بخش ۶۲ - شگفتی جزیره ای که مردم سربینی بریده داشت
هوش مصنوعی: در این متن، گروهی به سفری میروند و پس از ده روز، به جزیرهای خرم و سرسبز میرسند. در این جزیره، پر از درختان و گیاهان معطر است و مردم آنجا چهرههایی تیره و به خونشناسی چشم دارند. یکی از پهلوانان از ملّاح دربارهی حال و احوال این مردم سؤال میکند و او توضیح میدهد که این وضعیت به خاطر سنتهای دیرین آنهاست. سپس انسانی دانا میگوید که هر قوم و ملتی آداب و رسوم خاص خود را دارد. در این جزیره، ثروتهای فراوانی مانند طلا، نقره و گوهرهای گرانبها وجود دارد، ولی به خاطر جنگلهای متراکم و انبوه، ملاقات با مردم آنجا دشوار است. در نهایت، آنها از آنجا سریعاً خارج میشوند.
چو ده روز رفتند ره کم و بیشجزیری دگر خرم آمد به پیش
هوش مصنوعی: بعد از گذشت ده روز، در مسیر سفر، جزیرهای دیگر خوش آب و رنگ نمایان شد.
ز هر گوشه صد میل بیشه به همچه رمح و چه صندل چه عود و بقم
هوش مصنوعی: از هر گوشه، صداهایی از جنگل به گوش میرسد، چه از چوبهای خوشبو مثل صندل و عود، و چه از گیاهان جلگهای.
همه مردمش پاک برنا و پیربه دیده چو خون و به چهره چو قیر
هوش مصنوعی: تمامی افرادش به لحاظ روحی پاک هستند، چه جوان و چه پیر، اما از نظر ظاهری چهرهای زشت و تاریک دارند، مانند خون و قیر.
سَرِ بینی هر یک انداختهبسفته درو حلقها ساخته
هوش مصنوعی: در بالای بینی هر یک دکمهای وجود دارد که حلقههایی در آن ساخته شده است.
دل ِ پهلوان گشت از آن بد گمانز ملاح پرسید هم در زمان
هوش مصنوعی: پهلوان از نگرانی و بدگمانی دلش آشفته شده بود، به همین خاطر در آن لحظه از ملوان سوال کرد.
که این بد بدیشان چه بدخواه کردکشان سفت بینی و کوتاه کرد
هوش مصنوعی: بدیبدها چه کاری کردند که آنها را به زحمت انداخت و کم کردند.
اگر تافتند این بزرگان ز راهز خردانش باری چه آمد گناه
هوش مصنوعی: اگر این بزرگان از راه خود منحرف شدند، دیگر چه گناهی بر گردن خردمندان است؟
بخندید ملاح و گفت از نخستچنین آمد آیین ایشان دُرست
هوش مصنوعی: ملوان لبخند زد و گفت، از ابتدا چنین بود که این کارها به طور صحیح انجام میشد.
به فرزند ازین گونه مادر کندکش آرایش زر و زیور کند
هوش مصنوعی: مادر برای فرزند خود با زیبایی و زرق و برق از طلا و جواهرات به خوشاندامی و زیبایی اهمیت میدهد.
همان هفته بُرّد که جان آیدشبسنبد به گوهر بیارایدش
هوش مصنوعی: همان هفتهای که روحش به آرامش میرسد، با جواهرها او را تزیین میکنند.
ازین گر ترا جای بخشایشستبه نزدیک ایشان از آرایشست
هوش مصنوعی: اگر در دل خود نیکوکاری و محبت داری، باید به دیگران و به ویژه کسانی که نزد تو محبوباند، محبت و عفو نشان دهی.
شنیدم ز دانای فرهنگ دوستکه زی هر کس آیین شهرش نکوست
هوش مصنوعی: شنیدم که یک فرد آگاه و فرهنگدوست میگوید: هر کسی باید به آداب و رسوم شهر خود احترام بگذارد.
بگشت آن همه کوه و بیشه سپاهشگفتی بسی بُد به هر جایگاه
هوش مصنوعی: آن همه کوه و جنگل تبدیل به سپاه شده بود و در هر نقطه شگفتیهای زیادی دیده میشد.
چه از کان ارزیز وز سیم و زرچه ز الماس وز گونه گونه گهر
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی از هر چیزی که از ارزش و طلا و جواهرات باشد، بالاتر و با ارزشتر است.
پراکنده سیماب در هر مغاکچه در بوته بگداخته سیم پاک
هوش مصنوعی: در هر چالهای، نقرهای درخشان دیده میشود، چه در کورهای که فلز در حال ذوب است.
بد از کهربا زرد گوهر در آبدرخشنده چون در سپهر آفتاب
هوش مصنوعی: بد از کهربا زرد، یعنی سنگی از کهربا که رنگ زرد دارد، در آب درخشنده و زیباست، همانطور که خورشید در آسمان میدرخشد.
هم از جوز هندی فراوان درختجهان کرده پر بانگشان باد سخت
هوش مصنوعی: درختانی که در جهان از جوز هندی پرورش یافتهاند، با صدای بلندی در برابر باد شدید سرود زندگی سر میدهند.
که بر شاخشان مرد اگر صدهزارشدندی نبودی یکی آشکار
هوش مصنوعی: اگر چه بر شاخ درختان مردان زیادی وجود داشته باشند، اما هیچکدام از آنها به وضوح نمایان نیستند.
از آن بوم و بر هر چشان رای بودببردند و رفتند از آن جای زود
هوش مصنوعی: از آن دیار هر که نظری انداخت، رفت و آنجا را زود ترک کرد.