بخش ۴۲ - دیگر پرسش گرشاسب از برهمن
هوش مصنوعی: در این متن، دگر رهش از پیر دانا میپرسد که چرا در کوه تنها نشسته است و چه چیزی او را تغذیه میکند. پیر پاسخ میدهد که او سالهاست در این کوه نشسته و تغذیهاش از گیاهان است و به خدا وابسته است. او بر این باور است که زندگی آرامی دارد و نیازی به دیگران ندارد.
پیر به فلسفه زندگی اشاره میکند و میگوید که تن پروری و وابستگی به لذتهای دنیایی تن به تنهایی نمیآورد؛ بلکه روح انسان باید از دانش و خرد پیروی کند. او به ناپایداری جهان، دروغین بودن زیباییهای ظاهری و ارزش خاکی وجود انسان اشاره میکند. در پایان، او به این نتیجه میرسد که تنها خداوند است که ارزش واقعی دارد و انسان باید به درک او بپردازد و از دوگانگیها در زندگی اجتناب کند.
دگر رهش پرسید گرد دلیرکه ای از خرد بر هوا گشته چیر
هوش مصنوعی: دوباره در مسیرش از شخصی شجاع پرسید که تو که بر اثر زیرکی و هوش خود به چنین مقام بلندی رسیدهای، کجا میروی؟
بدین کوه تنها نشستت چراستچه چیزست خوردت چو پوشش گیاست
هوش مصنوعی: چرا در این کوه تنها نشستهای؟ چه چیزی تو را آزار میدهد وقتی که گیاهان وجود دارند و تو میتوانی از آنها استفاده کنی؟
بدو گفت پیرش که سالست شستکه تا من بدین کوه دارم نشست
هوش مصنوعی: پیر او به او گفت که سالهاست که در این کوه نشستهام.
گیایست پوشیدن و خوردنمسپاس کسی نیست بر گردنم
هوش مصنوعی: پوشیدن و خوردن من به خاطر کسی نیست و نیازی به تشکر از دیگران ندارم.
همه کار من با خدایست و بسنه از من کسی رنجه ، نی من ز کس
هوش مصنوعی: تمام کارها و امور من تنها در دست خداوند است و نه از کسی آزار میبیند و نه من از کسی رنجیدهام.
و گر بی کس ام نیستم بی خدایبه تنهایی او بس مرا دلگشای
هوش مصنوعی: اگرچه من کسی را ندارم، اما در تنهایی خداوند احساس یگانگی و آرامش میکنم. او برای من بسیار comforting است.
خرد نیز دارم که چون دل نژندبمانم ، کند دردم آسان به پند
هوش مصنوعی: من عقل و هوش دارم که وقتی دلگیر و غمگین هستم، با نصیحت و اندرز به راحتی میتوانم درد و غصهام را کم کنم.
تنومند را از خورش چاره نیستوزین بر تنومند بیغاره نیست
هوش مصنوعی: توانگر و نیرومند، برای نجات خود از غذا به چیزی جز آن نیاز ندارد و هیچ چیزی نمیتواند او را از این نعمت دور کند.
چو دیدی که گیتی ندارد بهااز او بس بود خورد و پوشش گیا
هوش مصنوعی: وقتی که دیدی این دنیا ارزش خاصی ندارد، دیگر بس است که به خوردن و پوشیدن چیزهای دنیا بپردازی.
چه باید سوی هر خورش تاختنشکم گور هر جانور ساختن
هوش مصنوعی: باید به سوی هر خورشید بدویم و برای هر موجودی مسکن بسازیم.
روان پرور ایدونکه تن پروریبه پروانه تن رنج تا کی بری
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی همیشه در یک زندگی راحت و آسوده بگذرانی، بلکه باید برای پرورش روح و روان خود تلاش کنی، حتی اگر این تلاش به اندازه رنج بردن از تن باشد.
کسی کش روان شد به دانش جوانگرش تن بمیرد ، نمیرد روان
هوش مصنوعی: هر کس که به علم و دانش دست یابد و روحش جوان باشد، حتی اگر بدنش بمیرد، روحش هرگز نمیمیرد.
روان هست زندانی مستمندتن او را چو زندان طبایع چو بند
هوش مصنوعی: روح او از قید و بند تن رنج میبرد، همانطور که زندانی در زندان به سر میبرد و مجبور است با فشار و محدودیتهای طبیعی دست و پنجه نرم کند.
چنانست پروردن از ناز تنکه دیوار زندان قوی داشتن
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به اینکه پرورش و تربیت از ناز و لطافت جسم، شبیه به داشتن دیواری محکم و مستحکم در یک زندان است. در واقع، این جمله به نوعی بیانگر این است که برای ایجاد شخصیت و قدرت در فرد، باید از ناز و راحتی جسمی دوری کرد و بر روی سختی و استقامت کار کرد. به عبارت دیگر، به جای راحتی و نازکی، باید به مواردی که ما را قویتر و مستقلتر میسازد، توجه کنیم.
چه باید کشید اینهمه رنج و باکبه چیزی که گوهرش یک مشت خاک
هوش مصنوعی: چه نیازی به تحمل این همه رنج و نگرانی داریم، وقتی که ارزش واقعی زندگی چیزی جز یک مشت خاک نیست؟
دمی گرش نبود بمیرد به جایبه پی گر نجنبد ، بیفتد ز پای
هوش مصنوعی: اگر لحظهای او را نبینی، مثل این است که از دنیا رفته، و اگر او را در دل خود نگه نداری، به زودی از پا میافتد.
هم از یک خوی خویش گردد نژندهم از نیش یک پشه گیرد گزند
هوش مصنوعی: انسان ممکن است از صفات ناپسند خودش دچار آسیب و ناراحتی شود و همچنین میتواند از یک آسیب کوچک و جزئی، مانند نیش یک پشه، رنج ببیند.
چه مهر افکنی بر تن و این جهانکه با تو نه این ماند خواهد نه آن
هوش مصنوعی: چقدر محبت بر بدن و این دنیا میورزی، در حالی که نه این دنیا و نه خودت در این وضعیت باقی نخواهید ماند.
جهان از بد و نیک آبستنستبرون دوستست از درون دشمنست
هوش مصنوعی: این دنیا پر از خوب و بد است. در ظاهر دوستی وجود دارد، اما در باطن دشمنی نهفته است.
چو باغیست پر میوه دارش چمنبه گردش نسیم خوش و نوسمن
هوش مصنوعی: باغی است سرشار از درختان میوه، که در اطرافش چمنزاری وجود دارد و نسیم ملایم و خوشایندی در آن میوزد.
هر آن گه که شد رام او دل به مهردگر سان شود یکسرش رنگ چهر
هوش مصنوعی: هر زمانی که دل به عشق و محبت کسی تسلیم شود، تمام وجودش به طور کامل تحت تأثیر آن شخص قرار میگیرد و رنگ و رویش تغییر میکند.
درختش بلا گردد و میوه مارنسیمش سموم و سمن برگ خار
هوش مصنوعی: درختی که باید پرثمر باشد، به طعمه ای از بلا و آسیب تبدیل میشود و میوهاش به سم و زهر بدل میگردد. نسیم که باید خوشایند و دلنشین باشد، به طرز ناخوشایندی با سموم همراه میشود و برگهایش به ناراحتی و زحمت نیشدار تبدیل میگردد.
چه ورزیش کت ندهد از رنج بربمالد به پی چون بگیرد به بر
هوش مصنوعی: هرگز نباید از زحمات و مشکلات زندگی فرار کرد، بلکه باید با استقامت و اراده در مواجهه با آنها ایستادگی کرد و بر همه سختیها غلبه نمود. وقتی به هدف خود برسیم، میتوانیم به آنچه که به دست آوردهایم، افتخار کنیم و از آن لذت ببریم.
به دوری ز خویشانت آرد نُویدنمایدت طمع و نشاند نمید
هوش مصنوعی: دوری از نزدیکانت باعث میشود که تو را به سوی آرزویی بکشاند که در واقع به تو تعلق ندارد و این خود به نوعی فریب است.
کند کوز پشتت، رخ سرخ زردجوانیت پیری ، درستیت درد
هوش مصنوعی: زمانی که جوانی و زیبایی تو به پایان میرسد و چهرهی شاداب و سرخروییات به زردی و پیری میگراید، این نشانهای از واقعیات زندگی است که باید با آن کنار بیایی، چرا که درست و راست بودن در زندگی معمولاً با دشواریها و دردهایی همراه است.
پس آنکو چنین با تو باشد به کینتو او را چرا دوست داری چنین
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر کینه و دشمنی با تو چنین رفتار کند، چرا باید او را اینگونه دوست داشته باشی؟
چه نازی به دیبا و خز و سمورکه خواهد تنت را خورد کرم و مور
هوش مصنوعی: چه زیباییای دارد لباسهای گرانبها و خوشرنگ، وقتی که در نهایت، بید و کرم بدن تو را خواهند خورد.
بسی چاره ها سازی و داوریبری رنج تا گنج گرد آوری
هوش مصنوعی: تلاشهای زیادی برای حل مشکلات خود میکنی و با قضاوت عاقلانه به دنبال راهی هستی تا از زحماتت بهرهبرداری کنی و به موفقیت برسی.
سرانجام بینی شده باد رنجبه تو رنج ماند به بدخواه گنج
هوش مصنوعی: در نهایت، خواهی دید که رنجی که به تو وارد شده، به خاطر بدخواهی دیگران است و آنها به گنجهای خود دست نخواهند یافت.
گرت نیک باید به هر دو سرایسوی کردگار جهانبان گرای
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خوبی به هر دو دنیای اینجا و آنجا دست یابی، باید به سوی خداوند جهانیان رو کنی.
سپهدار گفت از نهان و آشکارگوا چیست بر هستی کردگار
هوش مصنوعی: فرمانده گفت که دلیل وجودی و نشانههای پنهان و آشکار در طبیعت چیست و اینها چه ارتباطی با آفرینش خداوند دارد؟
نشانش چه سان و ستودنش چونچه دانی سوی یکیش رهنمون
هوش مصنوعی: نشان و علامتش را چگونه میتوان فهمید و چطور میتوان او را ستود؟ راهنمایی به سمت یکی از آنها چگونه است؟
هر آن چیز کت دل بدو رهبرستبه چیزی شناسی کزو برترست
هوش مصنوعی: هر چیزی که دل به آن میسپاری، با آنچه که برتری دارد، مرتبط است.
خدای از خرد برترست و روانبه چه چیز دانستن او را توان
هوش مصنوعی: خداوند فراتر از هر نوع دانشی است و عقل انسان قادر نیست او را درک کند.
برهمن چنین گفت کز رای پاکهمه چیزی از چرخ تا تیره خاک
هوش مصنوعی: برهمن چنین بیان کرد که از اندیشه پاک میتوان به درک و شناخت هر چیزی، از آسمان گرفته تا زمین، رسید.
به هستی یزدان سراسر گواستگوایانِ خاموش گوینده راست
هوش مصنوعی: وجود خداوند در هر جا و هر زمانی گواهی میدهد، حتی اگر برخی افراد به صورت خاموش ناپدید شوند، او خود حقیقت را بیان میکند.
زمین و آسمان وین همه اخترانهمین درهم آویخته گوهران
هوش مصنوعی: زمین و آسمان و تمام ستارهها، همه به صورت پیچیده و در هم تنیدهای از جواهرات و گوهرها هستند.
پس اینها که گه زیر و گاه از برندبگردند و هر ساعتی دیگرند
هوش مصنوعی: اینها که گاه در پایین قرار میگیرند و گاه از بالای آنها میآیند و هر لحظه تغییر میکنند، نشاندهنده ناپایداری و دگرگونیهای زندگی هستند.
گهی نوبهار آید و گاه تیرجوانست گیتی گهی گاه پیر
هوش مصنوعی: گاهی فصل بهار فرا میرسد و گاهی جوانی و سرزندگی حاکم است، اما دنیا بعضی اوقات نیز به دوران پیری و کهنگی میرسد.
زمان تا زمان چرخ را کار نوشب و روز همواره بر راه او
هوش مصنوعی: زمان هر لحظه در حال تغییر است و شب و روز همیشه در مسیر خود پیش میروند.
همان مرگ با زندگانی به همبد و نیک با شادمانی و غم
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ به هم مرتبط هستند و در کنار هم وجود دارند، همچنین شادی و غم نیز دو جنبه مختلف از تجربیات انسانی هستند که به نوعی در زندگی کنار یکدیگر قرار دارند.
ازین نیست گیتی تهی یک زمانبه گردش دَرند اینهمه بی گمان
هوش مصنوعی: این دنیا هرگز از وجود چیزها خالی نیست و در هر لحظه چیزهای زیادی در حال گردش و تغییر هستند، که این امر کاملاً مسلم و مشخص است.
ز گردش شود گردگی آشکارنشانست پس کرده بر کردکار
هوش مصنوعی: از چرخش زمان، نشانههای بزرگی و وضعیت انسان نمایان میشود. بنابراین، بر اساس عملکرد و کارهایی که انجام داده، مشخص میشود که چه فرمی از زندگی را انتخاب کرده است.
از آرام و جنبش نبد بیش چیزهمان هر دو چیز آفریدست نیز
هوش مصنوعی: هر دو حالت آرامش و حرکت از یک منشأ الهی به وجود آمدهاند و هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند.
پس آن چه نبد پیش ازین از نخستچنان دان که هست آفریده درست
هوش مصنوعی: پس بدان که هرچه از ابتدا وجود داشت، به درستی به وجود آمده است و هماکنون نیز چنین است.
چو هستیش دیدی یکی دان و بسدویی دور دار و دو مشنو ز کس
هوش مصنوعی: وقتی که وجود و هستی someone را دیدی، او را تنها به عنوان یک وجود واحد در نظر بگیر و از دوگانگی دوری کن و به هیچکس گوش نده.
یکی پادشاه و برو پادشا نشاید بُدَن هر دو فرمانروا
هوش مصنوعی: باید یکی از دو پادشاه را برای حکومت انتخاب کرد و نمیتوان هر دو را به عنوان فرمانروا قبول کرد.
که ناچار آن چیره باشد گرینکند سرکشی این بر آن و آن برین
هوش مصنوعی: اگر یکی بر دیگری برتری داشته باشد، ناگزیر آنکه قدرت بیشتری دارد، تسلط پیدا میکند، حتی اگر یکی از آنها به سرکشی بپردازد.
چو باشند این هر دوان ناتوانتوانا یکی بهتر از هر دوان
هوش مصنوعی: وقتی که این دو نفر ناتوان کنار هم هستند، یکی از آنها میتواند بهتر از هر دوی آنها عمل کند.
دو یارست باشند یا بیش و کمدویی هر دو را باز دارد ز هم
هوش مصنوعی: دو دوست هستند و یا حتی بیشتر؛ اما هر دوی آنها از یکدیگر دور میشوند.
پس آن گه کز آن زین جدایی بودچنین نه نشان خدایی بود
هوش مصنوعی: پس وقتی از آن زین جدایی به وجود آمد، چنین نشانهای نمیتواند نشانهای از خداوند باشد.
مرورا ندانی مگر هم بدویکه راهت نماید به هر جست و جوی
هوش مصنوعی: تنها کسی که خودش در مسیر پیشرفت است و تجربه کافی دارد، میتواند به دیگران راه را نشان دهد و آنها را در جستجوهایشان هدایت کند.