تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۱۶

ای قدت نازک نهال جویبار چشم منلطف کن، برخیز و بنشین بر کنار چشم من
چشم مردم را غبار از گرد میباشد، ولیمیبرد گرد سر کویت غبار چشم من
اشک من هر کس که دید از کار چشمم دست شستگوشه چشمی گرفت از دست کار چشم من
قطره خون بود کز دل داشت چشمم یادگاربرکنار افتاد اکنون یادگار چشم من
گر بروی من، هلالی، سیل اشک آمد چه شد؟تا چها آید هنوز از رهگذار چشم من؟