تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۸۸

ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویمهر چه گویم همه داری، ز کدامت گویم؟
تو پری، یا ملکی؟ یا مه اوج فلکی؟حیرتم سوخت، ندانم، بچه نامت گویم؟
قد برافراختی و سرو بلندت گفتمرخ برافروز، که تا ماه تمامت گویم
کی توانم که: کنم پیش تو آغاز کلام؟من که هرگز نتوانم که سلامت گویم
در مقامی که دم از افسر جمشید زنندبنده از خاک کف پای غلامت گویم
پاسبان ساز بدین دولت بیدار مراتا غم خود همه شب با در و بامت گویم
ساقیا، جام بکف هوش هلالی بردییارب! از جام لبت یا لب جامت گویم؟