بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین
هوش مصنوعی: شاعر در این داستان به توصیف ورود شاهنشاه به تخت سلطنت و ارتش روم میپردازد. یوسف و زلیخا به عنوان نماد شادی و پیروزی معرفی شده و زمانه به آرامش و امنیت رسیده است. در این مجلس، قهرمانان و پادشاهان دیگر حضور دارند و هر کس در جای خود نشسته است.
خسرو پرویز بر تخت نشسته و مملکت به او اعتماد دارد. او با پیام شادباش مواجه میشود و یادآوری میکند که باید از قدرت و ثروت خود با خردمندی استفاده کند. تاریخ به قهرمانان بزرگ دیگر اشاره میکند و خطراتی که در پشت قدرت نهفتهاند را بیان میکند.
شاعر به ما یادآور میشود که نباید به ظاهرسازیها اعتماد کرد و باید از عواقب فریب و حماقت برکنار بود. در نهایت، خسرو از اندوه به خاطر بهرام صحبت میکند و نگرانی او را از وضعیت کشور و مشکلات آن نشان میدهد. این داستان درسی از حکمت و تدبیر در مواجهه با قدرت و مسئولیتهای آن است.
چو شاهنشاه صبح آمد بر اورنگسپاه روم زد بر لشگر زنگ
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید مانند یک پادشاه بر تخت سلطنت خود ظاهر شد، نیروهای روم بر سپاه زنگی حمله کردند.
برآمد یوسفی نارنج در دستترنج مه زلیخاوار بشکست
هوش مصنوعی: نوجوانی با زیبایی و جذابیت خاصی وارد میشود و در دستش میوهای نارنجی رنگ دارد. این تصویر یادآور داستان زلیخا و یوسف است که در آن زیبایی یوسف توجه زلیخا را جلب میکند و او را تحت تأثیر قرار میدهد. در واقع، این صحنه نمادین به نشان دادن زیبایی و شگفتی میپردازد.
شد از چشم فلک نیرنگسازیگشاد ابرویها در دلنوازی
هوش مصنوعی: از آسمان نیرنگی به یادگار مانده که باعث شده ابروها زیبایی خاصی پیدا کنند و در دلها محبت و نشاط ایجاد کنند.
در پیروزهگون گنبد گشادندبه پیروزی جهان را مژده دادند
هوش مصنوعی: در گنبدی که رنگ پیروزی دارد، جشن و شادی برپا کردند و به همه دنیا خبر خوش پیروزی را انتقال دادند.
زمانه ایمن از غوغا و فریادزمین آسوده از تشنیع و بیداد
هوش مصنوعی: دوران، آرام و بیهیاهو است و زمین از انتقاد و ظلم پاک و آسوده شده است.
به فال فرخ و پیرایهٔ نونهاده خسروانی تختِ خسرو
هوش مصنوعی: با خوششانسی و زینتهای تازه، تاج و تخت پادشاهی بر پا شده است.
سراپرده به سدره سر کشیدهسماطینی به گردون بر کشیده
هوش مصنوعی: سقف آسمان به مانند پرچم بلندی بر فراز نشسته و سفرهای از نعمتها در دوردستها گسترده شده است.
ستاده قیصر و خاقان و فغفوریک آماج از بساط پیشگه دور
هوش مصنوعی: قیصر و خاقان و فغفور همه یک جا جمع شدهاند و از بساط و جشن و کارهای شان دور شدهاند.
به هر گوشه مهیا کرده جاییبر او زانو زده کشورخدایی
هوش مصنوعی: در هر گوشه، جایی برای او آماده کرده و به احترامش زانو زدهاند، مانند کشوری که در برابر خداوند سر تسلیم فرود آورده است.
طرفداران که صف در صف کشیدندز هیبت پشت پای خویش دیدند
هوش مصنوعی: طرفداران وقتی صف کشیدند، به خاطر قدرت و شکوهی که داشتند، از پشت سر خود، منظرهای بلند و تاثیرگذار را مشاهده کردند.
کسی کش در دل آمد سر بریدننیارست از سیاست باز دیدن
هوش مصنوعی: اگر کسی به دل انسان راه یابد و او را به شدت تحت تأثیر قرار دهد، دیگر نمیتواند با سیاست و در فکر و تدبیر باشد.
ز بس گوهر کمرهای شبافروزدر گستاخبینی بسته بر روز
هوش مصنوعی: از شدت زیبایی و درخشش ستارهها در شب، چشمها به طرز جالبی به سوی روشنایی روز بسته شدهاند.
قبا بسته کمردارانِ چون پیلکمربندی زده مقدار دَه میل
هوش مصنوعی: شماری از پهلوانان و جنگجویان به مانند فیل، کمربندهایی بر کمر بستهاند که نشاندهنده قدرت و استقامت آنهاست.
در آن صف کهآتش از بیم آب گشتیسخن گر زر بدی، سیماب گشتی
هوش مصنوعی: در آن جمعی که به خاطر ترس از آب، آتش به وجود آمد، اگر تو سخن طلا بگویی، به شکل جیوه درمیآیی.
نشسته خسرو پرویز بر تختجوان فَر و جوان طبع و جوان بخت
هوش مصنوعی: خسرو پرویز بر تخت سلطنت نشسته است، در حالی که جوانی، زیبایی و بخت خوشی دارد.
دو رویه گِردِ تخت پادشاییشکشیده صف غلامان سراییش
هوش مصنوعی: دو طرف تخت سلطنتش را با صفی از غلامان خانهاش پر کرده است.
ز خاموشی در آن زرینهپرگارشده نقش غلامان نقش دیوار
هوش مصنوعی: در سکوت، آن نقشهای زیبا بر دیوار، نشاندهندهی حضور غلامان است.
زمین را زیر تخت آرام دادهبه رسم خاص بار عام داده
هوش مصنوعی: زمین را به گونهای آرام کرده که زیر تخت قرار گرفته و به این ترتیب، به مردم نشان میدهد که با احترام و اهمیت خاصی به آنان برخورد میشود.
به فتحالباب دولت بامدادانز در پِیکی در آمد سخت شادان
هوش مصنوعی: در صبح زود، با خوشحالی و شور و نشاط، کسی به دروازهای وارد شد.
زمین بوسید و گفتا شادمان باشهمیشه در جهان، شاهِ جهان باش
هوش مصنوعی: زمین را بوسید و گفت: همیشه در دنیا شاد باشید و مانند پادشاه زندگی کنید.
تو زرین بهره باش از تخت زرینکه چوبین بهره شد بهرام چوبین
هوش مصنوعی: تو که از زندگی و نعمتهای برتر بهرهمند هستی، بدان که برخی نیز از چیزهای ساده و بیارزش ممکن است بهرهمند شوند، مانند بهرام چوبین که به مقام و شرایط نازلی رسیده است.
نشاط از خانهٔ چوبین برون تاختکه چوبین خانه از دشمن بپرداخت
هوش مصنوعی: شادی از خانه چوبی خارج شد و به خاطر نارضایتیاش از دشمن، به شدت تحت فشار بود.
شهنشاه از دل سنگین ایاممثل زد بر تن چوبین بهرام
هوش مصنوعی: پادشاه در روزهای سخت و پرچالش مانند بهرام، با جسارت و استقامت از دل سنگینیها عبور میکند و به مبارزه میپردازد.
که تا بر ما زمانه چوبزن بودفلک چوبکزن چوبینهتن بود
هوش مصنوعی: در این جهان، زمانی که قضا و قدر بر ما سخت میگیرد، خداوند فرستادهای از جنس چوب را برای تنبیه ما به کار میگیرد.
چو چوب دولت ما شد برآورمه چوبینه چوبین شد به خاور
برآور: میوه آور، میوهدار
نه این بهرام اگر بهرام گور استسرانجام از جهانش بهره گور است
هوش مصنوعی: اگرچه بهرام مانند فردی بزرگ و با شکوه به نظر میرسد، در نهایت سرنوشت او تنها خاک و گوری خواهد بود.
اگر بهرام گوری رفت ازین دامبیا تا بنگری صد گور بهرام
هوش مصنوعی: اگر بهرام گوری از این تله و دام برود، بیا تا ببینی که چه تعداد از گورهای بهرام وجود دارد.
جهان تا در جهان یاریش میکردتمنای جهانداریش میکرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا در کنار انسان بود و او را حمایت میکرد، او نیز آرزوها و خواستههای بزرگ و زیبای خود را داشت.
کجا آن شیر کز شمشیرگیریچو مستان کرد با ما شیرگیری
هوش مصنوعی: کجا آن شیر، که با قدرت و شجاعت، در میدان نبرد مانند مردان شجاع، با ما در کار شیرگیری و شکار همراهی کرد؟
کجا آن تیغ کهآتش در جهان زدتپانچه بر درفش کاویان زد
هوش مصنوعی: کجا آن شمشیری است که آتش را در دنیا افکند و به درفش کاویان ضربه زد؟
بسا فرزانه را کاو شیرزاد استفریب خاکیان بر باد داده است
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد باهوش و نیکوکار وجود دارند که از زادگاه و خانواده خود به دنیا آمدهاند، اما فریب انسانهای دنیاطلب و مادّی را خورده و به حالتی دچار شدهاند که همه چیز را از دست دادهاند.
بسا گرگ جوان کز روبَهِ پیربه افسون بسته شد در دام نخجیر
هوش مصنوعی: بسیاری از گرگهای جوان به خاطر فریبکاری روباههای پیر به دام شکارچیان گرفتار میشوند.
از آن بر گرگ روبَه راست شاهیکه روبَه دام بیند گرگ ماهی
هوش مصنوعی: اگر به دقت به اطراف خود نگاه کنی، ممکن است متوجه شوی که در برخی مواقع، درندهای چون گرگ نزدیک به درندگان دیگری مانند روباه قرار دارد. اگر روباه با چشمانی هوشیار دامهای موجود را ببیند، ممکن است آن را در تلهی خطر بیافتد. این مسأله نشاندهندهی اهمیت هوشیاری و دقت در زمان مواجهه با خطرات و موقعیتهای حساس است.
بسا شه کَز فریب یافهگویانخصومت را شود بیوقت جویان
هوش مصنوعی: بسیاری از شاهان به خاطر فریب سخنچینان دچار دشمنی میشوند، در حالی که این دشمنی بهخاطر نادانی و ناآگاهی آنهاست.
سرانجام از شتابِ خامتدبیربه جای پرنیان بر دل نهد تیر
هوش مصنوعی: در پایان، به خاطر شتاب و ناپختگی در تصمیمگیری، به جای داشتن زندگی راحت و نرم، درد و رنج به دل خواهد نشست.
ز مغروری کلاه از سر شود دورمبادا کس به زور خویش مغرور
هوش مصنوعی: از فرد مغرور دوری کن، زیرا ممکن است کلاهی که به او میزند، به نرمی از سرش بیفتد. نگذار کسی به خاطر قدرت یا تواناییاش، تو را فریب دهد.
چراغ اَر چه ز روغن نور گیردبسا باشد که از روغن بمیرد
هوش مصنوعی: چراغ هرچند که نورش را از روغن میگیرد، ممکن است در نهایت به خاطر همان روغن خاموش شود.
خورشها را نمک رو تازه داردنمک باید که نیز اندازه دارد
هوش مصنوعی: خورشها برای خوشطعم شدن نیاز به نمک دارند، اما باید دقت کرد که مقدار نمک مناسب باشد و زیادهروی نشود.
مخور چندان که خرما خار گرددگوارش در دهن مُردار گردد
آنقدر زیاد خرما (و غذا) مخور که تن دچار خار (و درد دندان و دمل، یا نیشتر طبیب) شود و از بد گواریدن (و سوءهضم) دهان مثل مردار (بدبو) گردد.
چنان خور کز ضرورتهای حالتحرام دیگران باشد حلالت
هوش مصنوعی: هر چند که نیاز تو ممکن است باعث شود چیزی که برای دیگران حرام است برای تو مجاز باشد.
مُقیمی را که این دروازه بایدغم و شادیش را اندازه باید
هوش مصنوعی: این دروازه باید برای کسی باشد که بتواند غم و شادیاش را به اندازه و با اعتدال تجربه کند.
مَجو بالاتر از دوران خود جایمکش بیش از گلیم خویشتن پای
هوش مصنوعی: بهتر است که در جهت و اندازهی زندگی خود پیش بروی و از حدود و مرزهای تواناییهایت فراتر نروی. یعنی نباید به اندازهای فراتر از استعداد و قابلیتهای خود انتظار داشته باشی.
چو دریا بر مزن موجی که داریمپر بالاتر از اوجی که داری
موج زدن کنایه است از پُر ادعایی و خودستایی.
به قدر شغل خود باید زدن لافکه زردوزی نداند بوریاباف
هوش مصنوعی: انسان باید به اندازه آشنایی و تخصص خود درباره کارش صحبت کند؛ چرا که کسی که زردوزی (کار با طلا و نقره) نمیداند، نمیتواند در مورد بافندگی (کار با پارچه) نظر دهد.
چه نیکو داستانی زد هنرمندهلیله با هلیله قند با قند
هوش مصنوعی: هنرمند با مهارت و زیبایی، داستانی زیبا را به تصویر کشیده است که در آن هلیله و قند با همدیگر ارتباطی جذاب و شیرین برقرار کردهاند.
نه فرخ شد نهاد نو نهادنره و رسم کهن بر باد دادن
هوش مصنوعی: نه خوشحالی به همراه آوردن چیزهای جدید، نه درهم شکستن روشها و سنتهای قدیمی.
به قندیل قدیمان در زدن سنگبه کالای یتیمان بر زدن چنگ
هوش مصنوعی: در گذشته، در شادی و خوشحالی دیگران، به ویژه در مورد افراد نیازمند، باید با محبت و دلسوزی رفتار کرد و از آنها حمایت کرد. اینگونه باید به جمعآوری نیکی و کمک به دیگران پرداخت.
هر آن کاو کِشت تخمی، کشته بر دادنه من گفتم که دانه زو خبر داد
هوش مصنوعی: هر کسی که چیزی را در زندگی آغاز کند، نتیجهاش را خود باید ببیند و هیچکس نمیتواند به جای او از تجربیات او صحبت کند.
نه هر تخمی درختی راست رویدنه هر رودی سرودی راست گوید
هوش مصنوعی: هر بذری درخت مناسب خودش را نمیسازد و هر جریانی هم نمیتواند حقیقت را مطرح کند.
به سرهنگی حمایل کردنِ تیغبسا مه را که پوشد چهره در میغ
با زور و دست زور داشتن و شمشیر داشتن چه بسیار افراد را که سر به باد میدهد.
تو خونریزی مبین کاو شیر گیردکه خونش گیرد اَر چه دیر گیرد
تو به این نگاه مکن که شیر چگونه خونریزی میکند؛ به این نگاه کن که آن خون آخر دامنش را میگیرد اگرچه دیر باشد و زمان ببرد.
از این ابلقسوارِ نیمزنگیکه در زیر ابلقی دارد دو رنگی
هوش مصنوعی: از این سوار با رنگهای متضاد که زیر رنگ ابلقش، رنگهای دیگری نیز دارد.
مباش ایمن، که با خوی پلنگ استکجا یکدل شود؟ آخر دو رنگ است
هوش مصنوعی: مراقب باش که به کسی که دارای طبیعتی خطرناک و غیرقابل اعتماد است، اعتماد نکنید. زیرا او مثل یک پلنگ است که به هیچوجه نمیتوان انتظار داشت که با یک دل باشد؛ در واقع او دو رو دارد و نمیشود به او اطمینان کرد.
ستم در مذهب دولت روا نیستکه دولت با ستمگار آشنا نیست
هوش مصنوعی: ستم و ظلم در قوانین حکومت جا ندارد، زیرا دولت به خوبی میداند که ظلم و ستم چه عواقبی دارد.
خری در کاهدان افتاد نآگاهنگویم وای بر خر، وای بر کاه
هوش مصنوعی: خر به طور ناگهانی در کاهدان افتاده، و من نمیگویم که چقدر برای خر بد است، بلکه نگرانم که این وضعیت چه بر سر کاه میآورد.
مگس بر خوان حلوا کی کند پشت؟به انجیری غُرابی چون توان کشت؟
هوش مصنوعی: چرا مگس بر روی سفره حلوا نشسته و حضورش را حس نمیکند؟ چگونه میتوان درختی را که انجیر میدهد، از بین برد؟
به سیم دیگران زرین مکن کاخکزین دین رخنه گردد، کیسه سوراخ
هوش مصنوعی: به دیگران طلا و نقره نده، چون این کار باعث میشود که دین و ایمان خودت آسیب ببیند و در نهایت به ضررت تمام شود.
نگه دار اندرین آشفته بازارکدین گازُر از نارنج عطار
هوش مصنوعی: در این بازار شلوغ و آشفته، مراقب باش که کسی با استفاده از داروهای خاص نتواند تو را گیج کند و از تو بهرهبرداری کند. نارنج عطار هم بهعنوان نماد و نشانهای از چیزهای دارویی و مؤثر به کار رفته است.
مشو خامش چو کار افتد بهزاریکه باشد خامشی نوعی ز خواری
وقتی کار به تنگی و زاری کشید خاموش و ساکت منشین که در اینجا سکوت نوعی خواری و ذلت است.
شنیدستم که در زنجیر عامانیکی بودهست ازین آشفتهنامان
شنیدهام که شخصی بود که به زنجیر (جهل) عوام گرفتار شده بود و او را دیوانه مینامیدند
چو با او ساختی نابالغی جنگبه بالغتر کسی برداشتی سنگ
آن آشفتهنام، هرگاه کودکی او را اذیت میکرد، به بزرگترها حمله میکرد.
بپرسیدند کز طفلان خوری خارز پیران کین کشی؟ چون باشد این کار؟
از او پرسیدند که بچهها تو را اذیت میکنند آنوقت تو از بزرگترها کین میکِشی و انتقام میگیری؟ چرا؟ (کین کشیدن یا کینه کشیدن یعنی انتقام)
به خنده گفت اگر پیران نخندندکجا طفلان ستمکاری پسندند
به خنده پاسخ داد که اگر بزرگترها و پیران نخندند (به من نخندند و با خنده آنها را تشویق نکنند) کودکان کی چنین آزار میرسانند؟
چو دست از پای ناخشنود باشدبه جرم پای، سر مأخوذ باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی از پاهایش ناراضی باشد، به خاطر اشتباهی که کرده است، مسئولیت عواقب آن بر عهده سر او خواهد بود.
به جباری مبین در هیچ درویشکه او هم محتشم باشد بر خویش
هوش مصنوعی: به کسی که خود را بزرگ و قدرتمند میبیند، در هیچ درویشی از روی جباریت خود رفتار نکن، چرا که او نیز ممکن است در درونش شرافت و احترام داشته باشد.
ز عیب نیک مردم دیده بردوزهنر دیدن ز چشم بد میآموز
هوش مصنوعی: اگر عیبهای دیگران را ببینی، بر خودت هنر خودسازی را بیاموز و از نگاه بدی که دیگران به تو دارند، درس بگیر.
هنر بیند چو عیب این چشم جاسوستو چشم زاغ بین، نه پای طاووس
هوش مصنوعی: هنر را در چشمان تو میبیند که نقصی در آن وجود ندارد. تو مانند چشمان زاغ، فقط عیوب را میبینی و نه زیباییهای طاووس.
تو را حرفی به صد تزویر در مشتمنه بر حرف کس بیهوده انگشت
هوش مصنوعی: تو با زبان فریب و تزویر خود، به کسی که از دروغ و نیرنگ حرف میزند، نیازی نداری که بیخود به او اشاره کنی.
به عیب خویش یک دیده نمایی؟به عیب دیگران صد صد گشایی؟
هوش مصنوعی: آیا میتوانی تنها یک بار به عیب خودت توجه کنی، در حالی که به عیوب دیگران به شدت و به طور فراوان میپردازی؟
نه کم ز آیینهای در عیبجويیبه آیینه رها کن سخترویی
هوش مصنوعی: این بیت به ما میآموزد که در انتقاد و عیبجویی از دیگران مانند یک آینه عمل نکنیم، بلکه باید سختگیری و قضاوتهای تند و تیز را کنار بگذاریم و با دیدی مثبت و بخشنده به دیگران بنگریم.
حفاظ آینه این یک هنر بسکه پیش کس نگوید غیبت کس
نگهدارنده آیینه همین یک هنر بس که از کسی که حضور ندارد حرفی نمیزند و غیبت نمیکند.(حفاظ در لغت یعنی نگهدارنده و نیز به معنی پرهیزگاری و شرم و حیاست؛ بیت یعنی هرکس که از عیب دیگران نگفت و غیبت نکرد شایسته است که بخاطر همین یک هنر پرهیزگار نامیده شود)
چو سایه روسیاه آنکس نشیندکه واپس گوید آنچ از پیش بیند
هوش مصنوعی: هر کس که بداند و از حقیقت پشت کند، همچون سایهای سیاه و تیره خواهد بود.
نشاید دید خصم خویش را خردکه نرد از خامدستان کم توان برد
هوش مصنوعی: دیدن دشمن خود در حالتی که ضعیف و ناتوان باشد، جایز نیست، چون افراد کمتجربه و ناغافل نمیتوانند در بازی دلایل قانعکنندهای ارائه دهند.
مشو غره بر آن خرگوش زرفامکه بر خنجر نگارد مردِ رسام
هوش مصنوعی: به خودت مغرور نشو به خاطر این که یک خرگوش زیبا با رنگ جالبی را دیدی، زیرا ممکن است فقط ظاهرش فریبنده باشد و در عمل ضعف هایی داشته باشد.
که چون شیران بدان خنجر ستیزندبِدو خون بسی خرگوش ریزند
هوش مصنوعی: وقتی شیران با آن خنجر (یا شمشیر) به نبرد میپردازند، خون زیادی از خرگوشها خواهد ریخت.
در آب نرمرو منگر به خواریکه تند آید گَه زنهار خواری
هوش مصنوعی: به آرامی و نرمی در زندگی حرکت کن و به پایین آمدن و افت نمیاندیشی، زیرا گاهی اوقات ممکن است به ناگهان به بلندی و موفقیت برسی.
بر آتش دل منه کاو رخ فروزدکه وقت آید که صد خرمن بسوزد
هوش مصنوعی: بر دل خود آتش نگذار که چهرهاش شوقبرانگیز است، زیرا زمانی خواهد رسید که این شعله به اندازهای بزرگ خواهد شد که تمام خرمنها را خواهد سوزاند.
به گستاخی مبین در خندهٔ شیرکه نه دندان نماید بلکه شمشیر
هوش مصنوعی: به طور مستقیم به خندهی شیر نگاه نکن، زیرا این خنده فقط ظاهر است و دندانهای او در واقع تیغی خطرناک را نشان میدهد.
هر آن کس کاو زند لاف دلیریز جنگ شیر یابد نام شیری
هوش مصنوعی: هر کسی که در مورد دلیری و شجاعت خود در جنگ با شیر به بزرگمنشی صحبت کند، در واقع در این زمینه به مقام و نامی بس بزرگ دست خواهد یافت.
چو کینخواهی ز خسرو کرد بهرامز کین خسروان خسرو شدش نام
هوش مصنوعی: وقتی بهرام به عنوان انتقامجو، به کشته شدن خسرو پرداخت، او نیز به خاطر این عمل خود، به لقب خسرو معروف شد.
بِهْ اَر با کم ز خود، خود را نسنجیکز افکندن وز افتادن برَنجی
هوش مصنوعی: اگر خودت را با دیگران مقایسه نکنی، هرگز نگران شکست و سقوط نخواهی شد.
ستیزه با بزرگان بِهْ توان بردکه از همدستیِ خُردان شوی خُرد
هوش مصنوعی: در نبرد با افرادی بزرگ و با مقام، میتوان پیروز شد، اما اگر به کمک و همدلی افراد ضعیف و کممقدار تکیه کنی، خود نیز کوچک و بیاهمیت میشوی.
نهنگ آن بِهْ که در دریا ستیزدکز آب خُرد ماهی خُرد خیزد
هوش مصنوعی: بهتر است که نهنگ در دریا مبارزه کند، زیرا از آبهای کوچک، ماهیهای کوچک بیرون میآیند.
چو خسرو گفت بسیاری درین باببزرگان ریختند از دیدگان آب
هوش مصنوعی: خسرو گفت که بسیاری از بزرگترها در این موضوع اشک ریختهاند و غمگین شدهاند.
فرود آمد ز تخت آن روز دلتنگروان کرده ز نرگس آب گُلرنگ
هوش مصنوعی: در آن روز، دلی که غمگین بود از جایگاه خود پایین آمد و از چشمانش اشکهایی چون آب گل تازه جاری شد.
سه روز اندوه خورد از بهر بهرامنه با تخت آشنا میشد نه با جام
هوش مصنوعی: سه روز به خاطر بهرام غمگین بود و نه به تخت سلطنت میپرداخت و نه به میگساری و شادی.