شمارهٔ ۴۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوقی خطاب میکند که در عشق و جدایی به دل این عشق آسیب میزند و از او میخواهد که این رفتار را تغییر دهد. شاعری که از درد و رنج عشق مینالد، به یاد میآورد که چگونه معشوق به او وعدههای خوبی داده بود، اما اکنون با دلیلی ناپسند به او لطمه میزند. شاعر از زیبایی چهره معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که به جای فریب دادن عاشق، با او صادق باشد. در نهایت، شاعر از افسونهای معشوق شکایت میکند و درخواست میکند که بیش از این او را به بازی نگیرد.
ای که در عاشقکشی هر لحظه صد خون میکنیآه! اگر عاشق نماند بعد ازین چون میکنی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که هر لحظه با عشق و عاشقی، جانها را میگیری و خون میریزی، چطور میخواهی بعد از این، اگر کسانی برای عشق باقی نمانند، به این کار ادامه دهی؟
گرچه دایم بر اسیران جور میکردی ولیپیش ازین هرگز نکردی آنچه اکنون میکنی
هوش مصنوعی: هرچند همیشه بر کسانی که در زیر سلطهات بودند ظلم روا داشتی، اما هرگز تاکنون، آنچه را که حالا انجام میدهی، نکرده بودی.
وعده فرمودی که: سویت بگذرم، تا خیر چیست؟کار خیرست این، چرا نیت دگرگون میکنی؟
هوش مصنوعی: تو وعده دادی که به سمت تو میروم و از خودم میگذرم، حالا چه اتفاقی افتاده است؟ این کار خیر است، پس چرا نیتت را تغییر میدهی؟
مینمایی عارض چون آفتاب از روی مهرمهر دیگر بر سر مهر من افزون میکنی
هوش مصنوعی: چهرهات مانند آفتاب بر من میتابد و محبتت افزونتر از عشق من است.
ای فسونگر، زان پری افسانه خوانی بر سرمعاشق دیوانه را تا چند افسون میکنی؟
هوش مصنوعی: ای جادوگر، چرا همچنان با قصههای خود بر سر من عاشق دیوانه میخوانی و مرا به خواب میبری؟ تا کی میخواهی این افسونها را ادامه دهی؟