بخش ۲۹ - رسیدن اسکندر به پیغمبری
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از صدای مغنی در سحرگاه یاد میکند و از سکندر، پهلوان بزرگ تاریخ روم و خرد او که در کسب علم و دانش به مقام بلندی رسید، سخن میگوید. او به سکندر وحیای از سوی خداوند میرسد که به او دستور میدهد تا از آرامگاه خود بیرون بیاید و به گسترش عدل و دین بپردازد. سروش، فرشتهای که پیام خداوند را به سکندر میآورد، او را میهدایت میکند تا انسانها را از گمراهی نجات دهد و به راه راست دعوت کند. در ادامه، سکندر به چالشهایی میاندیشد که ممکن است در مسیر رهبری خود با آنها مواجه شود و نسبت به خطرات آن نگران است. در نهایت، او بهپیروی از دروس حکمت و رحمت خداوند، به سفر بزرگ و مسؤولیتهایش در جهان توجه میکند و از مشاوره و علم دیگران نیز بهره میبرد. این شعر، تأکید بر خرد، علم، رهبری و مسئولیت اجتماعی سکندر دارد.
مغنی سحرگاه بر بانگ رودبه یادآور آن پهلوانی سرود
هوش مصنوعی: خواننده در اوایل صبح، در کنار صدای رود به یاد آن پهلوانی که نامش را سرداده، آواز میخواند.
نشاط غنا در من آور پدیدفراغت دهم زانچه نتوان شنید
هوش مصنوعی: با شادی و سروری بیفزا که من از هر چیزی که نمیتوان شنید، خود را رها میکنم.
همان فیلسوف مهندس نهادز تاریخ روم این چنین کرد یاد
هوش مصنوعی: این فیلسوف و مهندس که از تاریخ روم الهام گرفته، به این شکل به یادگار مانده است.
که چون پیشوای بلند اخترانسکندر جهاندار صاحب قران
هوش مصنوعی: به عنوان یک رهبر بزرگ و با کمالات، سکندر، که به عنوان یک مرد بزرگ جهانی و دارای ویژگی هایی چون شایستگی و عظمت شناخته میشود، در نظر گرفته میشود.
ز تعلیم دانش به جایی رسیدکه دادش خرد بر گشایش کلید
هوش مصنوعی: به واسطهی یادگیری و دانش، به مرحلهای رسید که عقلش قادر شد راهحل مسائل را پیدا کند.
بسی رخنه را بستن آغاز کردبسی بستهها را گره باز کرد
هوش مصنوعی: او شروع به بستن راههای نفوذ کرد و در عین حال به گشودن گرههای زیادی که بسته بودند، پرداخت.
به دانستن علمهای نهانتمامی جز او را نبود از جهان
هوش مصنوعی: هیچکس در این عالم نمیتواند به تمامی دانشهای پنهان دست یابد، جز او که به تمام این علوم آگاه است.
چو برزد همه علمها را رقومچه با اهل یونان چه با اهل روم
هوش مصنوعی: زمانی که همهی دانشها و علمها را بررسی و مقایسه کردیم، چه با مردم یونان و چه با مردم روم.
گذشت از رصد بندی اختراننبود آنچه مقصود بودش در آن
هوش مصنوعی: دنبال کار نجومی و رصد کردن ستارهها بود، اما آنچه که میخواست، در آنجا پیدا نمیشد.
سریرش که تاج از تباهی رهاندعمامه به تاج الهی رساند
هوش مصنوعی: کسی که با نجات از فساد و تباهی، مقام و جایگاه خود را به دست آورد، در نهایت به مقام والای الهی نیز خواهد رسید.
نزد دیگر از آفرینش نفسجهان آفرین را طلب کرد و بس
هوش مصنوعی: در نزد دیگران، تنها از خالق جهان درخواست کرد و بس.
در آن کشف کوشید کز روی رازبراندازد این هفت کحلی طراز
هوش مصنوعی: در آن جستجو تلاش کرد تا این هفت خط تیره را که نشانهی راز و رمز است، کنار بزند و آنان را نمایان کند.
چنان بیند آن دیدنی را که هستبه دست آرد آنرا که ناید به دست
هوش مصنوعی: کسی که چیزی را میبیند، به گونهای آن را درک میکند که بتواند آن را به دست آورد، حتی اگر آن چیز قابل دستیابی نباشد.
در این وعده میکرد شبها بهروزشبی طالعش گشت گیتی فروز
هوش مصنوعی: در این وعده، او شبها به روز میگفت که ستارهاش در دنیا درخشان خواهد شد.
سروش آمد از حضرت ایزدیخبر دادش از خود در آن بیخودی
هوش مصنوعی: فرشتهای از جانب خداوند آمده و به او خبری داد که او را در حالتی از بیخود بودن قرار داد.
سروش درفشان چو تابنده هورز وسواس دیو فریبنده دور
هوش مصنوعی: صدای دلنشین همچون نور خورشید، از افکار و وسوسههای شیطانی به دور است.
نهفته بدان گوهر تابناکرسانید وحی از خداوند پاک
هوش مصنوعی: وحی از خداوند پاک، گوهر درخشانی را به ما رسانده که در دل پنهان است.
چنین گفت کافزونتر از کوه و رودجهان آفرینت رساند درود
هوش مصنوعی: او گفت که خداوندی که جهان را آفریده، سلام و درود فراوانتری از کوه و رود به تو میفرستد.
برون زانکه داد او جهانبانیاتبه پیغمبری داشت ارزانیات
هوش مصنوعی: از آنجا که خداوند به پیامبری، رهبری و هدایت جهان را به تو داده است، لازم است که قدردان این نعمت باشی.
به فرمانبری چون تویی شهریارچنین است فرمان پروردگار
هوش مصنوعی: فرمان خداوند درباره کسی چون تو، ای پادشاه، همین است که باید از او فرمانبری کنی.
که برداری آرام از آرامگاهدر این داوری سر نپیچی ز راه
هوش مصنوعی: اگر به آرامش برخوردی از مکانی که متعلق به آرامش است، در این قضاوت، سَرت را از مسیر خارج نکن.
برآیی به گرد جهان چون سپهردرآری سر وحشیان را به مهر
هوش مصنوعی: وقتی تو به دور دنیا مینگری، مانند آسمان بر خود میبالایی و عشق را در دل وحشیان ایجاد میکنی.
کنی خلق را دعوت از راه بدبه دارندهٔ دولت و دین خود
هوش مصنوعی: شما مردم را به وسیلهٔ قدرت و دین خود به سوی راه نادرستی دعوت میکنید.
بنا نو کنی این کهن طاق راز غفلت فروشویی آفاق را
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر این است که باید برای ساختن و نوسازی یک بنای قدیمی و زیبنده، از خواب و بیتوجهی بیرون بیاییم و آسمان و زمین را از غفلت دور کنیم. به عبارت دیگر، باید بیدار شویم و توجه بیشتری به اطراف و زمان خود داشته باشیم تا بتوانیم تغییرات مثبت و سازنده ایجاد کنیم.
رهایی جهان را ز بیداد دیوگرایش نمایی به کیهان خدیو
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دنیا را از ظلم و ستم دور کنی و آن را آزاد ببینی، باید به سوی خداوند بزرگ و واقعی نگاه کنی.
سر خفتگان را براری ز خوابز روی خرد برگشایی نقاب
هوش مصنوعی: افرادی که در خواب غفلت به سر میبرند را بیدار کن و با درایت و دانایی، پرده از چهره حقیقت بردار.
تویی گنج رحمت ز یزدان پاکفرستاده بر بینصیبان خاک
هوش مصنوعی: تو گنجینهای از رحمتهای خداوندی هستی که بهعنوان نعمت بر کسانی که بهرهمند نیستند از زمین نازل شدهای.
تکاپوی کن گرد پرگار دهرکه تا خاکیان از تو یابند بهر
هوش مصنوعی: سعی کن در زندگی و زمانه خود تلاش و کوشش کنی تا مردم عادی از دستاوردها و تلاشهای تو بهرهمند شوند.
چو بر ملک این عالمت دست هستبه ار ملک آن عالم آری به دست
هوش مصنوعی: وقتی که تو بر زمین و دنیای اینجا تسلط و قدرت داری، میتوانی بر دنیای دیگر نیز تسلط پیدا کنی.
در این داوری کاوری راه پیشرضای خدا بین نه آزرم خویش
هوش مصنوعی: در این قضاوت، خود را کنار بگذار و رضایت خدا را در نظر بگیر، حتی اگر برایت سخت باشد.
به بخشایش جانور کن بسیچبه ناجانور بر مبخشای هیچ
هوش مصنوعی: به دور از دلسوزی و بخشش، هر کار بدی را که انجام شده، نباید نادیده گرفت و به راحتی از سر گذراند، زیرا ممکن است عواقب جدی به دنبال داشته باشد.
گر از جانور نیز یابی گزندزمانش مده یا بکش یا ببند
هوش مصنوعی: اگر از جانوری آسیبی ببینی، فرصتی را که برایش فراهم شده هدر نده؛ یا آن را بکش یا مهارش کن.
سکندر بدان روی بسته سروشچنین گفت کای هاتف تیزهوش
هوش مصنوعی: سکندر به آن صورت زیبا به پیامآور دانا گفت: "ای فرستاده باهوش، به من گوش دهید."
چو فرمان چنین آمد از کردگارکه بیرون زنم نوبتی زین حصار
هوش مصنوعی: وقتی که از جانب خداوند این دستور آمده که من باید به طور دورهای از این دیوار خارج شوم، تصمیم میگیرم این کار را انجام دهم.
ز مشرق به مغرب شبیخون کنمخمار از سر خلق بیرون کنم
هوش مصنوعی: من از سمت مشرق تا مغرب حمله میکنم و حالتی سرخوش و شاداب را از سر مردم بیرون میآورم.
به هرمرز اگر خود شوم مرزبانچه گویم ؟ چو کس را ندانم زبان
هوش مصنوعی: اگر به هر سرزمینی که بروم نگهبان آنجا شوم، چه باید بگویم؟ وقتی که زبان کسی را نمیشناسم.
چه دانم ؟ که ایشان چه گویند نیزوز اینم بتر هست بسیار چیز
هوش مصنوعی: نمیدانم آنها چه میگویند، اما این موضوع فراتر از آن است که من فکر میکنم.
یکی آنکه در لشگرم وقت پاسز دژخیم ترسم که آید هراس
هوش مصنوعی: یکی از آنها که در سپاه من است، زمانی که به پاسبانی مشغول است، از ترس آن دژخیم میترسم که ناگهان به ما حمله کند.
دگر آنکه بر قصد چندین گروهسپه چون کشم در بیابان و کوه ؟
هوش مصنوعی: سوال این است که چگونه میتوان در برابر چندین گروه که در بیابان و کوهها به قصد جنگ آمدهاند، اقدام کرد؟
گروهی فراوانتر از خاک و آبچگونه کنم هر یکی را عذاب ؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم هر یک از افرادی که تعدادشان بیشتر از خاک و آب است را عذاب دهم؟
گر آن کورچشمان به من نگروندز کری سخنهای من نشنوند
هوش مصنوعی: اگر آن کسانی که بینایی ندارند به من نگاه کنند، بخاطر بیاعتنایی به من، سخنانم را نمیشنوند.
در آن جای بیگانه از خشک و ترچه درمان کنم خاصه با کور و کر ؟
هوش مصنوعی: در جایی که هیچ چیز برای آرامش وجود ندارد و همه چیز سرد و بیروح است، نمیتوانم به کسی که نه میبیند و نه میشنود کمک کنم، بهخصوص که خودم هم در چنین وضعیت دشواری قرار دارم.
وگر دعوی آرم به پیغمبریچه حجت کند خلق را رهبری ؟
هوش مصنوعی: اگر من ادعای پیامبری کنم، چه دلیلی میتواند مردم را رهبری کند؟
چه معجز بوَد در سخن یاورم ؟که دارند بینندگان باورم
هوش مصنوعی: سخنان من چه قدرتی دارد که حمایتکنندگان من را متقاعد میکند؟ چرا که کسانی که به من گوش میدهند، به صحبتهایم ایمان دارند.
در آموز اول به من رسم و راهپس آنگه ز من راه رفتن بخواه
هوش مصنوعی: اولین گام را به من یاد بده و راه و روش را نشانم بده، سپس از من بخواه که راه بروم و حرکت کنم.
بر آمودگانی چو دریا به درسر و مغزی از خویشتن گشته پر
هوش مصنوعی: مانند دریا به افرادی با تجربه و دانا راه بده و خودت را از آنها پر کن.
چگونه توان داد پا لغزشانکه آن کبر کم گردد از مغزشان
هوش مصنوعی: چطور میتوان اجازه داد که قدمهایشان بلغزد، وقتی که خُودبزرگبینیشان از ذهنشان کمتر نمیشود؟
سروش سرایندهٔ کار سازجواب سکندر چنین داد باز
هوش مصنوعی: داستانی در مورد سروش (پیام آور) که به سکندر پاسخ میدهد. به سکندر میگوید که کارهایی که انجام میدهد و مسئولیتهایی که بر عهدهاش است، دارای اهمیت و معنی خاصی هستند. در واقع، سروش به او یادآوری میکند که هر کسی در زندگیاش نقش و مسئولیتهای خاصی دارد که باید به آنها توجه کند.
که حکم تو بر چار حد جهانروند است بر آشکار و نهان
هوش مصنوعی: حکم و فرمان تو بر تمامی چهار جهت و ابعاد جهان جاری است، چه در ظاهر و چه در باطن.
به مغرب گروهی است صحرا خراممناسک رها کرده ناسک به نام
هوش مصنوعی: در غرب عدهای از عابدان وجود دارند که مناسک و rituals خود را رها کرده و به پیادهروی در صحرا مشغول شدهاند.
به مشرق گروهی فرشته سرشتکه جز منسکش نام نتوان نوشت
هوش مصنوعی: در مشرق، گروهی از انسانها وجود دارند که فرشتهوار و نیکو خلق هستند و نمیتوان به سادگی نامی بر آنان گذاشت.
گروهی چو دریا جنوبی گرایکه بودست هابیلشان رهنمای
هوش مصنوعی: گروهی مانند دریا به سمت جنوب حرکت میکنند، زیرا هابیل برای آنها راهنماست.
گروهی شمالیست اقلیمشانکه قابیل خوانی ز تعظیمشان
هوش مصنوعی: گروهی از مردم شمال وجود دارند که به خاطر احترام و ارادتشان به قابیل، به این نام شناخته میشوند.
چو تو بارگی سوی راه آوریگذر بر سپید و سیاه آوری
هوش مصنوعی: زمانی که تو با شتاب به سمت راه میآیی، بر راههای روشن و تاریک عبور میکنی.
ز ناسک به منسک در آری سپاهز هابیل یابی به قابیل راه
هوش مصنوعی: از یک نقطه به نقطهای دیگر نیرو میفرستی، و از داستان هابیل و قابیل میتوانی درک کنی که کدام مسیر را باید انتخاب کنی.
همه پیش حکمت مسخر شوندوگر سرکشند از تو در سر شوند
هوش مصنوعی: همه در برابر حکمت تسلیم میشوند و اگر هم سرکشی کنند، در نهایت به تو وادار میشوند.
ندارد کس از سرکشان پای تونگیرد کسی در جهان جای تو
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان وجود ندارد که به پای تو بیفتد و به تو نزدیک شود.
تو آن شب چراغی به نیک اختریشبافروز چون ماه و چون مشتری
هوش مصنوعی: تو در آن شب مانند چراغی هستی که با نور خوب و درخشانش، مانند ماه و سیاره مشتری، روشنی بخشیدهای.
که هر جا که تابی به اوج بلندگشایی ز گنجینهها قفل و بند
هوش مصنوعی: هر جا که خود را به اوج و بلندی برسانی، قفل و زنجیرهای گنجینهها را میگشایی.
چنان کن که چون سر به راه آوریبه دارندهٔ خود پناه آوری
هوش مصنوعی: چنان باش که وقتی وارد مسیر زندگی میشوی، به کسی که تو را ساخته و هدایت کرده است، تکیه کنی و از او کمک بگیری.
به هر جا که موکب درآری به راهکنی داور داوران را پناه
هوش مصنوعی: هر کجا که قدم بگذاری و راه خود را آغاز کنی، بیشک خداوند، حامی و پشتیبان تو خواهد بود.
نیارد جهان آفتی بر سرتگزندی نه بر تو نه بر لشگرت
هوش مصنوعی: هیچ آسیبی از سوی عالم به تو و سپاهت نمیرسد.
وگر زانکه در رهگذرهای نوکسی بایدت پس رو و پیش رو
هوش مصنوعی: اگر در مسیرهای جدید کسی نیاز دارد که تو را از راهت برگرداند یا به جلو هدایت کند، باید به او توجه کنی.
به هر جا گرایش کند جان توبود نور و ظلمت به فرمان تو
هوش مصنوعی: هر جا که روح تو بخواهد، نور و تاریکی تحت کنترل تو هستند.
بود نورت از پیش و ظلمت ز پستو بینی نبیند تو را هیچکس
هوش مصنوعی: نور تو از جلو پیش رویت است و تاریکی از پشت سرت، هیچ کس نمیتواند تو را ببیند.
کسی کاو نباشد ز عهد تو دوراز آن روشنایی بدو بخش نور
هوش مصنوعی: اگر کسی از زمان تو دور باشد، به او آن روشنی را که داری، بده.
کسی کاورد با تو در سر خماربر او ظلمت خویش را برگمار
هوش مصنوعی: اگر کسی در حال نشئگی و سرخوشی با تو باشد، بر او سایه تاریکی و غم خودت را نابلد نکن.
بدان تا چو سایه در آن تیرگیفرو میرد از خواری و خیرگی
هوش مصنوعی: بدان که در تاریکی و سختی، مانند سایه، انسان باید از ترس و شرم فرو برود و تسلیم نشود.
دگر چون عنان سوی راه آوریبه کشور گشودن سپاه آوری
هوش مصنوعی: وقتی که به سوی راه دیگری میروی، باید با همراهی دیگران برای فتح و گشایش سرزمین جدیدی قدم برداری.
به هر طایفه کاوری روی خویشلغتهای بیگانت آرند پیش
هوش مصنوعی: هر گروهی برای نمایش هویت خود، کلمات ناآشنا و بیگانه به کار میبرد.
به الهام یاری ده رهنمونلغتهای هر قومی آری برون
هوش مصنوعی: به من کمک کن تا از الهام و راهنمایی استفاده کنم و زبان و کلمات هر قوم را از درون بیرون بیاورم.
زبان دان شوی در همه کشورینپوشد سخن بر تو از هر دری
هوش مصنوعی: اگر زبانی را خوب آموخته باشی، در هر کجای دنیا که بروی، دیگران نمیتوانند از تو پنهانی صحبت کنند و سخنی را به یکدیگر برسانند.
تو نیز آنچه گویی به رومی زبانبداند نیوشنده بی ترجمان
هوش مصنوعی: آنچه تو میگویی، برای کسی که به زبان رومی آشنا نیست، قابل درک نیست و نیاز به ترجمه دارد.
به برهان این معجز ایزدیتو نیکی و یابد مخالف بدی
هوش مصنوعی: به دلیل وجود این نشانههای الهی، تو نیکو هستی و بدی در مقابل تو نمیتواند وجود داشته باشد.
چو شه دید کان گفت بیغاره نیستز فرمانبری بنده را چاره نیست
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه مشاهده کرد که هیچ راهی برای نجات از فرمانبرداری او وجود ندارد، فهمید که برای رعیت چارهای نیست.
پذیرفت از آرندهٔ آن پیامکه هست او خداوند و ما بنده نام
هوش مصنوعی: پیام را از فرستندهاش پذیرفت که او خداوند است و ما بندگان او هستیم.
وز آنروز غافل نبود از بسیچجز آن شغل در دل نیاورد هیچ
هوش مصنوعی: از آن روز به بعد، از هیچ چیز جز آن کار به دلش نیفتاد و غافل نشد.
ز شغل دگر دست کوتاه کردبه عزم سفر توشه راه کرد
هوش مصنوعی: شغل و کار خود را رها کرد و برای سفر آماده شد.
برون زانکه پیغام فرخ سروشخبرهای نصرت رساندش به گوش
هوش مصنوعی: خارج از آن، پیام خوشحال کنندهای از سوی فرشتهای به او رسید که خبرهای پیروزی را به او انتقال داد.
ز هر دانشی چارهای جست بازکه فرخ بود مردم چاره ساز
هوش مصنوعی: از هر دانشی به دنبال راه حلی گشتیم، زیرا کسی که خوشبخت و نیکوکار باشد، میتواند به دیگران کمک کند.
سگالشگریهای خاطر پسندکه از رهروان باز دارد گزند
هوش مصنوعی: سگهای نگهبان که به خاطر زیباییهای خود، از راه رفتن و سفر کردن جلوگیری میکنند و مانع از آزار و آسیب به رهگذران میشوند.
بجز سفر اعظم که در بخردینشانی بد از مایهٔ ایزدی
هوش مصنوعی: غیر از سفر بزرگ که نشانهای از خرد و فهم عمیق در وجود الهی است، چیز دیگری وجود ندارد که بتواند به ما یاد دهد.
سه فرهنگ نامه ز فرخ دبیربه مشک سیه نقش زد بر حریر
هوش مصنوعی: سه فرهنگنامه از فرخ دبیر با دقت و زیبایی بر روی پارچهای سیاه با رنگ مشکی نوشته شده است.
ارسطو نخستین ورق در نوشتخبر دادش از گوهر خوب و زشت
هوش مصنوعی: آریستوتل در اولین صفحهای که نوشته، از ویژگیهای نیک و بد خبر میدهد.
فلاطون دگر نامه را نقش بستز هر دانشی کامد او را به دست
هوش مصنوعی: فلاطون دوباره کتابی نوشت و از هر دانشی بهرهمند شد و این دانشها را در اختیار خود گرفت.
سوم درج را کرد سقراط بندز هر جوهری کان بود دلپسند
هوش مصنوعی: سقراط سومین مرحله را به این شکل انجام داد که از هر چیزی که به دل انسان خوش میآید و پسندیده است، قید و بندهایی ایجاد کرد.
چو گشت این سه فهرست پرداختهسخنهای با یکدگر ساخته
هوش مصنوعی: زمانی که این سه فهرست آماده شدند، سخنانی که با یکدیگر ترکیب شدهاند، شکل گرفتند.
شه آن نامهها را همه مهر کردبپیچید و بنهاد در یک نورد
هوش مصنوعی: پادشاه همه نامهها را با مهر خود تأیید کرد و آنها را به طور مرتب درون یک لوله قرار داد.
چو هنگام حاجت رسیدی فرازبه آن درجها دست کردی دراز
هوش مصنوعی: وقتی به زمانی رسیدی که نیاز به کمک یا خواستهای داشتی، باید با دستانی پرقدرت و مصمم به سمت آن هدف بروی و تلاش کنی.
ز گنجینهٔ هر ورق پارهایطلب کردی آن شغل را چارهای
هوش مصنوعی: به دنبال اطلاعاتی از هر گوشهی دنیا بودی، اما برای آن کار به راه حل مناسب نیاز داری.
چو عاجز شدی رایش از داوریز فیض خدا خواستی یاوری
هوش مصنوعی: زمانی که از قضاوت و رای خود ناتوان شدی، از لطف و رحمت خداوند یاری خواستی.
نشست اولین روز بر تخت عاجبه تارک برآورده پیروزه تاج
هوش مصنوعی: در روز اولی که روی تختی خوب و باشکوه نشسته، تاج پیروزی را بر سر گذاشته است.
چنان داد فرمان به فرخ وزیرکه پیش آورد کلک فرمان پذیر
هوش مصنوعی: به گونهای به فرخ وزیر دستور داد که قلم حاکمیت را به سمت او آورد.
نویسد یکی نامهٔ سودمندبتابید فرهنگ و رای بلند
هوش مصنوعی: یک نفر نامهای ارزشمند مینویسد که فرهنگ و عقل بلند را به نمایش میگذارد.
مسلسل به اندرزهای بزرگکزو سازگاری کند میش و گرگ
هوش مصنوعی: میش و گرگ به آموختن و پذیرش نصیحتهای مهمی که به آنها کمک میکند، مشغولاند.
برون شد وزیر از بر شهریارز شه گفته را گشت پذرفتگار
هوش مصنوعی: وزیر از نزد پادشاه خارج شد و از سوی شاه، کلامی به او رسید که مورد پذیرش و قبول قرار گرفت.
خرد را به تدبیر شد رهنمونبدان تا ز کان گوهر آرد برون
هوش مصنوعی: عقل و درایت را به راهنمایی هدایت کن تا از دل این معدن، گوهری ارزشمند بیرون بیاوری.
سر کلک را چون زبان تیز کردبه کاغذ بر از نی شکرریز کرد
هوش مصنوعی: وقتی قلم به دست میگیری و با دقت و نازکی مینویسی، کلمات شیرینی همچون شکر بر روی کاغذ جاری میشوند.