شمارهٔ ۱۴ - الاشعار فی المطایبة الراح مفدمته عنصری گوید
هوش مصنوعی: این متن، شعری است که در آن شاعر از خداوند میخواهد تا در طول زندگیاش او را دوست بدارد و ستایش کند. اما او از مشکلات و سختیهای زمانه نگران است و دلش را غمگین میبیند. شاعر به زیبایی از احساسات خود صحبت میکند و میگوید که اگر کمی شراب به او بدهند، دلش شاد خواهد شد و میتواند با دوستانش به جشن و شادی بپردازد. در نهایت، او امیدوار است که با این شادی، مشکلاتش کمتر شود.
خداوندا همیخواهم که از دلتو را تا عمر دارم میستایم
هوش مصنوعی: خداوندا، من همیشه از عمق وجودم تو را ستایش میکنم و این کار را تا زمانی که زندهام ادامه میدهم.
ولیکن از دم جور زمانهبرنجید این دل مانده نمایم
هوش مصنوعی: اما این دل که زجر و درد زمانه را تحمل کرده، دیگر طاقت ندارد و به شدت ناراحت و دلbroken است.
حریف نیم مست امروز ناگهدرآمد بامدادان در سرایم
هوش مصنوعی: دوست نیمه مست من امروز ناگهان در صبح زود به خانهام آمد.
ندارم باده، بی زر کم فروشندازین غم خون دل شد تیره رایم
هوش مصنوعی: من بادهای ندارم و بدون پول هم کسی چیزی به من نمیفروشد، به همین خاطر از غم و اندوه دل، ذهنم تیره و تار شده است.
مرا گر یک صراحی باده بخشیکنی شاد این دل اندهفزایم
هوش مصنوعی: اگر تو به من یک پیاله از شراب بدهی، دل غمگینم شاد خواهد شد.
حریفی را از آن یک باده بدهمبه اقبال تو ده بار .........ایم
هوش مصنوعی: اگر به تو اقبال و شانس خوبی داده شود، من یک باده به حریفی میدهم که حداقل ده بار برای تو دعا کند.