تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۴۰۷

اگر بلطف بخوانی وگر بجور برانیتو پادشاهی و ما بنده توایم، تو دانی
ترا، اگر چه نیاز کسی قبول نیفتدمن از جهان بتو نازم که نازنین جهانی
بهر کسی که نشستی مرا بخاک نشاندیدگر بکس منشین، تا بر آتشم ننشانی
بهر کجا که رسیدم ز خوبی تو شنیدمچو روی خوب تو دیدم هنوز بهتر از آنی
بغیر جان دگری نیست در دل تنگمامید هست که آن هم نماند و تو بمانی
طریق مهر تو ورزم بهر صفت که توانمتو نیز مرحمتی کن بآن قدر که توانی
ز روی شوق هلالی هوای بزم تو دارددرین هوس غزلی گفت، تا بلطف بخوانی