شمارهٔ ۳۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق میگوید. او بیان میکند که در میان عاشقان، هیچکس به اندازه او زار و رنجور نیست و در پیش عزیزان، هیچکس به اندازه او خوار نیست. شاعر اشاره میکند که اگرچه دیگران وعده وفاداری میدهند، اما هیچکس به اندازه او وفادار نیست. او از معشوق میخواهد که در کنار او بنشیند زیرا او تنها یاری است که به او وفادار است. همچنین تصریح میکند که اگر دلش بشکافند، هیچکس به اندازه او دلافگار نخواهد بود. در نهایت تأکید میکند که اگر امروز عشق گناه است، فردا هیچکس به اندازه او گناهکار نخواهد بود.
در کوی بتان نیست کسی زارتر از مندر پیشِ عزیزانِ جهان خوارتر از من
هوش مصنوعی: در محله معشوقان، کسی مثل من دلتنگتر نیست و در برابر محبوبان، از من ذلتبارتر وجود ندارد.
گفتی که: مرا یارِ وفادار بسی هستهستند، ولی نیست وفادارتر از من
هوش مصنوعی: گفتی که دوستان وفادار زیادی داری، اما هیچکس به اندازه من وفادار نیست.
گر طالبِ آنی که: به یاری بنشینیبنشین، که ترا نیست کسی یار تر از من
هوش مصنوعی: اگر خواهان آن هستی که با من بنشینی و گفتگو کنی، اینجا حاضر شو، زیرا هیچکس برای تو، بهتر و همراهتر از من نیست.
چون غنچه اگر سینهٔ تنگم بشکافیدانی که: نبودست دلافگارتر از من
هوش مصنوعی: اگر سینهام را بشکافی، مانند غنچه که باز میشود، متوجه خواهی شد که هیچکس بیشتر از من دل آزرده نیست.
خلقِ دو جهانست گرفتارِ تو، لیکندر هر دو جهان نیست گرفتارتر از من
هوش مصنوعی: مخلوقات این دو جهان به تو وابستهاند، اما در میان همه آنها، هیچکس به اندازه من گرفتار نیست.
جز من دگری را سگِ آن کوی مخوانیدکین مرتبه را نیست سزاوارتر از من
هوش مصنوعی: جز من کسی را به آن محله صدا نزنید، چون من شایستهتر از هر کس دیگری برای این مرتبه هستم.
امروز اگر عشق گناهست، هلالیفردا نتوان یافت گنهکارتر از من
هوش مصنوعی: امروز اگر دوستی و عشق را ناپسند بدانند، فردا هیچ کس را پیدا نمیکنی که گناهکارتر از من باشد.