بخش ۱۳۱ - پاسخ نامه گرشاسب از فریدون
هوش مصنوعی: این متن دربارهی گزارشی از شادی و خوشحالی است که پس از دریافت یک پیام مژدهآور از طرف نریمان، پهلوان نامدار، به شاه چین میرسد. محتوای پیام به قدری مثبت و خوشایند است که موجب شادی و بانشاطی در دلهای مردم و بزرگان چین میشود. بزم و جشنهای فراوانی به مناسبت این مژده برپا میشود و زیبایی زمین و آسمان به توصیف آمده است.
شاه چین، با دریافت و تأمل در این پیام و هدایا، نسبت به نریمان محبت و احترام بیشتری میورزد و در نهایت تشکری از او به عمل میآورد. پس از آن، نریمان با سپاه و بزرگانش به سمت چین میرود و جشن بزرگ و شکوهمندی به مناسبت این رویداد برپا میشود. این داستان نشاندهندهی ارزش دوستی و احترام متقابل در میان انواع مردم و پادشاهان است.
نبشت آن گهی پاسخش باز و گفترسید آن سخن های با مهر جفت
هوش مصنوعی: نویسنده در پاسخ به پرسش، با محبت و عشق گفت که سخنان آنها به هم نزدیک و هماهنگ است.
یکی نامه گویا چو فرخ سروشکه از در معنی صدف کرده گوش
هوش مصنوعی: شخصی نامهای روشن و واضح دارد، همچون آواز خوش فرخ سروش که به گوش شنونده، معنای عمیق و زیبایی را منتقل میکند.
پیام آورش مژده را مایه بودخرد را سخنهاش پیرایه بود
هوش مصنوعی: پیامآور او مژدهدهنده است و خرد را به وسیله گفتارهایش زینت میبخشد.
روان ها شد از مژده شادی سرشتبه هر دل دری برگشاد از بهشت
هوش مصنوعی: با خبر خوش شادی، دلها شاد و رها شدند و در هر قلبی دروازهای به سمت بهشت گشوده شد.
ترا تا گشادست دست بلندبود بی گمان پای دشمن به بند
هوش مصنوعی: هرگاه دستت به کار و تلاش باز باشد، دشمن نمیتواند بر تو غلبه کند و تو به راحتی از موقعیت خود دفاع خواهی کرد.
تو شیری و تیغ تو ز الماس ابرروان بار ابر و عنان دار ببر
هوش مصنوعی: تو مانند شیر قدرتمند و شجاع هستی، و شمشیری که در دست داری از الماس ساخته شده است. باران بر تو میبارد و تو هم کنترل و فرماندهی را به دست داری.
هوا نیست نز گرد تو تیره فامزمین نیست نسپرده اسپت به گام
هوش مصنوعی: هوا به خاطر وجود تو تاریک و افسرده است و زمین هم رنگش را از دست داده است. اسپ تو هم به دلیل سنگینی این حال و هوا، قدم نمیزند.
ز خون کف شیران به کفشیر تستدل و رزم و کین جفت شمشیر تست
هوش مصنوعی: تو به مانند شیرانی هستی که از خون آنها به وجود آمدهای. دل و شجاعت تو در جنگ و نزاع، به اندازهی تیغ شمشیر است.
هنرها چنین از تو نبود شگفتدلیری و رزم از تو باید گرفت
هوش مصنوعی: این هنرها نشانهی شجاعت و دلیر بودن تو نیست، بلکه باید این ویژگیها را از تو به ارث ببریم.
تو رنجی و من بر خورم از جهانهمانا که تو دستی و من دهان
هوش مصنوعی: شما در رنج هستید و من از آنچه در جهان میگذرد، آسیب میبینم. در حقیقت، شما منبعی هستید و من تنها یک مصرفکنندهام.
بیآمد به مژده نریمان گردهمه هر چه گفتی یکایک شمرد
هوش مصنوعی: نریمان به جمع آمد و هر چیزی را که گفته بودی، یکی یکی یادآوری کرد و به خاطر آورد.
اگر چند فغفور کژی گزیدز ما راستکاری و خوبی سزید
هوش مصنوعی: اگر چندین فرد منحرف و ناصحیح از ما اشتباهاتی کرده باشند، اما راستگویی و نیکی از ما به جا مانده است.
بدو چون ترا نیکویی بود رایبه نیکی فرستادمش باز جای
هوش مصنوعی: وقتی که تو مورد لطف و خوبی قرار گرفتی، من هم با نیکی و حسن نیت پیامی به تو فرستادم تا به جای خود برگردی.
چو آید بدو باز بسپار چینبه چینش از رخ بخت بزدای چین
هوش مصنوعی: وقتی او به تو بازگردد، به آرامی و با احتیاط آنچه را که در زندگیات به هم ریخته است، مرتب کن و مشکلات را از چهرهی شانس و بختت دور کن.
بر او باژ و ساو همه چین نخستنبشت و ستد عهدی از وی درست
هوش مصنوعی: برای او مالیات و خراجی جمع کرد و در آغاز کار، قراردادی از او گرفت که معتبر باشد.
به نزل و علف هر که بودند شاهبفرمود کآیند پیشش به راه
هوش مصنوعی: بسته به مقام و موقعیت هرکس، شاه دستور داد که همه به سوی او بیایند.
دو منزل شدش همره و گشت بازسپه راند فغفور با کام و ناز
هوش مصنوعی: او را در دو منزل همراهی کرد و سپاه فغفور با شور و شوق و ناز گردش بازگشت.
به بزم و به خوان هم بدان رسم پیش همی زیست در ره چو در شهر خویش
هوش مصنوعی: در جمعهای دوستانه و در جشنها، باید به همان شیوهای زندگی کنیم که در شهر خودمان زندگی میکنیم.
بزرگان بدین مژده برخاستندهمه چین و جندان بیاراستند
هوش مصنوعی: بزرگان به خاطر این خبر خوش از جا بلند شدند و همه چیز را به زیبایی آذین بستند.
زمین سر به سر دیبه چین گرفتهوا از درم ریز پروین گرفت
هوش مصنوعی: زمین به خوبی و زیبایی خود را آراسته و آسمان از نور ستارهها که همان پروین است، پر شده است.
همی هر سوی آذین دیبا زدندز شادی ثری بر ثریا زدند
هوش مصنوعی: همه جا را با پارچههای زیبا و زینتی آراسته و تزئین کردند، و از خوشحالی، ستاره ثریا را به آسمان فرستادند.
همه خاک ره گل شد از بس گلابز گِل گُل دمید از می لعل ناب
هوش مصنوعی: تمامی خاکها به خاطر بویی که گل از شاخسارهای خود میپراکند، خوشبو و عطرآگین شدهاند. گل، که به زیبایی گلابی از شیرهی ناب مایه میگیرد، به دنیا آمده است.
صدف گشت هامون ز بس در نثارشد از نافه ابر آهوی مشک بار
هوش مصنوعی: هامون به دلیل بارش باران و ریختن قطرات بر روی زمین مانند صدفی شده است، چرا که ابرها مانند آهوی خوشبو، عطر و طراوت خود را به این سرزمین هدیه دادهاند.
چنان بد ز بس گرد اسپ سپاه که از بر ندیدند کس مهر و ماه
هوش مصنوعی: به قدری اوضاع وخیم و ناپسند شده بود که هیچکس نتوانست زیبایی و نور خورشید و ماه را ببینند.
جهان پهلوان با بزرگان چینپذیره شدش چند منزل زمین
هوش مصنوعی: جهانپهلوان به همراه بزرگان چین، چندین منزل از زمین را به دست آورد و فرمانروایی کرد.
چو فغفور بنهاد در کاخ پایبیامد سر خادمان سرای
هوش مصنوعی: وقتی فغفور در قصر نشسته بود، سر خادمان به احترام او پایین آمد.
ز گرشاسب آزادی آورد پیشهمان نیز خاتون از اندازه بیش
هوش مصنوعی: گرشاسب، آزادی را به همراه آورد و آن را پیش همان خانم (خاتون) به اندازهای که فراتر از حد و اندازه است، تقدیم کرد.
که بر ما ز تو مهر به داشتستپس پرده بیگانه نگذاشتست
هوش مصنوعی: محبت و عشق تو به ما پنهان نشده و به وضوح احساس میشود، به همین دلیل هیچ بیگانهای را در میان خود راه نمیدهیم.
ز دروای ما هر چه بایست نیزهمی داد خرم ز هر گونه چیز
هوش مصنوعی: هر چه برای ما مناسب و لازم است از در باغ ما به گونهای شاداب و زیبا فراهم میشود.
ازین مژده فغفور شادی گرفتچنین کار ازو گفت نبود شگفت
هوش مصنوعی: از این خبر خوش، فغفور (پادشاه) شادی کرد و گفت که چنین کاری از او جای تعجب ندارد.
کند هر کس آن کآید از گوهرشکه هر شاخ چون تخمش آرد برش
هوش مصنوعی: هر کسی به خاطر ذات و خویش، همان چیزی را به دست میآورد که شایستهاش است؛ همانطور که هر درختی میوهای را میآورد که با ویژگیهای خود سازگاری دارد.
دگر روز شبگیر با فرهیچو بنشست برگاه شاهنشهی
هوش مصنوعی: یک روز هنگامی که فرهی بر تخت شاهنشاهی نشسته بود،...
بزرگان چین سر برافراختندبر شاه چین آمدن ساختند
هوش مصنوعی: بزرگان چین به احترام و به نشانهٔ اهمیتی که برای شاه خود قایل بودند، سرهایشان را بالا بردند و تصمیم به سفر به دربار شاه چین گرفتند.
سلب هر چه شان بد کبود و سیاهفکندند یکسر ز شادی شاه
هوش مصنوعی: همهچیز را از شاه گرفتند و او را در اندوه و غم فرو بردند.
چنان پادشاهی بر او راست شدکه گاهش بر از مه همی خواست شد
هوش مصنوعی: چنان سلطنتی بر او برقرار شد که در جایگاهش، همچون ماه در آسمان، به اوج رسید.
نخست از همه کس که بد نامدارجهان پهلوان برد پیشش نثار
هوش مصنوعی: ابتدا از هر کسی که در جهان نام نیکی ندارد، پهلوان برتر نذر و طلب بخشش میکند.
خراجی که در چین ز هر سو فرازستد بد بدو نیز بسپرد باز
هوش مصنوعی: خراجی که در چین از هر طرف جمعآوری میشود، بار دیگر به دست او سپرده میشود.
بدو داد باز آن همه شاه چینبسی هدیه بخشید نیزش جز این
هوش مصنوعی: او دوباره به آن فرد زیبا که تمام هدایا را دریافت کرده بود، داد و بسیاری از هدایا نیز به او بخشید، اما غیر از این چیزی نبود.
از آن پس به نزدیک شاه کیانیکی نامه فرمود بر پرنیان
هوش مصنوعی: پس از آن، شاه کیان دستور داد که نامهای بر روی پارچه نرم و لطیف بنویسند و به نزد او بیاورند.
گه رفتنش با مهان سپاهبرون رفت پیشش دو منزل به راه
هوش مصنوعی: گاهی او همراه با مهمانان به راه میافتد و قبل از رسیدن به مقصد، دو منزل را پشت سر میگذارد.
ورا کرد بدرود و برگشت شادجهان پهلوان سر سوی ره نهاد
هوش مصنوعی: او با خوشحالی از وداع دست کشید و قهرمان بزرگ، راهی مسیر خود شد.