شمارهٔ ۵۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی الهی و انسانی است. شاعر از تجلی نور و جان در وجود خود سخن میگوید و اعتقاد دارد که زیبایی و نور زندگیاش به واسطهی وجود یزدان است. او به سرشت و زیبایی روح خود میبالد و از خالق خود سپاسگزاری میکند. همچنین به تمایز بین زیبایی و زشتی اشاره میکند و عشق به محبوب را به عنوان منبع الهام و زیبایی میداند. شاعر در نهایت از عظمت و جلال خداوند و مرتبهی خاص او در زندگیاش صحبت میکند و بیان میکند که همه چیز به دست اوست و زیباییهای دنیوی و معنوی ناشی از فیض و عطای خداوند است.
مرا درین تن و این دیدۀ چو لاله ستانهمی فزاید نور و همی فروزد جان
هوش مصنوعی: وجود من در این بدن و چشمی که مانند لاله است، هر روز نور بیشتری میگیرد و زندگیام در حال افزایش است.
وزین فروزش جان و از آن فزایش نورنداد بهره از آن چهره جز مرا یزدان
هوش مصنوعی: از این روشنایی و انرژی که به جانم میبخشد و از آن افزایشی که در نور دارم، هیچکس نتوانسته از آن چهره بهرهمند شود جز من که مورد لطف یزدانم.
اگر بچشم کسان دلربای من نه نکوستسپاس از آن که نکوی منست و زشت کسان
هوش مصنوعی: اگر دلبر من در چشم دیگران زیبا نیست، باید از این که خودم زیبا هستم و آنها زشتاند، سپاسگزار باشم.
ز گرگ چون رمه ایمن بود چنان نبودکه در فراغ تن آسان بود همیشه شبان
هوش مصنوعی: اگر گله از دست گرگ در امان باشد، این به آن معنا نیست که شبان میتواند در آسودگی و راحتی بماند. همواره او باید مراقب و نگران باشد.
من آن کسم که مرا در خیال چهرۀ اونگارخانه شود خانه پر می و ریحان
هوش مصنوعی: من کسی هستم که فکر چهرهاش برایم مانند یک نگارخانه است و دلم پر از می و عطر گل ریحان میشود.
وگر بچهرۀ او ژرف ژرف در نگریگمان برم که تو بر عشق او کنی تاوان
هوش مصنوعی: اگر به چهره او عمیق و دقیق نگاه کنی، احتمال میزنم که به خاطر عشق او عذابی را متحمل خواهی شد.
بزرگوار خدایا ، که شکل یک صورتمرا نمود چنین و ترا نمود چنان
هوش مصنوعی: خدایا، ای بزرگوار، تو هستی که به من اینگونه چهرهای عطا فرمودی و به خودت شکلی متفاوت بخشیدی.
مرا روان و زبانی ز کردگار عطاستبمهر و مدح همی پرورم روان و زبان
هوش مصنوعی: خداوند به من روح و زبان عطا کرده است، و من با محبت و ستایش او، روح و زبانم را پرورش میدهم.
روان بمهر نگاری که اوست فخر زمینزبان بمدح بزرگی که اوست فخر جهان
هوش مصنوعی: عاطفهها و محبتهای وجود یک شخص، باعث افتخار و عزت زمین و جهان میشود. این فرد به گونهای است که بزرگی و عظمت او را میتوان ستایش کرد و افتخار کرد که چنین شخصی در میان ماست.
وجیه دولت ابوعاصم ، آنکه عصمت اوهمی حصار کند بر حریم او سبحان
هوش مصنوعی: وجیه دولت ابوعاصم، کسی است که پاکی و دوری از گناهش به مانند دژی، از او محافظت میکند.