بخش ۵۱ - داستان کودک مجروح
کاربر: در این شعر، کودکی از میان چند دوستش به بیرون میرود. او در مسیرش دچار حادثهای میشود که موجب شکست مهرهها و به علاقگی به بازی میگردد. دوست نادان او، به دوستان دیگر پیشنهاد میکند که در چاهی پنهانش کنند تا راز این واقعه فاش نشود و از پدرش شرمنده نشوند. در میان دوستان، یکی از آنها که عاقلتر است، از این ماجرا آگاه میشود و میترسد که با تهمت به او، این داستان بر او روا داشته شود. او خبر را به پدر کودک منتقل میکند تا در پیاش چارهای بیندیشد. شعر به مفهوم آگاهی و هوش در مواجهه با مشکلات و دشواریهای زندگی اشاره دارد و بر قدرت دانایی در حل مشکلات تأکید میکند.
کودکی از جملهٔ آزادگانرفت برون با دو سه همزادگان
هوش مصنوعی: کودکی از جمع آزادگان خارج شد و با دو یا سه دوست دیگرش به راه افتاد.
پای چو در راه نهاد آن پسرپویه همیکرد و درآمد به سر
کاربر: وقتی آن پسر پا در راه گذاشت، شروع به دویدن کرد و با سر به زمین خورد.
پایش ازآن پویه درآمد ز دستمهر دل و مهره پشتش شکست
کاربر: پای او بخاطر دویدن و زمین خوردنش از حرکت بازماند و هم دلش، هم ستون فقراتش شکست.
شد نفسِ آن دو سه همسال اوتنگتر از حادثهٔ حال او
هوش مصنوعی: نفس آن دو یا سه همسال او اکنون بهطرز عجیبی تحت فشار و تنگی قرار گرفته است و حال او به شدت بحرانی شده است.
آنکه ورا دوستترین بود گفتدر بُنِ چاهیش بباید نهفت
کاربر: آنکه بیشتر از همه او را دوست داشت ولی نادان بود، گفت که باید در عمق چاهی او را پنهان کرد.
تا نشود راز چو روز آشکارتا نشویم از پدرش شرمسار
کاربر: باید مراقب باشیم که این راز فاش نشود که باعث خجالت ما شود و ما از پدرش شرمنده نشویم.
عاقبت اندیشترین کودکیدشمن او بود در ایشان یکی
کاربر: در نهایت، بچهای که دور اندیش ترین و داناترین بود، همان فردی بود که در جمع آنها به او دشمنی میورزید.
گفت همانا که در این همرهانصورت این حال نماند نهان
کاربر: او گفت که در میان این همراهان، این وضعیت دیگر پنهان نخواهد ماند.
چونکه مرا زین همه دشمن نهندتهمت این واقعه بر من نهند
کاربر: چون که همه مرا دشمن او میدانند به من تهمت میزنند و این ماجرا را به من نسبت میدهند.
زی پدرش رفت و خبردار کردتا پدرش چارهٔ آن کار کرد
کاربر: او نزد پدر بچه رفت و او را خبردار کرد تا پدرش برای آن مشکل راه حلی بیندیشد.
هرکه در او جوهر دانایی استبر همه چیزیش توانایی است
کاربر: هر کسی که در وجودش گوهر دانایی باشد، بر هر چیزی تسلط و توانایی دارد.
بند فلک را که تواند گشاد؟آنکه بر او پای تواند نهاد
هوش مصنوعی: کسی که میتواند بر آسمان گام نهد، تنها اوست که میتواند محدودیتهای آن را بشکافد.
چون ز کم و بیش فلک درگذشتکار نظامی ز فلک برگذشت
کاربر: وقتی که تقدیر و سرنوشت از نقص و کمی و زیادی گذر کند، آنگاه نظامی گنجوی ترتیب امور از دست تقدیر بیرون برده و به مقام بالاتری منتقل میشود.