شمارهٔ ۱۶۲
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیباییهای زلف و لب دلبر میپردازد. شاعر از تناسب و تغییر شکلهای زلف سیاه معشوق سخن میگوید و هر بار کاملاً متفاوت و جذاب به نظر میرسد. زلف او گاه به زر، چوگان یا سپر شبیه است و به زیباییهایی چون گل و ارغوان و ماه و ستارهها توصیف میشود. شاعر به ستایش معشوق پرداخته و او را زیباتر از همه میداند.
سپس شاعر به ستایش یک پادشاه میپردازد و او را شایسته تاج و تخت و افسر میداند، کسی که دین و اعتقادش باعث خشنودی پیامبر شده و نزد مردم محبوب است. شاعر اشاره میکند که این پادشاه با لشکری قوی به پیروزی میرسد و در نبردها بر دشمنان خود غلبه میکند. در پایان، شاعر برای پادشاه آرزوی بخت بلند و روزهای خوب میکند و او را برترین در میان ملوک میشمارد.
زلف سیه تو ای بت دلبرهرگاه بود به صورتی دیگر
هوش مصنوعی: زلف سیاه تو ای معشوق هر زمان که به شکلی دیگر باشد، همواره دلربا و جذاب است.
گه چون زر هست و گاه چون چوگانگه چون سپر است و گاه چون چنبر
هوش مصنوعی: گاهی مانند طلا ارزشمند و درخشان است و گاهی مثل توپ چوگان به سمت هدف میرود. گاهی به عنوان سپری برای حفاظت به کار میرود و گاهی همانند حلقهای برای اتصال و پیوند.
گاه از گل و ارغوان کند بالینگاه از مه و مشتری کند بستر
هوش مصنوعی: گاهی بر روی گل و گیاهان زیبا میخوابد و گاهی در کنار ماه و ستارههای درخشان میآرامد.
گه تابد و گه شود خَم اندر خَمگه پیچد و گه زند سر اندر سر
هوش مصنوعی: گاهی به شدت میدرخشد و گاهی به حالتهای خمیده در میآید، گاهی پیچ میخورد و گاهی سرش را در درون خودش فرو میبرد.
گه حلقه کند به گل بر از سنبلگه توده نهد به مه بر از عنبر
هوش مصنوعی: گاهی اوقات او گردنبند گلی بر گردن سنبل میاندازد و زمانی دیگر دانهای از مشک را بر سر ماه میگذارد.
هر کس که به او نگه کند بیندشب در بر آفتاب بازیگر
هوش مصنوعی: هر کسی که به او نگاه کند، میبیند که شب مانند یک بازیگر در برابر آفتاب قرار دارد.
زلفین تو را همی ستایم مناز بهر تو ای شَکَر لب دلبر
هوش مصنوعی: من برای تو، ای معشوق با لبهای شیرین، از زیباییهای زلفهایت ستایش میکنم.
آن لب که به لون و رنگ او هرگزنشنید و ندید هیچکس گوهر
هوش مصنوعی: به معنای این است که آن لب که رنگ و زیباییاش را هیچ کس ندیده و نشنیده، مانند یک گوهر باارزش و بینظیر است.
لاله است و نهفته اندرو لؤلؤلعل است و سرشته اندر او شَکَّر
هوش مصنوعی: داخل لاله، مرواریدهایی نهفته است که با لعل (سنگ قیمتی قرمز) آمیخته شده و شیرینی خاصی به آن بخشیده است.
هر گه نگرم عقیق را ماندپروین به عقیق بر شده مضمر
هوش مصنوعی: هر بار که به زیبایی و درخشندگی عقیق نگاه میکنم، یاد ستارهای به نام پروین میافتم که در درون عقیق نهفته است.
هر بوسه کز او به قهر بستانمچون آب حیات هست جان پرور
هوش مصنوعی: هر بوسهای که از او به زور بگیرم، مانند آب حیات است که جانم را جلا میدهد و زنده میکند.
خواهم که ز جان و دل کنم معنیدر وصف تو ای بت پری پیکر
هوش مصنوعی: میخواهم از دل و جانم معنای عشق و زیباییات را بیابم ای معشوقه زیبا و دلربا.
هر چند که هست وصف تو واجباز وصف تو مدح شاه واجبتر
هوش مصنوعی: هر چند که توصیف و تعریف تو ضروری است، اما ستایش از شاه اهمیت بیشتری دارد.
شاه همه خسروان معزالدینسلطانِ بلندبخت نیکاختر
هوش مصنوعی: سلطان معزالدین، که همگان او را بهترین و خوششانسترین پادشاهان میدانند و در میان تمامی حکام، از جایگاه ویژهای برخوردار است.
شاهی که ز دین و اعتقاد اوخشنود شدست جان پیغمبر
هوش مصنوعی: شاهی که از ایمان و باور او راضی است، جان پیامبر را هم سرافراز میکند.
اندر عرب و عجم ز نام اوبفزود جمال خطبه و منبر
هوش مصنوعی: در میان عرب و عجم، نام او سبب زیبایی خطبه و منبر شده است.
مدحش همه خلق را چو بسماللهآغاز سخن شد و سرِ دفتر
هوش مصنوعی: مدح و ستایش او به قدری مشهور و پراکنده است که همچون ذکر بسمالله آغاز هر گفتار و نوشتاری به شمار میآید.
جسم عدوش چو آبگیر آمدشمشیر کبود او چو نیلوفر
هوش مصنوعی: بدن او همچون حوضی پر از آب است و شمشیرش مانند نیلوفر آبی زیبا و خاص است.
ای شاه جهان تویی در این گیتیشایستهٔ تاج و خاتم و افسر
هوش مصنوعی: ای پادشاه جهان، تو در این دنیا حقیقتاً شایستهی تاج و نعمتهای سلطنت هستی.
در مدت شصت روز با نصرتبا شصت هزار موکب و لشکر
هوش مصنوعی: در ظرف شصت روز با یاری و کمک، شصت هزار کاروان و نیروی نظامی آماده شد.
از مغرب تاختی سوی مشرقوز باختر آمدی سوی خاور
هوش مصنوعی: تو از سمتی به سمت دیگر سفر کردی و از سمت باختری به سمت شرقی آمدی.
چون یأجوجَند لشکرِ خصمتتیغ تو بهسان سد اسکندر
هوش مصنوعی: زمانی که دشمنانت مانند قوم یأجوج و مأجوج به تو حمله میکنند، شمشیر تو همچون سد مقاوم اسکندر عمل میکند.
تو حیدری و سپاه بدخواهتمَخْذول شده چو لشکر خیبر
هوش مصنوعی: تو مانند حضرت علی هستی و دشمنان تو به طور کامل شکست خوردهاند، همچنان که لشکریان خیبر در برابر ایشان ناامید شدند.
ویران شود از تو قلعهٔ دشمنچونانکه حصار خیبر از حیدر
هوش مصنوعی: دشمنان مانند دژ خیبر که در برابر حیدر نابود شد، از تو شکست خواهند خورد و ویران خواهند شد.
گرچه عدوی تو هست در قلعهآخر بَرَد از خلاف تو کیفر
هوش مصنوعی: اگرچه دشمن تو در آخرین نقطه موجود است، اما هیچکس قادر نخواهد بود که بر خلاف تو مجازات بگیرد.
گرچه رسن ای ملک دراز آیدآخر سر او رسد سوی چنبر
هوش مصنوعی: هر چند که یک رشته دراز باشد، در نهایت انتهای آن به حلقهای میرسد.
تا خورشیدست داور گردونجاوید تو باش بر زمین داور
هوش مصنوعی: تا زمانی که خورشید بر آسمان میدرخشد، تو نیز باید بر زمین قاضی و داور باشی.
تو شاه ملوک و خسرو عالمپیش تو ملوک بنده و چاکر
هوش مصنوعی: تو پادشاهی و بزرگترین فرمانروا، به طوری که پشت سر تو، پادشاهان دیگر نیز در مقام بنده و خدمتکار قرار دارند.
بخت تو بلند و رای تو عالیروز تو ز روز بهتر و خوشتر
هوش مصنوعی: روزگار خوشی در انتظار توست و در فکر و تدبیر تو نیز حکمت و بزرگی وجود دارد. امیدوارم هر روز که میگذرد، بهتر و شیرینتر از روزهای پیشین باشد.