شمارهٔ ۱۴۵
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک محبوب و وصف او میپردازد. شاعر با بهرهگیری از نمادها و تشبیهات، ویژگیهای ظاهری و باطنی محبوب را توصیف میکند، از جمله زلف و لب او که حلاوت شکر و بوی مشک را دارند. همچنین، عشق عمیق خود به این محبوب را بیان کرده و اعتراف میکند که دلش در آرزوی اوست و توبه کردن در برابر او برایش غیرممکن است. شاعر با استفاده از واژههای زیبا و استعارههای مختلف، حالت روحی خود را توضیح میدهد و به ذکر ویژگیهای محبوب و تاثیر او بر زندگیاش میپردازد. در نهایت، از مدت زمان طولانی که دلش برای این محبوب تپیده یاد میکند و آرزو دارد که همیشه در خدمت او باشد.
اگر ندیدی در مشک تابدار قمرو گر ندیدی در لعل آبدار شکر
هوش مصنوعی: اگر قمر را در مشک خوشبو ندیدی و اگر شکر را در لعل شفاف ندیدی، باز هم دنیا زیباییهای دیگری دارد.
چو آن نگار پدید آید از میان سپاهبه زلف و روی و لب لعل آن نگار نگر
هوش مصنوعی: زمانی که آن معشوق با زیباییهایش از میان جمعیت ظاهر شود، باید به زلف و چهره و لبهای زیبای او که همچون لعل میدرخشد، نگاهی بیندازید.
از آنکه در لب و در زلف و روی اوست به همحلاوت شکر و بوی مشک و نور قمر
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت او در لبها، موها و چهرهاش به حدی است که میتوان آن را با شیرینی شکر، عطر مشک و نور ماه مقایسه کرد.
به زیر آن شکرش رشتههای مرواریدبهگرد آن قمرش دستههای سیسنبر
هوش مصنوعی: در زیر آن شیرینی، رشتههای مروارید قرار گرفته و دور آن ماهتاب، دستههایی از گلهای خوشبو وجود دارد.
اگر به شقهٔ زرّش مغرّق است کلاهوگر به کوکب سیمش مزین است کمر
هوش مصنوعی: اگر کلاه به طلا آراسته است، و اگر کمربندش به نقره زینت داده شده، این نشاندهنده زیبایی و زرق و برق آن است.
زاشک منکمرش را سزاست کوکب سیمز چشم من کُلهش را سزاست شقهٔ زر
هوش مصنوعی: از اشک من، کمر او بلند و زیبا میشود و نور ستارهای که از چشمان من میتابد، زیبایی صورت او را افزایش میدهد.
شگفت ماند هرکس که اندرو نگردبه حسن حور بهشت است آن نگار مگر
هوش مصنوعی: هر کسی که به این موضوع توجه نکند، متوجه نخواهد شد که زیبایی آن نگارگر چقدر شگفتانگیز است و به راستی که همچون زیبایی حوریان بهشتی است.
بهشتیی که بناگوش او چو مرغ بهشتز سیم دارد بال و زمشک دارد پر
هوش مصنوعی: او کسی است که همچون پرنده بهشت، گوش هایش زیبا و نقره ای است و از عطر مشک خوشبو می باشد.
قدش چو سرو و رخش چون ستارهٔ سحرستخطش بهگرد ستاره است چون بنفشهٔ تر
هوش مصنوعی: قدش مانند درخت سرو بلند و زیباست و چهرهاش مانند ستارههای صبح درخشان است. خطوط چهرهاش به دور ستارهای میدرخشد، مانند بنفشهای تازه و شاداب.
اگرچه نادره باشد ستاره بر سر سروبود بنفشهٔ تر بر ستاره نادر تر
هوش مصنوعی: اگرچه ستارهای که بر روی سرو میدرخشد نادر است، اما گل بنفشه تازهای که کنار آن است، حتی از آن ستاره هم نادرتر است.
ایا بتی که دلم ساکن است زلف تو راچه ساکن است که او را ز مسکن است خطر
هوش مصنوعی: آیا مجسمهای که دل من آرامش دارد، موی تو چه آرامشی دارد که او نیز از محل خود در خطر است؟
دل مرا سر زلف تو داده گیر بهباداز آن که فتنه و آشوب دارد اندر سر
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیباییهای تو به تلاطم و آشفتگی افتاده است، چرا که در ذهنم آشوب و فراوانی از احساسات وجود دارد.
محال باشد پیش تو توبهکردن منکه توبه را نبود نزد تو محل و خطر
هوش مصنوعی: نمیتوانم در حضورت به توبه کردن فکر کنم، چرا که میدانم توبه برای تو اهمیت و ارزشی ندارد و در نظر تو خطرناک است.
هزار توبه به یک غمزه بشکنی تو چنانکبه یک خدنگ نصیرالانام صد لشکر
هوش مصنوعی: هرچند که هزار بار توبه و عذرخواهی کنم، اما تنها یک نگاه تو میتواند همه اینها را بشکند. همانطور که یک تیر از نصیرالانام میتواند تمام لشکرها را نابود کند.
ستوده غرس خلافت یگانه تاج ملوکسپاهدار عجم فخر دین پیغمبر
هوش مصنوعی: درخت خلافت که به خوبی کاشته شده، نشاندهندهی برتری و عظمت پادشاهان است و این مقام، باعث افتخار دین پیامبر میشود.
ز دیرباز دل من در آرزوی تو بودچو کِشتِ تشنه که باشد در آرزوی مَطر
هوش مصنوعی: مدتهاست که قلب من به یاد تو دلتنگ است، مانند گلی که در گرما و خشکی منتظر باران است.
دل مرا چه نشاط است بیش از آن کامروزکه پیش از آنکه مرا سوی بلخ بود گذر
هوش مصنوعی: دل من امروز چه شور و شوقی دارد، بیشتر از روزی که پیش از سفر به بلخ بودم.
به طلعت تو بیفروختم رخ دولتز مدحت تو بیاراستم سرِ دفتر
هوش مصنوعی: من زیبایی چهرهات را به روشنی افروختم و با ستایش تو، مقام و منزلت خود را زینت بخشیدم.
اگر به خدمت سلطان نبودمی مشغولره عراق بپیمودی به تارک سر
هوش مصنوعی: اگر در خدمت شاه نبودم، به راحتی راهی عراق میشدم و بر سرم تاج و پیراهن مینوشتم.
ز در مدح تو عقد مدیح پیوستمکه در زمانه بود پایدار تا محشر
هوش مصنوعی: من در ستایش تو شعری سرودم که همچنان در این دنیا باقی خواهد ماند تا روز قیامت.
همیشه تا که صور زنده باشد از ارواحبه صنع و قدرت و تایید خالق اکبر
هوش مصنوعی: تا زمانی که صورتهای زنده وجود دارند، ارواح به وسیلهٔ آفرینش، نیرو و تأیید خالق بزرگ در حرکت و فعالیت هستند.
ز بهر خدمت تو تا گه دمیدن صورمباد منقطع ارواح بندگان ز صور
هوش مصنوعی: برای خدمت به تو، تا زمانی که صور دمیده شود، روح بندگان از صور قطع نشود.
به شرق باد ز اقبال و دولت تو نشانبه غرب باد ز تأیید و نصرت تو خبر
هوش مصنوعی: باد شرق از خوشبختی و موفقیت تو خبر میآورد و باد غرب نیز از حمایت و یاری تو سخن میگوید.
جدا مباد دو دستت ز پنج چیز مدامز دفتر و قلم و جام و نیزه و خنجر
هوش مصنوعی: دستهایت از پنج چیز مهم جدا نشوند: دفتر، قلم، جام، نیزه و خنجر.
وگر رسی به خراسان وگر شوی به عراقتو را قبول ز دو خسرو رهی پرور
هوش مصنوعی: اگر به خراسان برسی یا به عراق بروی، تو را از سوی دو خسرو مورد پذیرش قرار میدهند.