاره و کهنه برای من، نوعی افتخار است و من به خاطر این لباس، به تفاخر و خودنمایی پرداختهام.