بخش ۴۷ - انجامش روزگار سقراط
هوش مصنوعی: این شعر درباره سقراط و لحظههای آخر عمر اوست. در آغاز، شاعر به خواب و رویاهایی که مغنی برای سقراط به تصویر میکشد، اشاره میکند. سپس به سفر سقراط به سوی مرگ و درد ناشی از زهر اشاره میشود. او از مرگ به عنوان وضعیتی اجتنابناپذیر یاد میکند و بیان میکند که نباید بر رفتگان تأسف خورد، چرا که هر کسی میتواند در جایی دیگر زندگی جدیدی را آغاز کند. در نهایت، سقراط به دوستانش میگوید که نباید غمگین باشند و با آرامش بر رفتن او تأکید میکند.
درآرای مغنی سرم را ز خواببه ابریشم رود و چنگ و رباب
هوش مصنوعی: سرم را از خواب بیدار کن و با نغمههای دلانگیز و سازهایی مانند چنگ و رباب، آن را زینت بخش.
مگر کاب آن رود چون آب رودبه خشگی کشی تری آرد فرود
رود اولی یعنی ساز رود یا عود و یا به معنی مطلق نغمه و سرود است. مصرع اول: طراوت و تازگی آن نغمه که همچون آب جویبار، لطیف و زلال است.
چو سقراط را رفتن آمد فرازدو اسبه به پیش اجل رفت باز
هوش مصنوعی: سقراط زمانی که به استقبال مرگ میرفت، به مانند سوارکاری که بر روی دو اسب سوار شده، با شجاعت و اراده به سوی آن قدم برداشت.
شنیدم که زهری برآمیختندنهانی دلش در گلو ریختند
هوش مصنوعی: شنیدم که زهر را به طور پنهانی مخلوط کردند و دل او را در گلو ریختند.
تن زهر خوارش چو شد دردمندبه سوی سفر بزمهای زد بلند
هوش مصنوعی: وقتی که تن آن شخص به خاطر زهر آزارش بیمار و رنجور شد، او با صدای بلند برای سفر دعوتی را صدا زد.
چنین گفت چون مدت آمد به سرنشاید شدن مرگ را چارهگر
هوش مصنوعی: وقتی که زمان مشخص به پایان میرسد، دیگر نمیتوان به فرصتی برای جلوگیری از مرگ دست یافت.
در آن خواب کهافسرده بالین بودنشست یکایک به پایین بود
هوش مصنوعی: در خواب که افسرده دراز کشیده بودم، هر یک از آنها به طور جداگانه کنار من نشسته بودند.
چو دیدند کان مرغ علوی خرامبرون رفت خواهد بزودی ز دام
هوش مصنوعی: وقتی دیدند که آن پرندهٔ علوی به آرامی حرکت میکند و از قفس بیرون میرود، به زودی از دام رها خواهد شد.
به سقراط گفتند کهای هوشمندچو بیرون رود جان ازین شهربند
هوش مصنوعی: به سقراط گفتند: ای حکیم، وقتی که جان از این قید و بند (این دنیا) خارج شود، چه خواهد شد؟
فرومانَد از جنبش اعضای توکجا به بوَد ساختن جای تو؟
هوش مصنوعی: حرکت اعضای تو نشان میدهد که کجا میتوان منزلت و منزل تو را بنا کرد.
تبسم کنان گفتشان اوستادکه بر رفتگان دل نباید نهاد
هوش مصنوعی: با لبخند به آنها گفت استاد که نباید به یاد رفتگان دل بست و احساسات را در آنها گره زد.
گَرَم باز یابید، گیرید پایبههرجا که خواهید، سازید جای
هوش مصنوعی: اگر دوباره همدیگر را پیدا کنید، میتوانید هر جا که بخواهید بروید و مکانی برای خودتان بسازید.
درآمد بدو نیز طوفان خوابفرو برد چون دیگران سر به آب
هوش مصنوعی: به نزد او طوفانی از خواب فرو آمد و او نیز مانند دیگران سرش را به آب گذاشت و به خواب رفت.
شدند آگه آن زیرکان در نهفتکه استاد دانا بدیشان چه گفت
هوش مصنوعی: زیرکان پنهانی متوجه شدند که استاد دانا چه سخنی به آنها گفته است.