بخش ۹۷ - گذشتن از جهان
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به دنیای دربار و رازهای آن اشاره میکند. او به دریا و زیباییهایش میبالد و از یارانی سخن میگوید که خوابهایی دارند ولی هیچگاه درباره آنها صحبت نمیکنند. در پاسخ به او، یک دانای نهانی میگوید ارزش واقعی در این جهان است، نه در آن جهان. او به تضادها اشاره میکند که همانند ترنم موسیقی در این ساز نمیگنجد و بیان میکند که نفس در آتش میسوزد و اگر آتش را در آب بیندازند، از بین میرود. این سخنان به عمق و پیچیدگی زندگی و تفاوتهای آن در دنیای مادی و معنوی اشاره دارد.
دگر ره گفت کای دریای دُربارچو دُر صافی و چون دریا عجبکار
هوش مصنوعی: گفتند ای دریای بزرگ و با ارزش، تو مانند مرواریدهایی هستی که در روشنی و زیبایی درخشانند و همچون دریا، شگفتانگیز و پر رمز و راز.
عجب دارم ز یارانی که خفتندکه خواب دیده را با کس نگفتند
هوش مصنوعی: تعجب میکنم از دوستانی که خوابیدهاند، زیرا خوابهایشان را با هیچکس در میان نمیگذارند.
همه گفتند چون ما در زمین آینگوید کس چنین رفتم چنین آی
هوش مصنوعی: همه گفتند وقتی ما به زمین میرویم، هیچکس اینطور نخواهد گفت که من اینگونه بودهام و اینطور میروم.
جوابش داد دانای نهانیکه نقد این جهانست آن جهانی
هوش مصنوعی: یکی از دانایان پنهانی به او پاسخ داد که ارزش واقعی، در این دنیا وجود دارد و نه در جهانی دیگر.
نگنجد آن ترنم اندرین سازمخالف باشد ار برداری آواز
هوش مصنوعی: اگر صدای دلنشین نتواند در این ساز ناهماهنگ جا بگیرد، حتی اگر بخواهی که آوازش را بلند کنی، باز هم محال است.
نفس در آتش آری دم بگیردو گر آتش در آب آری بمیرد
هوش مصنوعی: اگر نفس در آتش باشد، میتواند انرژی و حرارت را بگیرد، اما اگر آتش در آب بیفتد، خواهد مرد و خاموش میشود.