شمارهٔ ۳۸۳
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و خواست شاعر این است که معشوق باید بهتر از آنچه هست، باشد. او lament میکند که خاک به دامن پاک معشوق نرسد و میگوید که زیبایی معشوق در نظر دوستان نباید دچار چروک و چین شود. شاعر همچنین از آرزوی خود برای رسیدن به معشوق و در آغوش گرفتن او سخن میگوید و به تأثیر جدایی و غم ناشی از آن اشاره میکند. در نهایت، او به کنایه از شب هجر و غم جدایی از معشوق به زیبایی و درخشندگی چهره او میپردازد و تمایل به بودن در کنار او را بیان میکند.
ماه من، روی تو خوبست و چنین بایستیلیک خویت قدری بهتر ازین بایستی
هوش مصنوعی: عزیز من، زیبایی چهرهات بسیار تماشایی است و باید همینطور باشد، اما باید بگویم که صفات تو باید کمی بهتر از این باشد.
حیف باشد که رسد خاک بآن دامن پاکآسمان وقت خرام تو زمین بایستی
هوش مصنوعی: حیف است که خاک به دامن پاک آسمان برسد، در حالی که در زمان راه رفتنت، زمین باید در حالت خود بماند.
چین در ابروی تو در صحبت احباب خطاستپیش اغیار در ابروی تو چین بایستی
هوش مصنوعی: چین ابروی تو در جمع دوستان اشتباه است، اما وقتی با دیگران هستی، چنای ابروی تو باید وجود داشته باشد.
تا مگر یافتمی دست بر آن خاتم لعلهمه آفاق مرا زیر نگین بایستی
هوش مصنوعی: من امیدوارم که بتوانم به دست آن انگشتر زیبا دست پیدا کنم؛ چرا که در این صورت، همه جهان زیر کنترل و تسلط من خواهد بود.
زود برخاست ز هر گوشه بلای خط تواین بلا تا به ابد گوشه نشین بایستی
هوش مصنوعی: به سرعت از هر سو برمیخیزد، درد و بلای ناشی از قلم تو، این سختی و مشکل باید به کناری بنشیند.
بی تو خوشدل شدم از آمدن غم، که مراهمه اسباب اجل بود، همین بایستی
هوش مصنوعی: بی تو، من از آمدن غم خوشحال شدم، چون هر چیزی که به مرگ من مرتبط بود، همین باید اتفاق میافتاد.
شب هجرست، هلالی، ز مه و مهر چه سود؟امشب آن ماهرخ زهره جبین بایستی
هوش مصنوعی: شبی پر از غم و دوری است، هلالی، چه فایدهای دارد که در این شب از مه و عشق یاد کنیم؟ امشب باید آن زیبای ماهرو که پیشانیاش زیبایی را به نمایش میگذارد، در کنارمان باشد.