شمارهٔ ۲۷۰
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل ابراز ناامیدی و درد خود از دوری و عدم دیدار معشوق میکند. او با ستایش از جایگاه معشوق، به کعبه تشبیه میکند و به این نکته اشاره میکند که حتی اگر به آنجا برود، فقط دیوارها را میبیند و نه خود معشوق. شاعر از خدای خود میپرسد که اگر در تمام عمرش یک بار هم معشوق را در بازار نبیند، چه خواهد شد. همچنین او اشاره میکند که در این شهر هیچ دلی نیست که به بلای عشق معشوق گرفتار نشده باشد. در پایان، شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و امیدوار است که روزی از زیبایی او بهرهمند شود. این احساسات نشاندهنده عمیقترین عشق و دلتنگی شاعر است.
تا کی به درت آیم و دیدار نبینم؟صد بار تو را جویم و یک بار نبینم
هوش مصنوعی: به چه مدت باید به در خانهات بیایم و تو را نبینم؟ بارها به جستجوی تو میروم اما هرگز تو را نمیبینم.
گویا حرم کوی تو کعبه است و در آنجاهر چند روم جز در و دیوار نبینم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که مکان نزدیک تو مانند کعبه است و هر بار که به آنجا میروم، فقط در و دیوار آن را میبینم و چیز دیگری نمیبینم.
دانی که مرا بزمگه عیش کدامست؟جایی که تو را بینم و اغیار نبینم
هوش مصنوعی: میدانی خوشی و شادی من در کدام جاست؟ در جایی که بتوانم تو را ببینم و دیگران را نبینم.
یارب، چه شود گر من بیدل به همه عمریک بار تو را بر سر بازار نبینم
هوش مصنوعی: خداوندا، چه میشود اگر من که بیدل هستم، در طول عمرم فقط یک بار تو را در میان جمعیت نبینم؟
امروز درین شهر دلی نیست که او رادر دام بلای تو گرفتار نبینم
هوش مصنوعی: امروز در این شهر، هیچ دلی پیدا نمیشود که از درد و مشکلات ناشی از عشق تو رنج نبرد.
او میرود و جمع رقیبان ز قفایشتا شیوه آن قامت و رفتار نبینم
هوش مصنوعی: او از پیش رو میرود و من نمیخواهم جمع رقیبان را ببینم، تا شیوه راه رفتن و رفتار آن شخص را مشاهده نکنم.
خورشید لطافت رخ یارست، هلالیآن روز مبادا که رخ یار نبینم
هوش مصنوعی: خورشید نشاندهنده زیبایی و نرمی چهره محبوب است، و من امیدوارم روزی نرسد که نتوانم چهره محبوبم را ببینم.