شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر با شخصی صحبت میکند و از او میپرسد که نامش چیست. شخص پاسخ میدهد که نامش «غم» است. شاعر سپس از او میپرسد که چقدر عاشق است و او جواب میدهد که عشقش کم است. شاعر از او میپرسد که آیا او را بهطور کامل به خود وابسته کرده است، و او پاسخ میدهد که بدی کرده است. در انتها، شاعر از او میپرسد که شغلش چیست و او میگوید که شغلش ستمگری است.
گفتم که چه نامی ای پسر؟ گفتا: غمگفتم: نگری به عاشقان؟ گفتا: کم
هوش مصنوعی: پرسیدم نامت چیست ای پسر؟ او گفت: غم. گفتم: آیا عاشقان را میبینی؟ او پاسخ داد: نه، خیلی کم.
گفتم: به چه بستهای مرا؟ گفت: به دَمگفتم: چه بُوَد پیشهٔ تو؟ گفت: ستم
هوش مصنوعی: گفتم آیا تو مرا به زنجیر کشیدهای؟ او گفت: بله، من بد هستم. گفتم شغل تو چیست؟ او گفت: ظلم و ستم.