بخش ۴۸ - انجامش روزگار نظامی
هوش مصنوعی: در این بیتها شاعر از مغنی و نوازندهای صحبت میکند که با نواهای خود دلها را شاد میکند، و به زیبایی و لذت زندگی اشاره دارد. سپس به زندگی نظامی، شاعر مشهور، پرداخته میشود که پس از گذشت سالها و تحمل سختیها به خواب ابدی میرود. او در آخرین لحظات خود به دوستانش میگوید که از نگرانی و زحمت برای او دوری کنند و به امید آمرزش از خداوند سخن میگوید. در نهایت، شاعر به حالت شگفتآور خود در درک واقعیت زندگی و مرگ اشاره میکند.
مغنی ره رامش جان بسازنوازش کنم زان ره دلنواز
هوش مصنوعی: خوانندهای که دل را تسکین میدهد، به راهم میآید و با نوازشهایش جانم را شاد میکند. از این راه، دل را خوش میسازد.
چنان زن نوا از یکی تا به صدکه در بزم خسرو زدی باربد
هوش مصنوعی: زنی که تا صد نوا و آهنگ داشته، مثل همان صدایی است که باربد در بزم خسرو نواخته است.
نظامی چو این داستان شد تمامبه عزم شدن نیز برداشت گام
هوش مصنوعی: نظامی وقتی داستانش به پایان رسید، تصمیم گرفت که قدمی دیگر بردارد و ادامه مسیر دهد.
نه بس روزگاری برین برگذشتکه تاریخ عمرش ورق در نوشت
هوش مصنوعی: سالیان زیادی از زندگی او گذشت که تاریخ عمرش را در صفحات خود ثبت کرد.
فزون بود شش مه ز شصت و سه سالکه بر عزم ره بر دهل زد دوال
هوش مصنوعی: شش ماه بیشتر از شصت و سه سال بوده که او با اراده و عزم بر سر راه خود گام گذاشت و به حرکت درآورد.
چو حال حکیمان پیشینه گفتحکیمان بخفتند و او نیز خفت
هوش مصنوعی: وقتی حکیمان داستان گذشته را تعریف کردند، آنها به خواب رفتند و او نیز به خواب رفت.
رفیقان خود را به گاه رحیلگه از ره خبر داد و گاه از دلیل
هوش مصنوعی: دوستان خود را در زمان سفر، گهگاه با خبر کردن از مسیر و گهگاه با اشاره به نشانهها راهنمایی میکرد.
بخندید و گفتا که آمرزگاربه آمرزشم کرد امیدوار
هوش مصنوعی: او بخندید و گفت که امیدوار است خدای با بخشایشش او را بخشیده است.
ز ما زحمت خویش دارید دورشما وینسرا ما و دارالسرور
هوش مصنوعی: از ما زحمت نکشید، دوری شما برای ما بهتر است. اینجا ما هستیم و مکانی برای خوشی و شادی داریم.
درین گفتگو بد که خوابش ربودتو گفتی که بیداریش خود نبود
هوش مصنوعی: در این گفتوگو، خواب او را گرفته بود و تو گفتی که خود او بیدار نیست.