شمارهٔ ۳۸۹
هوش مصنوعی: این شعر نشاندهندهی دلتنگی و غم نویسنده به خاطر دوری از محبوبش است. او از جدایی و غم و اندوهی که به دلش افتاده میگوید و به یاد میآورد که محبوبش کجا رفته و در کنار چه کسی است. شاعر به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و از آن میپرسد که چرا هنوز غمخوار و درمانگر او نیست. همچنین او به شب تاریک و بینوری که بدون محبوبش دارد اشاره میکند و از او میخواهد برگردد تا زندگیش دوباره روشنایی بگیرد. در کل، شعر به نوعی حس فراق و نیاز به وصل را به تصویر میکشد.
دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟دل بی تو بجان بود، تو جانان که بودی؟
هوش مصنوعی: عزیزم، دیشب کجا رفتی و مهمانت چه کسی بود؟ دل من بی تو در苦 بود، تو که عشق من بودی؟
این غصه مرا کشت که: غمخوار که گشتی؟وین درد مرا سوخت که: درمان که بودی؟
هوش مصنوعی: این غم و اندوه به من جان میدهد که چه کسی به درد من رسیدگی کرد و این درد و رنج مرا میسوزاند که آیا کسی برای درمانم آمده است؟
با خال سیه مردم چشم که شدی باز؟با روی چو مه شمع شبستان که بودی؟
هوش مصنوعی: چشمان تو که به خاطر خال سیاه افراد تیره و تار شده، اکنون چه چیزی را مینگری؟ وقتی روی تو مانند ماه و نورانیتر از شمعهای شب است، چه کسی میتواند با تو مقایسه شود؟
ای دولت بیدار، بپهلوی که خفتی؟وی بخت گریزنده، بفرمان که بودی؟
هوش مصنوعی: ای خوشبختی بیدار، به چه کسی تکیه کردهای که در خواب هستی؟ ای شانس ناپایدار، به چه کسی فرمان میدهی که بروی؟
شوری بدل سوخته افتاد، بفرما:امشب نمک سینه بریان که بودی؟
هوش مصنوعی: شوری در دل سوختهای ایجاد شده است. بفرمایید: امشب نمک سینهات که مطمئناً در آتش عشق سوخته، کجاست؟
من با دل آشفته چه دانم که: تو امشبجمعیت احوال پریشان که بودی؟
هوش مصنوعی: من با دل نگران و آشفتهام و نمیدانم که تو امشب در میان جمعیت چه حالی داری و چه وضعیتی برایت پیش آمده است.
دور از تو سیه بود شب تار هلالیای ماه، تو خورشید درخشان که بودی؟
هوش مصنوعی: دور از تو، شب تاریک و دلگیر است. ای ماه! تو مانند خورشید درخشان و روشنایی بخش بودی.