شمارهٔ ۱۶۱
هوش مصنوعی: این متن شعری ست در وصف شادی و خوشی به مناسبت یک عید خاص و ستایش از پادشاهی نیکو. شاعر به جلال و شوکت دولت اشاره میکند و میگوید که این پادشاه همچون آفتاب بر زمین میتابد و هیچ کس از او بالاتر نیست. او پیروزی و بزم را به دست پادشاه میداند و میگوید که دشمنان او، اگرچه قدرتی دارند، اما در مقابل عظمت او درماندهاند.
شاعر به وفاداری و خدمت به پادشاه توصیه میکند و هشدار میدهد که مخالفت با او به عذاب و کیفر منجر میشود. او در نهایت میگوید که پادشاه به مانند آفتاب نور افشانی میکند و دنیا به واسطه او تابناک است.
شعر هم به زیبایی طبیعت و باغها در اثر عدالت پادشاه اشاره میکند و در انتها، آرزوی خوشی و شادابی برای عید را مطرح میسازد.
به فرخی و خوشی بر خدایگان بشرخجسته باد چنین عید و صدهزار دگر
هوش مصنوعی: به خاطر خوشی و شادی، برای بزرگترین خداوندان بشریت، این عید و هزاران عید دیگر مبارک باد.
جلال دولت و دولت بدو فزوده شرفجمال ملت و ملت بدو نموده هنر
هوش مصنوعی: جلال و شکوه حکومت به او افزوده است و شرافت زیبایی ملت به او نسبت داده شده است.
شهی که بر همه روی زمین همی تابدز ماه رایت او آفتاب فتح و ظفر
هوش مصنوعی: فرصتی که در دست داریم، با وجود رهبری برجستهای که میتابد و نورش بر تمام زمین پخش شده است، نویدبخش پیروزی و موفقیت است.
نبود تا که جهان است و هم نخواهد بودخدایگانی بر خلق از او مبارکتر
هوش مصنوعی: تا زمانی که جهان وجود دارد و حتی بعد از آن، خدایانی که بر انسانها نعمت میبخشند، وجود نخواهند داشت که از او برتر باشند.
همی دهد قلم و تیغ او به بزم و به رزمنشان نعمت فردوس و هیبت محشر
هوش مصنوعی: قلم و تیغ او در جشنها و میدانها نشانهای از نعمتهای بهشت و شکوه روز قیامت را به مردم نشان میدهد.
به رزمگاه چو مریخوار گیرد زوربه بزمگاه چو خورشیدوار گیرد فر
هوش مصنوعی: وقتی به میدان جنگ میرود، مانند مریخ پرقدرت و نیرومند عمل میکند و در میهمانیها و مجالس شاد، مانند خورشید با شکوه و درخشان است.
زمین معصفر گردد ز بسکه راند خونهوا مُزَعْفر گردد ز بسکه بخشد زر
هوش مصنوعی: زمین به دلیل فراوانی خون، سرسبز و خرم میشود و فضای هوا نیز به خاطر طلا و زری که اهدا میشود، رنگین و زیبا میگردد.
حسام شاه چو نیلوفر است و چهرهٔ خصمچو شَنْبلید شدست از نهیب نیلوفر
هوش مصنوعی: حسام شاه مانند گل نیلوفر است و چهرهٔ دشمن مانند سنبل شده که از قدرت نیلوفر پژمرده شده است.
سرش ز چنبر فرمان شاه بیرون استقدش ز هیبت شاهی است چفته چون چنبر
هوش مصنوعی: سر او از دایره فرمانروایی شاه فراتر رفته و قد او به قدری بزرگ است که با وجود هیبت شاه، همچنان بزرگ و محکم به نظر میرسد.
اگر تنش به مثل سربه سر همه جگر استسرشکوار ببارد ز دیده خون جگر
هوش مصنوعی: اگر بدن او مانند فولاد است، در حالی که دلش پر از احساسات عمیق و درد است، از چشمانش مانند خون جگر اشک میریزد.
وگر همی نشناسد که وهم شاه جهانمؤثرست در آفاق چون قضا و قدر
هوش مصنوعی: اگر کسی درک نکند که خیال و تصور پادشاه جهان تأثیر زیادی بر عالم دارد، مثل تأثیر قضا و قدر.
همی به کوه و کمر نازد و نه آگاه استکه وهم شاه فرود آردش ز کوه و کمر
هوش مصنوعی: او به کوه و بلندیها میبالد و خود را برتر میداند، اما غافل است که خیال و توهم میتواند او را به زمین بیندازد و از آن علو پایین آورد.
خدایگانا آن کس که نعمتش دادیبه شرط خدمت یک چند بسته بود کمر
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ! آن کسی که تو به او نعمت دادهای، در عوض خدمت و وفاداریاش به تو، چندان خود را موظف به تلاش و خدمت کرده است.
چو شد مخالف و بر نعمت تو شکر نکردبه نعمت تو که بدبخت گشت و شومْ اختر
هوش مصنوعی: زمانی که فردی با نادانی به سختی مواجه شود و بر نعمتهایی که دارد، سپاسگزاری نکند، در حقیقت، خود را به بدبختی و شگون بد دچار کرده است.
شکسته کرد و پراکنده یک سیاست توسپاه او را چون قوم عاد را صَرصَر
هوش مصنوعی: سیاست تو به قدری قوی است که سپاه او را مانند قوم عاد که به وسیله تندبادهای سخت و ویرانگر متلاشی شدند، نابود کرده و پراکنده میکند.
ز فعل خویش بنازد همی و در مثل استکسی که بد کند از بد هم او برد کیفر
هوش مصنوعی: آدمی باید به اعمال خود افتخار کند، اما این موضوع فقط در صورتی درست است که از کارهای خوب او باشد. در واقع، شخصی که کارهای بد انجام میدهد، خود را مجازات میکند و از کارهای زشتش عذاب میبیند.
مباد آن که خلاف تو دارد اندر دلکه سوخته کندش خشم تو دل اندر بر
هوش مصنوعی: مباد آن که کسی در دلش نسبت به تو کینه و خشم داشته باشد، چرا که این خشم میتواند به دل تو آسیب برساند و آن را بسوزاند.
مخالفانی کاندر حصار خصم تواندخلاف و کینتوزیشان ببرد سمع و بصر
هوش مصنوعی: کسانی که در حصار دشمنان قرار دارند، میتوانند با مخالفت و دشمنی خود، حواس دیگران را تحت تأثیر قرار دهند.
ز ترس خشم تو گشته است چشم ایشان کورز بیم کوس تو گشته است گوش ایشان کر
هوش مصنوعی: چشمهای آنها از ترس خشم تو نابینا شده و گوشهایشان از بیم صدای تو ناشنوا گردیده است.
بر آن حصار که ایشان مقام ساختهاندز آب و خاک ندارند هیچگونه خبر
هوش مصنوعی: در حصاری که آنها ساختهاند، از آب و خاک خبری نیست.
مگرکه صاعقه بارید چرخ بر سرشانکه آب ایشان خون گشت و خاک خاکستر
هوش مصنوعی: جز این نیست که مانند صاعقه بر سرشان ببارد، تا خونشان به آب تبدیل شود و خاکستر بر خاک بیفزاید.
شدست خنجر برنده عقلشان در دلشدست آتش سوزنده مغزشان در سر
هوش مصنوعی: چاقوی تیز و برندهای بر عقل آنها فرود آمده و در دلشان آتش سوزان و خشمگینی وجود دارد که در سر آنها میسوزد.
چو حال ایشان در زیستن بر این جمله استچنان شناس که گشت آن حصار زیر و زبر
هوش مصنوعی: حال آنها در زندگی به گونهای است که مانند دیواری فرو ریخته و به هم ریخته به نظر میرسد.
شهنشها ،ملکا، همچو آفتاب فلکبه شرق و غرب تو را هست سال و ماه سفر
هوش مصنوعی: ای پادشاهان، چون آفتاب در آسمان، همواره در حال سفر به شرق و غرب هستید، مانند سال و ماه که دائماً در حرکتند.
جهان شدست منور ز فر طلعت توز آفتاب منور شود جهان یکسر
هوش مصنوعی: جهان به خاطر نور چهره تو روشن و درخشان شده است؛ به طوری که با تابش تو، کل عالم روشنایی گرفته است.
به وقت راه سپردن همی وفا نکندبه سیر مرکب تو بر سپهر سیر قمر
هوش مصنوعی: زمانی که تصمیم به حرکت میگیری، وفا و صداقت نشان نمیدهد و سفر تو به دور آسمان مانند حرکت ماه است.
حکایت و سَمَر امروز جمله باطل گشتکه رسمهای تو بیش از حکایت است و سمر
هوش مصنوعی: امروز دیگر حکایتها و داستانها بیمعنی شدند، زیرا رفتارها و آداب تو از همه آن داستانها بیشتر و مهمتر است.
اگر قیاس کنم من ز دجله تا جیحونز لشکر تو همی نگسلد نفر ز نفر
هوش مصنوعی: اگر من مقایسهای انجام دهم بین دجله و جیحون، از لشکر تو هیچکس از دیگری جدا نمیشود.
خدایگان چو تو باید همی که روز نبردز دجله تا لب جیحون کشد صف لشکر
هوش مصنوعی: خداوندی مانند تو باید باشد که در روز جنگ، صف بزرگ لشکر را از دجله تا لب جیحون رهبری کند.
همیشه تا که همی بشکفد ز باد صبابه باغ در سمن تازه و بنفشهٔ تر
هوش مصنوعی: همیشه تا زمانی که وزش باد صبا ادامه دارد، در باغ گلهای تازه از جمله سمن و بنفشههای جدید شکوفا میشوند.
یکی چو عارض خوبان سپید و روشن و پاکیکی چو زلف بتان برشکسته یک به دگر
هوش مصنوعی: یک نفر مانند صورت زیبای معصوم و روشن است و دیگری مثل موهای پریشان و در هم بر هم محبوبان. این دو نفر به گونهای در کنار یکدیگر قرار دارند.
شکفته باد ز عدل تو باغ شاهی و ملکچو بوستان ز نسیم بهار و قَطْرِ مَطَر
هوش مصنوعی: باغ سلطنتی و زمین تو به واسطه عدل و fairness تو مانند بوستانی است که از نسیم بهار و بارش باران شکوفا و سرسبز شده است.
تو را زمانه غلام و ملوک خدمتکارتو را ستاره مطیع و سپهر فرمانبر
هوش مصنوعی: در این دنیا، تو به مانند یک پادشاه هستی که زمانه و اطرافیانت به خدمت تو آمدهاند. ستارهها و آسمان نیز در فرمان تو هستند و به نوعی مطیع تو به حساب میآیند.
خجسته عید تو و پیش تو عدو قربانشب تو از شب و روزت ز روز خرمتر
هوش مصنوعی: روز عید تو خوشپـیـش و دشمنان تو به خاطر تو قربانی میشوند، شب تو از روزهایت شادتر و خوشتر است.