شمارهٔ ۱۴۴
هوش مصنوعی: این شعر به وصف و ستایش شخصیتی بزرگ و قدرتمند میپردازد که در عرصههای سیاسی و نظامی موفق به دستاوردهای بزرگی شده است. شاعر از او با لقبهای چون «امیرالمؤمنین» و «شهنشاه» یاد میکند و تواناییهای او را در جنگ و انصاف به دو شخصیت بزرگ تاریخ اسلام، علی و عمر، نسبت میدهد.
شاعر از فتوحات و پیروزیهای او بر دشمنان سخن گفته و به قدرت و شجاعت او در میدان نبرد اشاره میکند. همچنین بر نقش او در عدالت و ایجاد نظم در جامعه تأکید میکند. این شخصیت نه تنها به خاطر مهارتهای جنگیاش، بلکه به دلیل هوش و تدبیرش در حکومت و جلب محبت مردم نیز مورد ستایش قرار گرفته است.
به طور کلی، شعر تجلیلی از بزرگمنشی، رهبری و فضایل انسانی این شخصیت است که توانسته است به بسیاری از مشکلات حکومت و جامعه فائق آید و ثروت و قدرت را برای ملت خود به ارمغان آورد.
ای به سلطانی نشسته با فتوح و با ظفرملک و گنج پنج سلطان بستده در یک سفر
هوش مصنوعی: ای کسی که با پیروزی و موفقیت بر throne نشستهای، مانند پادشاهی که در یک سفر گنجینههای پنج پادشاه را فراهم کرده است.
در ظفر برهان امیرالمؤمنین چون جد خویشدر شهنشاهی معز دین و دنیا چون پدر
هوش مصنوعی: در پیروزی و موفقیت، امیرالمؤمنین مثل جدش که در سلطنت بود، برهانی قوی دارد و در مقام دین و دنیا مثل پدرش محترم و مورد احترام است.
سنجرت نام است و پیش نام تو چون بندگانخسروان و تاجداران بر زمین دارند سر
هوش مصنوعی: نام تو چون نام بزرگان و پادشاهان است و کسانی که به مقام و منزلت بالا رسیدهاند، در برابر آن با احترام سر به زیر دارند.
روز کین و رزم در پیکار کردن چون علیروز دین و داد در انصاف دادن چون عمر
هوش مصنوعی: در روز جنگ و نبرد، مانند علی پیکار کن و در روز انصاف و عدل، همچون عمر عدالت را برقرار ساز.
هر کجا برخاست گرد موکبت در شرق و غربهرکجا بگذشت باد دولتت بر بحر و بر
هوش مصنوعی: هر جا که حضور تو در شرق و غرب به شوق و اهتزاز در بیاید، هر جا که وزش باد موفقیتت بر دریاهای وسیع احساس شود، آنجا نیز نشان از قدرت و عظمت توست.
هیچ موری بر زمین بیمدح تو ننهاد پایهیچ مرغی در هوا بی شکر تو نگشاد پر
هوش مصنوعی: هیچ موری بر زمین بدون ستایش تو قدم نمیزند و هیچ پرندهای در آسمان بدون سپاسگزاری از تو بال نمیزند.
گاه روی از جانب مشرق سوی مغرب نهیگاه از خاورکنی آهنگ سوی باختر
هوش مصنوعی: گاهی با نگاهی از سمت شرق به سمت غرب مینگری، و گاهی از شرق حرکت میکنی بهسوی غرب.
تو جهان را همچو خورشید و قمر بایستهایهمچنین باشد همیشه سیر خورسید و قمر
هوش مصنوعی: تو در جهان همچون خورشید و ماه هستی و به همین خاطر همیشه باید مانند خورشید و ماه در حال درخشش باشی.
دستبرد و زور تو منسوخ کرد اندر جهاندستبرد رستم دستان و زور زال زر
هوش مصنوعی: قدرت و نیروی تو در جهان باعث شده که دیگر هیچکس به قدرت رستم دستان و زور زال زر توجهی نکند و آنها فراموش شوند.
تاج شاهی برگرفتی از سر خصمان خویشچون برای فتح غزنین برمیان بستیکمر
هوش مصنوعی: تو تاج پادشاهی را از سر دشمنانت برداشتید، هنگامی که برای فتح غزنین کمربند جنگی خود را بستهای.
گرچه رزمش با خطر بود و مصافش سهمگینپیش چشم تو نبود آن را به یک ذره خطر
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نبرد او پرخطر و سخت بود و نتیجهاش واضح نبود، اما او حاضر بود تنها به خاطر یک لحظه خطر کردن، به میدان بیاید.
آنکه او زیر و زبر نشناخت کار خویش راروز پیکار تو شد کارش همه زیر و زبر
هوش مصنوعی: کسی که نتوانست کار خودش را درست تشخیص دهد، در روز نبرد همه چیز برایش به هم ریخت و آشفته شد.
خوار بودند آن همه گردان با پرخاش و جنگخرد بودند آن همه پیلان با آشوب و شر
هوش مصنوعی: در اوج جنگ و درگیری، جنگجویان به شدت ضعیف و خوار شده بودند و در میان آشفتگی و بینظمی، فیلها هم دچار پریشانی و سردرگمی بودند.
خصم سرگردان تو هرچند گرد آورده بودهندوان حیله ساز و جاودان چارهگر
هوش مصنوعی: دشمن سرگردان تو هرچند که تدبیرها و نقشههای مکرر را جمعآوری کرده بود، اما هنوز نتوانسته بود راهحل دائمی و مؤثری پیدا کند.
حیلههاشان کرد تیغ تو به یک لحظه هباچارههاشان کرد تیر تو به یک ساعت هدر
هوش مصنوعی: نیرنگها و تدبیرهای آنها را تیغ تو در یک لحظه نابود کرد و راههای نجاتشان را تیر تو در یک ساعت به هدر داد.
کرد گرز لشکر تو کوفته یال یلانچون سرین و پشتگوران پنجه ی شیران نر
هوش مصنوعی: اگر با گرزی به سر و یال شیران حمله کنی، همچون پنجهی شیران نر به آنها آسیب میزنی.
خَست شمشیر سواران تو پیلان را شکمبست پیکان غلامان تو شیران را زفر
هوش مصنوعی: شمشیر سواران تو قدرتی دارد که میتواند دشمنان بزرگ را از پای درآورد و تیرهای سربازان تو به اندازهای قوی هستند که شجاعت و دلیران را محو کنند.
دل گواهی داد گفتی هر زمان اندر برتکاندر آن ساعت تو خواهی یافت بر دشمن ظفر
هوش مصنوعی: دل به من گفت که هر وقت به آغوش تو درآیم، در همان لحظه بر دشمنان پیروز خواهم شد.
دشمنت گر خویشتن را قاهر و غالب شمردگشت مقهور قضا وگشت مغلوب قدر
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو خود را پیروز و قوی بداند، در واقع با تقدیر الهی شکست میخورد و مقهور سرنوشت میشود.
روز چون شب شد بر او از آیت شبرنگ توآن شبیکاو را نخواهد بود تا محشر سحر
هوش مصنوعی: وقتی روز مثل شب تاریک شود، او از نشانههای روشنی که تو داری، بهرهای نخواهد برد و آن شب، تا روز قیامت، برای او نخواهد بود.
ملک او بردی و کردی دیگری را ملک دارتاج او بردی وکردی دیگری را تاجور
هوش مصنوعی: تو سلطنت و تاج او را از او گرفتی و به دیگری بخشیدی.
نعمت محمود و فرزندان او در قلعههاایدر آوردی به پشت اشتر و پشت ستر
هوش مصنوعی: نعمتهای خوب و فرزندان او را در قلعهها آوردی، بر پشت شتر و در دامن ستر.
رنج بردند آن جهانداران و گنج انباشتنددر جهانداری تورا بیرنجگنج آمد به بر
هوش مصنوعی: جهانداران سختیهای زیادی کشیده و ثروتهای زیادی را در دوران خود جمعآوری کردهاند، اما تو بدون هیچ زحمتی این ثروتها را به دست آوردهای.
ای عجب در ملک غزنین از صد و سی سال بازآن جهانداران تورا بودندگویی کارگر
هوش مصنوعی: در کشور غزنین، پس از گذشت صد و سی سال، هنوز هم گویا همانی هستی که در گذشته بودهای و در کارهایی که میکنی، مانند یک کارگر عمل میکنی.
هست کار تو برون از خاطرگردون شناسهست فتح تو فزون از فکرت اختر شمر
هوش مصنوعی: کار تو فراتر از تصورات و限وهای آسمان است. پیروزیها و موفقیتهایت را بیشتر از آنچه که در ذهن میپرورانی، ارزیابی کن.
دست دست آن بود کز جاه تو یابد مددکار کار آن بود کز رای تو یابد نظر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که از مقام و جایگاه تو بهرهمند میشود، مانند دستی است که از قدرت و نفوذ تو یاری میگیرد. همچنین، کارهایی که انجام میگیرد، تحت تأثیر فکر و نظر تو قرار دارد. به عبارتی، دیگران از تأثیر و راهنمایی تو بهره میبرند.
در صف صفین و خندق حیدری باید حُسامبر در غزنین و کابل سنجری باید هنر
هوش مصنوعی: در شرایط دشوار نبرد، شجاعت و قدرت حیدری باید در میدان گزینش گردد. برای دستیابی به پیروزی و افتخار، باید از یک جنگجوی با مهارت و هنر در مناطق مختلف بهره برد.
آنکه در طاعت ز مهرت مهر دارد بر جبینوان که در عصیان ز کینت داغ دارد بر جگر
هوش مصنوعی: کسی که در اطاعت و بندگی تو، محبت تو را در چهرهاش میبیند، و کسی که در نافرمانی از تو، حس کینهات را در دلش احساس میکند.
هر زمان تقدیر یزدان گوید آن را الامانهر نفس گردون گردان گوید این را الحذر
هوش مصنوعی: هر بار که سرنوشت خداوند چیزی را مقرر میکند، باید از آن نجات یابیم، و در هر لحظهای که زندگی در حال تغییر است، باید مراقب باشیم.
آنکه او را زاتش رزم تو شد دل سوختهچون کند پرواز گرد شعله و گرد شرر
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر جنگ تو دلش آتش گرفته، چگونه میتواند مانند پرندهای به دور شعله و جرقهها پرواز کند؟
وانکه شد یکباره زهرآلود از سوراخ ماربار دیگر گرد آن سوراخ چون سازد گذر
هوش مصنوعی: کسی که یکبار شرایط بدی مانند نیش مار را تجربه کرده، نمیتواند دوباره به همان مکان خطرناک نزدیک شود.
غافلان را هست گویی چشم از این آثارکورجاهلان را هست گویی گوش از این اخبار کر
هوش مصنوعی: افراد ناآگاه به نظر میرسد که از نشانههای اطراف خود بیخبرند و مانند کسانی هستند که چشم ندارند. همچنین، افرادی که نادان هستند، انگار که از خبرها بیخبرند و گویا گوششان شنوا نیست.
بر تواریخ و سیر تفضیل دارد فتح توزانکه فتح توست عنوان تواریخ و سیر
هوش مصنوعی: پیروزی تو از اهمیت زیادی برخوردار است و به عنوان نقطه عطفی در تاریخ به شمار میرود، چرا که این پیروزی خود نشاندهنده وقایع و تحولات بزرگ تاریخی است.
سایهٔ یزدانی و در سایهٔ عدل تواندخلق عالم یک به یک، اولاد آدم سر به سر
هوش مصنوعی: در پرتو الهی، با وجود عدالت، همهٔ انسانها به عنوان فرزندان آدم، به گونهای قابل ارزیابی و شناسایی هستند.
میر سنقر بک که در لشکر سپهسالار توستساخت اندر دولت تو جشن تطهیر پسر
هوش مصنوعی: میر سنقر، که در سپاه فرمانده تو حضور دارد، به مناسبت موفقیت تو، جشن تطهیر پسر را برگزار کرده است.
از پیآن تا در اقبال بگشاید براوبست خدمت را میان و بزم را بگشاد در
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش، راهی برای دستیابی به موفقیت و خوشبختی باز میشود. در این مسیر، باید خدمت را درمیان بزم و شادی قرار داد و دروازههای بهروزی را گشود.
جان همی خواهدکه آرد پیش تخت تو نثاربنده را گاه نثار از جان چه باشد بیشتر
هوش مصنوعی: جان من میخواهد که برای تو قربانی شوم و به حضورت بیایم، زیرا در قربانی کردن جان چه چیزی بیشتر از این میتواند وجود داشته باشد؟
طغایرک پسر الیزن که در دو جهانپدر ستوده بود با چنان ستوده پسر
هوش مصنوعی: طغایرک، پسر الیزن، در دو جهان پدر بسیار مورد ستایش قرار داشت و با پسری که این چنین مورد ستایش بود، زندگی میکرد.
مظفری که سخنهای او بشارت داددو پادشاه جهان بخش را به فتح و ظفر
هوش مصنوعی: مظفری که حرفهایش خبر از پیروزی و موفقیت دو پادشاه جهان را میدهد.
یکی است مایهٔ شاهی و خسروی محمودیکی است قبلهٔ شاهان و خسروان سنجر
هوش مصنوعی: محمود، مایه و دلیل سلطنت و پادشاهی است و سنجر، محور و مرجع شاهان به شمار میآید.
یکی ز مهر به جای برادرش داردیکی ز قدر و شرف داردش به جای پدر
هوش مصنوعی: یک نفر به خاطر محبت و دوستی به جای برادرش مورد توجه و احترام قرار میگیرد و دیگری به خاطر مقام و اعتبارش به جای پدر ارج و منزلت دارد.
از آنکه خاک و حَجَر همچو حِلم اوست گرانمحل زرّ و گهر شد دهان خاک و حجر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خاک و سنگ، به خاطر داشتن ویژگیهای خاصی که در وجودشان نهفته است، به مانند انسانهای نیکرفتار و با حیا هستند. بنابراین، با وجود اینکه به ظاهر بیارزش و بیحساب به نظر میرسند، اما در حقیقت، مانند طلا و الماس ارزشمند و گرانبها میباشند.
اگر نبودی تعظیم حِلم او نشدیدهان خاک و حَجَر جایگاه زرّ وگهر
هوش مصنوعی: اگر نبود عظمت و خرد او، تو اینگونه میشدی که همچون خاک و سنگ باشی و ارزش و گوهری نداشته باشی.
ایا به بزم کریمی ممیّز و مُعطیو یا به رزم دلیری مبارز و صفدر
هوش مصنوعی: آیا در جشن و شادی فردی بخشنده و بزرگوار حاضر هستی یا در میدان جنگ و نبرد مردی شجاع و دلیر؟
کجا نشاط کنی همنشین توست قضاکجا نبرد کنی رهنمای توست قدر
هوش مصنوعی: هر جا که بخواهی شاد باشی، سرنوشت تو آنجاست و هر جا که بخواهی مقاومت کنی، راهنمای تو آن است.
به تیغ بر تن مردان جو بگسلی جوشنبه گرز بر سرگردان چو بشکنی مغفر
هوش مصنوعی: وقتی که مردان با شمشیر به مبارزه میپردازند و زرههایشان را میپارهپاره میکنند، در چنین حالتی اگر کسی بخواهد سر کسی را بشکافد، میتواند با ضربهای محکم به کلاهخود او آسیب بزند.
تو را درود فرستند و آفرین گویندروان سام نریمان و جان رستم زر
هوش مصنوعی: به تو سلام و درود میفرستند و تو را ستایش میکنند، همانطور که روح سام نریمان و جان رستم زر مورد احترام و ارادت قرار میگیرد.
مگر سِنان تو مفتاح فتح شد که بدوفتوح را به همه رزمهای گشادی در
هوش مصنوعی: آیا تو همان نیزهای هستی که کلید پیروزیها شد و به واسطه آن، در تمامی نبردها فتوحات بزرگی به دست آوردند؟
ز کرد و ترک و عرب هر کجا به رزمگهیشدند خصمان چون جاودان افسونگر
هوش مصنوعی: از قومهای مختلف مانند کردها، ترکان و عربها، هر جا که در میدان جنگ با یکدیگر روبهرو شدند، مانند جادوگری که هیچگاه از سحرش کم نمیشود، دشمنان به هم حمله کردند.
به فعل نیزهٔ تو چون عصای موسی شدکه کرد جادویی جاودان هبا و هدر
هوش مصنوعی: به خاطر کارایی و توانایی نیزهٔ تو، مانند عصای موسی شد که جادوئی جاودانه و بینظیر را به وجود آورد.
کجا حُسام کبود تو روی شست به خونبرست لاله تو گفتی ز برگ نیلوفر
هوش مصنوعی: کجا میتوانم به یاد بیاورم که جای خالی تو، با آنکه سرخ و زیباست، به رنگ خون پر شده است و تو گفتی که این زیبایی شبیه به برگ نیلوفر است؟
که دید هرگز نیلوفری که در صف جنگبه چنگ شیر جهانگیر لاله آرد بر
هوش مصنوعی: هیچکس تا به حال نیلوفر آبی را ندیده که در میدان نبرد به دست شیر جهانی، لالهای را به چنگ آورد.
حکایت و سَمَر از رفتگان فراوان استشجاعت تو فزون از حکایت است و سَمَر
هوش مصنوعی: داستانها و روایتهایی از شجاعت افراد زیادی وجود دارد، اما شجاعت تو بیشتر از تمام این داستانهاست.
اگر به صد هنر آن قوم را تفاخر بودتو را سزاست تفاخر به صد هزار هنر
هوش مصنوعی: اگر آنها به خاطر صد هنر خود فخر میکنند، تو نیز شایستهای که به خاطر صد هزار هنر خود به آنها فخر کنی.
نخاست بعد رسول و خلیفه و سلطانز نسل بُوالبَشر اندر زمانه چون تو بشر
هوش مصنوعی: پس از پیامبر و جانشین و سلطان، در میان نسل بشر، انسانی چون تو دیگر به دنیا نیامده است.
عطای تو نشود منقطع که زایر توچو یک عطا بستاند دهی عطای دگر
هوش مصنوعی: عطای تو هرگز قطع نمیشود، زیرا زائر تو اگر یک نعمت دریافت کند، تو او را با نعمت دیگری هم نوازش میکنی.
به آب و آذر اگر در شود موافق توبه دولت تو نترسد ز آب و از آذر
هوش مصنوعی: اگر آب و آتش با تو موافق شوند، برکت و کامیابی تو به حدي خواهد بود که از آب و آتش نترسی.
ز بهر آنکه بدو فرّ دولت تو دهددل کلیم و یقین خلیل بن آزر
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه او به تو کمک کند و نعمت و موفقیت را به تو عطا کند، دل کلیم و ایمان خلیل (ابراهیم) را در خود یافتم.
چو آمدی تو ز نزدیک پادشاه عراقبه فال نیک به درگاه شاه شیر شکر
هوش مصنوعی: زمانی که تو از نزدیک پادشاه عراق وارد شدی، با خبر خوش به درگاه شاه شیرین آمدی.
محل و جاه تو را پیش شاه هفت اقلیمچهار طبع مسخر شدند و هفت اختر
هوش مصنوعی: موضع و مقام تو در نظر پادشاه هفت اقلیم بسیار با ارزش و مورد توجه است، به گونهای که چهار عنصر طبیعت و هفت ستاره به خاطر تو خضوع کردهاند.
ز عمّ خویش چو محمود عهد یافته بودز بهر عهد فرستاد مر تو را ایدر
هوش مصنوعی: محمود از عموی خود عهدی را گرفته بود و به همین خاطر تو را به اینجا فرستاده است.
کفایت تو ز مقصود مژده داد چنانکز صبح مژده دهد در جهان نسیم سحر
هوش مصنوعی: نیازی به آرزوهای بزرگ نیست، تو خود به اندازه کافی دلیل برای خوشحالی و سرور داری، همانطور که نسیم صبحگاهی خبر از شکوفایی و زیبایی روز را میآورد.
گر از حضر به سفر بر مراد روی نهیوگر نشاط کنی رفتن از سفر به حضر
هوش مصنوعی: اگر از شهری به سفری بروی و با رویی خندان و آرزوهای خود را به تمام برسانی، یا اگر با شوق و نشاط از سفر به شهر برگردی، این خود باعث خوشحالی و رضایت تو خواهد بود.
ز بس سعادت کاندر خجسته طالع توستبه فال سعد کند حکم تو ستاره شمر
هوش مصنوعی: به خاطر خوش شانسی و روزگار خوب تو، ستاره شمر به نیکی سرنوشت تو را رقم میزند.
ز سعد چون همه وقتی تو را مساعدت استتو را سفر ز حضر بِه بود حضر ز سفر
هوش مصنوعی: هنگامی که همه چیز برای تو مناسب است، رفتن به سفر بهتر از ماندن در خانه است.
بلند بختا سعد فلک به طالع مننظرکند چو کنم من به طلعت تو نظر
هوش مصنوعی: سرنوشت خوب و خوش، ستارههای آسمان به خاطر من به نیکی خواهند نگریست، همانطور که من به چهره تو نگاه میکنم.
ای معز دین و دنیا ای عطای تو بزرگاز عطای تو معزی شد عزیز و نامور
هوش مصنوعی: ای بزرگواری که دین و دنیا به تو وابسته است، بخشش تو چنان بزرگ است که به واسطه آن، کسانی که در گذشته بینام و نشان بودند، اکنون عزیز و معروف شدهاند.
هم توانگر شد به لولو، هم توانگر شد به لعلهم توانگر شد به دیبا، هم توانگر شد به زر
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که ثروت و امکانات زندگی انسان میتواند به اشکال مختلفی نمود پیدا کند. انسان میتواند با داشتن چیزهایی چون مروارید، سنگهای قیمتی، پارچههای گرانقیمت یا حتی طلا، به ثروت دست یابد. در واقع، هر یک از این عناصر به نوعی نمایانگر قدرت و ثروت هستند.
پرگهر کردی دهانش را به دست خویشتنچون به مدح خویشتن دیدی دهانش پرشکر
هوش مصنوعی: تو با دستان خود دهان او را پر از گوهر کردی، چون دیدی که در ستایش خویشتن، دهانش پر از شیرینی و شکر است.
با زبانی پر شکر آمد به عالی مجلستبازگشت از مجلس تو با دهانی پرگهر
هوش مصنوعی: با زبانی شیرین و خوشبین به محفل با شکوه تو آمد و پس از آنکه از مجلس تو خارج شد، با دهانی پر از گوهر و سخن ارزنده رفت.
با گهر بخشیدی او را بدرههای زر سرختختههای جامهٔ بغداد و روم و شوشتر
هوش مصنوعی: او را با جواهرات و زرهای قرمز و پارچههای زیبا از بغداد، روم و شوشتر، آراسته کردی.
او به دانش شکر این بخشش نیارد کرد زانکبخشش تو کامل است و دانش او مختصر
هوش مصنوعی: او نمیتواند به خوبی از علمش به خاطر این بخشش سپاسگزاری کند، زیرا بخشش تو بینقص و کامل است اما علم او محدود و کم است.
از فروغ ماه و خور باید هزاران سالهاتا یکی گوهر به کان اندر پدید آرد مگر
هوش مصنوعی: برای پیدایش یک گوهر با ارزش در دل زمین، باید سالهای زیادی از نور ماه و خورشید بگذرد. این نشاندهندهی این است که چیزهای ارزشمند نیاز به زمان طولانی و شرایط خاص دارند تا به وجود بیایند.
صدگهر در یک زمان آید ز جود تو پدیدجود تو تفضیل دارد بر فروغ ماه و خور
هوش مصنوعی: از بخشندگی تو، در یک لحظه، صد گوهر نمایان میشود. بخشندگی تو نورش برتر از روشنایی ماه و خورشید است.
تا سخن دایم بود بادی تو پیوند سخنتا اثر باقی بود بادی تو بر جای اثر
هوش مصنوعی: تا زمانی که حرف و سخن وجود دارد، تو پیوندی را با آن برقرار کردهای و تا زمانی که آن اثر از تو باقیست، نشانهای از تو در آن خواهد ماند.
باد روحانیت نفس و باد نورانیت دلباد سلطانیت ارج و باد یزدانیت فر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای روحانی و معنوی میپردازد. باد به عنوان نمادی از نیروی روحانی و روشنایی، به نفس و دل اشاره میکند. همچنین به قدرت و مقام والای انسانی و الهی اشاره دارد که نشانهای از جلال و مقام یزدان است. در کل، از این جا میتوان برداشت کرد که این نیروهای معنوی و فضائل، انسان را به کمال و بزرگی میرسانند.
هرکجا منزل کنی تایید بادت رهنماهرکجا لشکرکشی اقبال بادت راهبر
هوش مصنوعی: هر جایی که ساکن شوی، راهنمای تو تأیید و نیرویی است که به تو کمک میکند. و هر زمان که بخواهی به جنگ یا نبرد بروی، شانس و موفقیت تو، هدایتگر تو خواهد بود.