شمارهٔ ۳۸۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ستمهایی که معشوق بر او روا داشته، صحبت میکند و با زبان شوخی و طعنهآمیز به آن اشاره میکند. او آرزو دارد که معشوق حال او را بپرسد تا بتواند از دردها و رنجهایی که تحمل کرده، بگوید. شاعر بیان میکند که برای محبوب خود از همه چیز گذشت کرده و او را در پی خود به خاک انداخته است. همچنین به ساقی اشاره میکند و از او میخواهد که از طریق می و دلدادگی، غمها را برطرف کند. در نهایت، با وجود تمام مشکلات و رنجهایی که کشیده، شاعر به آرامش و بیخبری از دردها اشاره میکند.
بر من، ای شوخ، ستمها کردیبارک الله! که: کرمها کردی
هوش مصنوعی: ای شوخ، بر من سختیها و ظلمها روا داشتی، ولی خوشا به حالت که لطف و محبت هم به من کردی!
کاشکی! حال من از من پرسیتا بگویم: چه ستمها کردی
هوش مصنوعی: ای کاش حال من را از خودم میپرسیدی تا بگویم چه ظلمها و ناراحتیها بر من رفته است.
من به راهت قدم از سر کردمتو سرم خاک قدمها کردی
هوش مصنوعی: من برای رسیدن به تو از همه چیز گذشتهام، اما تو با پای خود بر سر من خاک میافکنی.
ساقیا، وقت تو خوش باد مدام!که به می چاره غمها کردی
هوش مصنوعی: ای ساقی، همیشه خوش باش! زیرا تو با شراب، غمها را درمان میکنی.
گرچه کشتی چو هلالی ما رافارغ از جمله المها کردی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مانند یک هلالی، کشتی ما را از تمام دردها و مشکلات رها کردی،