شمارهٔ ۳۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و درد ناشی از آن اشاره میکند. او از وضعیت خود مینالد و آرزو دارد که به عشق محبوبش برسد. شاعر از ستمهایی که بر او میرود سخن میگوید و نمیخواهد که این ستمها به دیگران نیز برسد. او از غم و آههایش میسوزد و میگوید که امیدی به لطف محبوب دارد، اما در عین حال، تجربههای تلخی از ستمهایی که دیده نیز دارد. او به قدرت عشق اشاره میکند و به تبعید شدن از محبتی که عمیقاً به آن وابسته است، اشاره میکند و در نهایت به این نکته میرسد که وجود و عدم در عشق معنای متفاوتی پیدا میکند.
خاکم بره پیک حریم حرم اوباشد که بجایی برسم در قدم او
هوش مصنوعی: نمیخواهم به جایی برسم که در آنجا وجود نداشته باشم، بلکه آرزویم این است که در حضور او باشم و ذرهای از خاک پای او شوم.
بر داغ دلم مرهم راحت مگذاریدتا کم نشود راحت درد و الم او
هوش مصنوعی: به دل شکستهام هیچ دارویی نزنید، زیرا که نخواهد گذاشت درد و عذابم کاهش یابد.
زین گونه که بر من ستم دوست خوش آیدخوش نیست که بر غیر من آید ستم او
هوش مصنوعی: دوست، با ظلمی که به من میکند، برایش خوشایند است، اما ظلم او بر دیگران برایم خوشایند نیست.
می سوزم و این آه جگر سوز دلیلستکز جان و دلم دود برآورد غم او
هوش مصنوعی: من در حال سوختن هستم و این ناله دلخراش گواهی است بر اینکه از جان و دل به خاطر غم او دودی برمیآید.
داریم امید کرم از یار، ولیکندیدیم ستمها و امید کرم او
هوش مصنوعی: ما به رحمت و لطف یار امیدواریم، اما در عین حال شاهد ظلمها و بیمهریهایی نیز بودیم.
از تیغ تو صد کشته شود زنده بیک دمگویا دم جان پرور عیسیست دم او
هوش مصنوعی: از ضربهی تیغ تو، هزاران نفر کشته میشوند، اما با یک نفس، جان میگیرند؛ بهنوعی این نفس، مانند نفس پرورشدهندهی عیسی است.
گفتم که: هلالی ز غمت سوی عدم رفتگفتا: چه تفاوت ز وجود و عدم او؟
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر غمت، هلالی مانند یک ماه نو به سوی عدم و نیستی رفت. او پاسخ داد: چه تفاوتی بین وجود و عدم وجود دارد؟