شمارهٔ ۲۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف جذابیت و زیبایی یک معشوق میپردازد. او از ناز و خرامش گل صحبت میکند و هر صفتی که به معشوق میزند، برای توصیف او ناکافی میداند. شاعر به شکوه و مقام بلند معشوق اشاره میکند و ابراز میکند که در برابر زیبایی او، توانایی بیان احساساتش را ندارد. او از مقام و عظمت معشوق میگوید و خود را در مقایسه با او کوچک میبیند. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که جامی از شراب بیاورد و از لذتهای معشوق یا خود جام بگوید.
ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویمهر چه گویم همه داری، ز کدامت گویم؟
هوش مصنوعی: ای گل، من از زیبایی و ناز تو حرف میزنم، اما هر چه بگویم، تو زنده و موجودی. از کدام ویژگی تو صحبت کنم؟
تو پری، یا ملکی؟ یا مه اوج فلکی؟حیرتم سوخت، ندانم، بچه نامت گویم؟
هوش مصنوعی: آیا تو پری هستی یا فرشتهای؟ یا اینکه ماه زیبای آسمان؟ من در شگفتم و نمیدانم چه نامی برای تو بگذارم.
قد برافراختی و سرو بلندت گفتمرخ برافروز، که تا ماه تمامت گویم
هوش مصنوعی: تو قامت بلندی داری و زیباییات به قدری است که میخواهم بگویم چهرهات را بیشتر نمایان کن تا بتوانم به تو حسادت کنم و تو را با ماه تمام مقایسه کنم.
کی توانم که: کنم پیش تو آغاز کلام؟من که هرگز نتوانم که سلامت گویم
هوش مصنوعی: کسی مثل من که هرگز نمیتواند سلامتیام را به درستی بیان کند، چگونه میتواند اولین کلام را در حضورت بگوید؟
در مقامی که دم از افسر جمشید زنندبنده از خاک کف پای غلامت گویم
هوش مصنوعی: در جایی که درباره مقام و عظمت جمشید صحبت میشود، من از جایگاه خود به عنوان بنده به خاک پای تو اشاره میکنم.
پاسبان ساز بدین دولت بیدار مراتا غم خود همه شب با در و بامت گویم
هوش مصنوعی: نگهبان ساز تا در این حکومت بیدارم کنی، تا بتوانم شبها غم خود را با در و دیوار تو در میان بگذارم.
ساقیا، جام بکف هوش هلالی بردییارب! از جام لبت یا لب جامت گویم؟
هوش مصنوعی: ای ساقی، با جام در دستت، زیبایی را مانند هلال ماه به من نشان دادی. حالا بگو! آیا از شراب لبهای تو میگویم یا از جامی که در دستانت است؟