بخش ۱۰۷ - تمثیل موبد چهارم
هوش مصنوعی: مرد موبد در این بخش درباره رازهایی صحبت میکند که مانند یک عروسی در حجله ناز به شخصی تعلق دارد. او به زیبایی عروس که چون ماه میدرخشد، اشاره میکند و همچنین به دیوانگی که به آن نسبت داده میشود. او میگوید که هیچکس نمیتواند از زیبایی او دل بکند و همچنین نمیتواند با دیوانگی او کنار بیاید. مرد از دیوانگی فراری است، مانند آهو از شیر. آنها وقتی به این موضوع فکر میکنند، قصهها و افسانههایی را درباره مردهها میخوانند، اما هیچکس نمیداند که راز مردهها چیست، به جز پیامبران که به خاطر امانتدارییشان نمیتوانند آن را به نامحرم بگویند.
چهارم مرد موبد گفت کاین رازبه شخصی مانَد اندر حجله ناز
هوش مصنوعی: مرد موبد چهارم گفت که این راز باید به کسی گفته شود که در محیطی خصوصی و صمیمی باشد.
عروسی در کنارش خوب چون ماهبدو در یافته دیوانگی راه
هوش مصنوعی: عروسی در کنارش بسیار زیبا است، مانند ماهی که در تابش خود دیوانگی را فرامیخواند.
نه بتوان خاطر از خوبیش پرداختنه از دیوانگی با وی توان ساخت
هوش مصنوعی: نه میتوان دل را از زیباییاش جدا کرد و نه میتوان از روی دیوانگی با او کنار آمد.
هم آخر چون شود دیوانگی چیرگریزد مرد از او چون آهو از شیر
هوش مصنوعی: وقتی دیوانگی به پایان برسد، مرد از آن میگریزد مانند اینکه آهو از شیر فرار میکند.
در این اندیشه لختی قصه راندندورق نادیده حرفی چند خواندند
هوش مصنوعی: مدتی به تأمل نشسته و داستانی را ورق زدند و بدون اینکه ببینند، چند جملهای را هم خواندند.
چو میمردند میگفتند هیهاتکزین بازیچه دور افتاد شهمات
هوش مصنوعی: وقتی که از دنیا میرفتند، میگفتند ای وای، از این سرگرمی و بازی دور افتادم.
ز مرده هر کسی افسانه راندنمرده راز مرده کس نداند
هوش مصنوعی: هر کسی از مردهها داستانی میگوید، اما هیچکس از راز واقعی آنها آگاه نیست.
مگر پیغمبران کایشان امینندبه نامحرم نگویند آنچه بینند
هوش مصنوعی: آیا پیامبران نمیدانند که باید اسرار و اطلاعات خصوصی را به افراد بیمورد نگویند؟ آنها به خاطر امانتداری و صداقت خود، از بیان آنچه دیدهاند برای دیگران پرهیز میکنند.