بخش ۱۰۰ - در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگ
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به یادآوری تجربیات دنیوی و زندگی پس از مرگ میپردازد. او از پیر دانشآموز میپرسد که آیا در آن دنیا نیز میتوان به یاد داستانها و نشانههای این زندگی بود؟ پیر با نوری که دارد، به او یادآوری میکند که او پیش از ورود به دنیا، نور و آگاهی داشته و در آن دنیا نیز نخواهد توانست به جزئیات این زندگی تکیه کند. او همچنین هشدار میدهد که ممکن است در روزگار دیگر، آدمی، یاد و خاطرات این زندگی را فراموش کند.
دگر ره گفت «بعد از زندگانیبه یاد آرم حدیث این جهانی؟»
هوش مصنوعی: شخصی دیگر میگوید: «پس از مرگ، به یاد میآورم که در این دنیا چه تجربیاتی داشتهام.»
جوابش داد پیرِ دانشآموزکه «ای روشنچراغِ عالمافروز
هوش مصنوعی: پیر دانا به او گفت: «ای نور روشن کننده جهان»
تو آن نوری که پیش از صحبت ِ خاکولایت داشتی بر بام افلاک
هوش مصنوعی: تو نوری هستی که پیش از آنکه با خاک سر و کار داشته باشی، در آسمانها درخشان بودی.
ز تو گر باز پرسند آن نشانهانیاری هیچ حرفی یاد از آنها
هوش مصنوعی: اگر از تو درباره آن نشانهها بپرسند، هیچ حرفی از آنها را به یاد نخواهی آورد.
چو روزی بگذری زین محنتآباداز آن ترسم کز این هم ناوری یاد
هوش مصنوعی: شبی که از این دنیای پر از درد و رنج بگذری، نگرانم که فراموش کنی حتی این دشواریها را.
کسی کاو یاد نارد قصهٔ دوشتواند کردن امشب را فراموش»
هوش مصنوعی: اگر کسی یاد نکند داستان شب گذشته را، میتواند امشب را فراموش کند.