شمارهٔ ۳۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با زبانی زیبا و دلنشین به استقبال یک جوان خوشظاهر و زیبای مانند سرو میرود. او میخواهد از زیبایی و ناز او تمجید کند و با اظهار ارادت، خودش را غلام و بندهی او معرفی میکند. شاعر با استفاده از تشبیهات، احساس شادی و خوش آمدگویی خود را به این جوان ابراز میکند و به نوعی عشق و محبتش را به او اعلام میکند. در نهایت، شاعر به او میگوید که اگر یک بار پایش را به خاک بگذارد، سنگینی محبتش را میلیونها بار احساس خواهد کرد.
ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدیاز جلوه های ناز خرامان خوش آمدی
هوش مصنوعی: ای دلیر و زیبا، خوش آمدی به میدان. تو با ناز و آرامش دلربایت به اینجا آمدهای.
خواهم چو مور بوسه زنم پای توسنتگویم که: ای سفیر سلیمان، خوش آمدی
هوش مصنوعی: میخواهم مانند یک مورچه بوسه بزنم به پای تو و بگویم: ای نماینده سلیمان، خوش آمدی.
ای من غلام سرو قد خوش خرام توکامروز همچو سرو خرامان خوش آمدی
هوش مصنوعی: ای تو، که من بندهی زیبایی و زیباییات مانند سرو است، امروز با زیبایی و وجدی که داری، به اینجا آمدهای.
یک بار اگر بخاک هلالی قدم نهیگوید هزار بار که: ای جان خوش آمدی
هوش مصنوعی: اگر یک بار به خاک هلالی پا بگذاری، آن خاک هزار بار به تو خواهد گفت: عزیزم، خوش آمدی.