شمارهٔ ۲۸۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان پیوند عمیق انسانی و جاودانگی میپردازد. شاعر با تشبیه خود و دوستانش به سگ، به بیتفاوتی نسبت به ستم و غمهای دنیوی اشاره میکند. او میگوید که اگرچه مشکلات و رنجها وجود دارند، اما آنها به خاطر این رنجها خود را کمتر نمیبینند. شاعر همچنین به عدم و فراتر از دنیای مادی اشاره کرده و میخواهد که دیگران به دلیل وضعیتشان، از آنها روی بر نگردانند. در نهایت، پیام شعر دعوت به احترام و درک عمیقتر از ارتباطات انسانی است.
ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیمخاک پاییم، بهر جا که روی در قدمیم
هوش مصنوعی: ای سگ آن سر کو، ما و تو دوستانی هستیم. ما خاک پای هم هستیم و هر جا که بروی، ما در دنبالت خواهیم بود.
یار ما نیست ستمگار و جفا پیشه، ولیما ز بخت بد خود قابل جور و ستمیم
هوش مصنوعی: دوست ما سرمایهدار و ستمکار نیست، اما ما به خاطر بدی بخت خود، شایسته دشواری و سوء استفاده هستیم.
هیچ کس نیست، که او را بجهان نیست غمیما که بی قید جهانیم، گرفتار غمیم
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که به خاطر او غمی در این دنیا وجود نداشته باشد. ما که از قید و بندهای دنیا آزاد هستیم، تنها درگیر غمهای خود هستیم.
بیش و کم هر چه بما میرسد از غیب نکوستتو مپندار که: ما در طلب بیش و کمیم
هوش مصنوعی: هر چه به ما میرسد، چه خوب و چه بد، از جایی نیکوست و نباید فکر کنی که ما در پی بدست آوردن چیزهای بیشتر یا کمتر هستیم.
آمدیم از عدم، از ما اگرت هست ملالباز ما را بنگر: ساکن کوی عدمیم
هوش مصنوعی: ما از نبود به وجود آمدهایم، اگر اندکی ناراحتی از ما داری، دوباره ما را بنگر: ما در دنیای عدم ساکن هستیم.
از در خویش مران، همچو هلالی، ما راحرمتی دار، که ما ساکن بیت الحرمیم
هوش مصنوعی: از در خود بیرون نرانی، مانند هلالی که در آسمان میدرخشد، به ما احترام بگذار، زیرا ما در خانه مقدس تو زندگی میکنیم.