شمارهٔ ۳۷۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و تناقضات در روابط انسانی و عشق میپردازد. شاعر از تغییرات اساسی در زندگی صحبت میکند، از لطفی که در گذشته وجود داشت و حالا به جور و کین تبدیل شده است. او به کمخبر بودن خوبان از درد و نیاز دوستان اشاره میکند و غمهای ناشی از این وضع را برای دل خود میطلبد. همچنین، از غمخوردن بیفایده یاد میکند، و بر اهمیت حضور یک معشوق تاکید دارد که میتواند عقل و دین را فدای خود کند. به طور کلی، شعر از عمق احساسات عشق و درد و فاصلهها در روابط انسانی میگوید.
زین پیش لطف بود و کنون جور و کین همهاول چه بود آن همه؟ آخر چه این همه؟
هوش مصنوعی: تا به حال همه چیز خوب و با لطف بود، اما حالا چرا اینقدر سختی و دشمنی وجود دارد؟ آن زمان همه چیز چگونه بود و حالا چه بر ما گذشته است؟
خوبان، ز اهل درد شما را چه آگهی؟ایشان نیازمند و شما نازنین همه
هوش مصنوعی: آیا شما از حال کسانی که در رنج و درد هستند، خبر دارید؟ آنها در پی یاری و کمک هستند، در حالی که شما با زیبایی و ناز خود در آرامش به سر میبرید.
غمهای دوست، اندک و بسیار هر چه هستبادا نصیب این دل اندوهگین همه!
هوش مصنوعی: غمهای دوست، هر چه هست، کم یا زیاد، نصیب این دل غمگین من باد.
ای دیده، از غبار رهش توتیا مجویکز گریه تو گل شده روی زمین همه
هوش مصنوعی: ای چشم، نباید در غبار راه او خیرهخیره بگردی، چرا که از اشکهای تو، زمین به گلی تبدیل شده است.
گر ناگهان به سوی هلالی قدم نهیسازد نثار مقدم تو عقل و دین همه
هوش مصنوعی: اگر ناگهان به سوی هلالی (ماه) گام برداری، عقل و دین هر دو به پای تو قربانی خواهند شد.