شمارهٔ ۲۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و وفاداری معشوق سخن میگوید و ابراز شادی میکند که محبوبش در کنارش است. وی با اشاره به تفاوت حال خود در زمان دیدار معشوق و بدون او، از احساس خوشی و برطرف شدن غم و رنج میگوید. شاعر همچنین به فضایل معشوق اشاره کرده و او را مورد ستایش قرار میدهد. او بر این باور است که دیدن معشوق بهتر از هر نعمت دیگری است و شادی و نشاطی که از این دیدار حاصل میشود، بینظیر است. در نهایت، شاعر از تلاش برای خدمت به معشوق و نشان دادن وفاداریاش سخن میگوید و امید دارد که در پرتو محبت او به کمال برسد و از فضل و کرمش بهرهمند شود.
از بهر وفاداری آمد بر من یارشد ساخته از آمدن یار مرا کار
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداری، معشوق برای من آمد و با حضورش، زندگیام تغییر کرد.
بهتر چه بود ز آن که بود دوست وفاجویخوشتر چه بود ز این که بود یار وفادار
هوش مصنوعی: چه چیزی بهتر از داشتن دوستی وفادار و مهربان میتواند وجود داشته باشد؟ این دوستی و وفاداری برای انسانها از اهمیت بالایی برخوردار است.
با دیدن او نیکتر امروز من از دیبا صحبت او نیکتر امسال من از پار
هوش مصنوعی: امروز با دیدن او، حال بهتری دارم نسبت به دیروز، و از طرفی گفتوگو با او امسال نسبت به پارسال بهتر شده است.
از بردن خواری دل من بارکشیدستزین پس نبرد خواری و زین پس نکشد بار
هوش مصنوعی: از آنجا که دل من دیگر احساس خاری و رنج نمیکند، دیگر نه از چیزی شرمنده هستم و نه باری بر دوش دارم.
تیمار بسی خوردم و یک چند خورم میآمد گه می خوردن و شد موسم تیمار
هوش مصنوعی: من مدت زیادی تحت درمان و مراقبت بودهام و هنوز هم برخی از آنها را تجربه میکنم، اما اکنون زمان رسیدگی دوباره و نیاز به مراقبت فرا رسیده است.
شادی کنم و باده خورم زانکه نهادمدو لب به لب نازک آن لعبت فرخار
هوش مصنوعی: من خوشحالم و باده مینوشم چون لبم را به لب نازک آن معشوق خماری گذاشتهام.
چون نیست دلم شاد به دیدار دلارامبر خصم کنم راز دل خویش پدیدار
هوش مصنوعی: وقتی که دل من به دیدن محبوبم شاد نیست، به دشمنانم اسرار دل خود را نمایان میکنم.
خواهم که به دست بت من ناله کند زیرتا خصم من از حسرت آن ناله کند زار
هوش مصنوعی: میخواهم که بت من به زیبایی ناله کند تا دشمن من از حسرت آن ناله دلسوزانه غمگین شود.
گر نعمت بسیار مرا هست ز دلبردیدار خداوند به از نعمت بسیار
هوش مصنوعی: اگرچه نعمتهای زیادی از محبوبم دارم، اما دیدار خداوند برایم از همهی این نعمتها باارزشتر است.
خورشید محامد فلک جود محمدصدری که سخن را به کرم هست خریدار
هوش مصنوعی: خورشید فضائل و خوبیهای محمد، آسمان بخشندگی اوست. او مانند درختی است که کلامش را با محبت و بخشش خریدار است.
با حشمت و از محتشمان بهتر و مهترنامآور و بر ناموران سید و سالار
هوش مصنوعی: او با عظمت و از بزرگان بهتر و برتر است، معروف به نام و در میان مشهوران، پیشوای بزرگوار و رهبر است.
گویند ز بیداری دولت بود اقبالمُقبِل بود او سال و مه از دولت بیدار
هوش مصنوعی: میگویند که در زمان بیداری و آگاهی، شانس و خوشبختی به انسان روی میآورد و او در سال و ماه احساس خوشبختی و نعمت میکند.
از غایت سنگ و کرم و حلم که او راستآهسته نمایند بر او همچو سبکبار
هوش مصنوعی: به خاطر شدت صبر و از خودگذشتگی و بزرگواری او، همه چیز به آرامی بر او تأثیر میگذارد مانند فردی که بار سنگینی بر دوش ندارد.
چونانکه بنازد پدر از دیدن فرزندنازنده و خرم بود از دیدن احرار
هوش مصنوعی: همچون پدری که از دیدن فرزندش شاداب و نازنین به خود میبالد، از دیدن آزادگان نیز خوشحال و مسرور است.
اندر خرد و دانش از او خواه و از او پرسهر لفظ معمّا که بود مشکل و دشوار
هوش مصنوعی: از او دانش و خرد کسب کن و هر سوال یا معما که برایت پیچیده و سخت است از او بپرس.
از امت پیغمبر مختارگزیدستچونانکه ز خلق امت پیغمبر مختار
هوش مصنوعی: از میان پیروان پیامبر، شخصی برگزیده شده است همانطور که از میان مردم، آن پیامبر نیز منتخب بوده است.
یک دشمن او را به جهان زنده نبینمرفتند به یک نوبت و مردند به یک بار
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دشمن او را در این دنیا زنده مشاهده کنم. آنها یک بار رفتند و یک بار هم مردند.
در جنت فردوس مقر یابد فرداآن را که بر خویشتن امروز دهد بار
هوش مصنوعی: کسی که امروز به خود و اعمالش توجه کند و مسئولیتهایش را بپذیرد، فردا در بهشت و خوشبختی واقعی جایگاه خواهد داشت.
هر گه که کند همت او قصد مَساحتبیرون شود از دایرهٔ گنبد دوار
هوش مصنوعی: هر زمان که او تصمیم جدی بگیرد، از محدودهٔ معمولی و دوار زندگی فراتر میرود.
حکم ازلی دولت و بختش ابدی کردبخت ابدی را نبود غایت و مقدار
هوش مصنوعی: قسمت مقدر و ازلی سرنوشت و خوشبختی او را جاودانه ساخت، اما خوشبختی جاودان هیچ گذشته و آیندهای ندارد و به پایان نمیرسد.
از دیدن او زنده شود هوش به دانشوز خدمت او تازه شود طبع به کردار
هوش مصنوعی: با دیدن او، عقل و فهم انسان جان تازهای میگیرد و از خدمت به او، روح و سرشت آدمی به کارهای نیک و شایسته تشویق میشود.
چیزی که از آن هوش تو و بخت تو تازه استدر هوش همی پرور و در طبع همی دار
هوش مصنوعی: هر چیزی که به خاطر ذهن و سرنوشت تو تازگی دارد، آن را در اندیشهات پرورش بده و در ذات خود نگهدار.
اندر جگر دشمن او نار فتاده استبا نار جگرسوز کجا سود کند کار
هوش مصنوعی: دشمن او در دل خود آتش خشم و کینه دارد و با این آتش سوزنده چطور میتواند به کارهایش سامان بدهد؟
از دشمن و دینار همی باک نداردزان است رخ دشمن او زرد چو دینار
هوش مصنوعی: این شخص نه از دشمن میترسد و نه از پول. به همین دلیل، چهره دشمنش به زردی پول است.
ای آن که تو در یافتن گنج بری رنجدر خدمت او رنج بر و گنج پدید آر
هوش مصنوعی: ای کسی که برای یافتن گنج در جستجو و تلاش هستی، در خدمت او زحمت بکش و با این کوشش، گنجی را پدید آور.
باقی بود این نعمت و دیگر همه فانیآسان بود این خدمت و دیگر همه دشوار
هوش مصنوعی: این نعمت باقی میماند و بقیه چیزها زودگذر هستند. انجام این خدمت ساده است و سایر کارها دشوار به نظر میرسند.
پیکار جهان با من و با همت او گویکز همت او تیره شود پیکر پیکار
هوش مصنوعی: دنیا در حال جنگ با من است و با قدرتی که او دارد، به من بگویید که اگر این قدرت او ضعیف شود، شکوه و عظمت این جنگ نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
آن همت تابنده که مانندهٔ خورشیدتابنده بود بر فلک بر شده هموار
هوش مصنوعی: آن اراده و کوشش درخشان که مانند خورشید در آسمان میدرخشد، بر روی زمین به سادگی و آسانی قابل دسترسی است.
بخشایش و بخشش بودش عادت و سیرتبخشد به همه حال و ببخشاید ناچار
هوش مصنوعی: او همیشه عادت داشت که در همه حال بخشش کند و به دیگران کمک نماید، انگار که این کار برایش ضروری و ناگزیر است.
در فضل و بزرگیش همی خیره بماندهم دانس داننده و هم بینس نظار
هوش مصنوعی: در بین فضایل و بزرگی او هم خود عالم حیران میماند و هم بینندهی تماشاگر.
نازی که نه او بخشد و فخری که نه اوراستآن ناز بود محنت و آن فخر بود عار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف نوعی غرور و خصیصههای انسانی میپردازد. در آن اشخاصی که به خودشان میبالند یا خود را برتر میدانند، در واقع هیچ امتیاز خاصی ندارند. ناز و فخرشان بیاساس است و به نوعی نشاندهنده ضعفهای آنهاست. به عبارتی، خودبزرگبینی و خودخواهیشان نه تنها فایدهای ندارد، بلکه به نوعی درد و ننگ نیز به همراه دارد.
ای کعبهٔ فضل و هنر و قبلهٔ آمالای چشمهٔ جود وکرم و سید احرار
هوش مصنوعی: ای کعبهای که مملو از فضیلت و هنر هستی، و مرکز آرزوهای مردم، ای منبع سخاوت و بخشش و پیشوای آزادگان.
در عید دل افروز بران کام دل خویشبشنو سخن وکام دل خویش تو بگزار
هوش مصنوعی: در روز عید که دلها شاد و روشن است، از خواستههای دل خود لذت ببر و به صحبتها و آرزوهای خود توجه کن.
گر خصم تو دارد علم بخت به عیوقبخت و علم خصم ز عیوق فرود آر
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو به شانس و اقبال خود آگاه است، از او غافل نشو و خودت را با تلاش و علم به بالاترین مقام برسان.
ور جنت فردوس ندیدی به حقیقتبنگر تو بدین صُفّهٔ آراسته دیدار
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت بهشت فردوس را ندیدی، به این جلوه زیبا و آراسته بنگر.
بازار طرب تیزکن و باده به کف گیروز بنده معزی غزلی خواه به بازار
هوش مصنوعی: به بازار شادی و نشاط برو و جامی از شراب به دست بگیر. همچنین از شاعر معزی برایم غزلی زیبا و دلنشین بیاور تا فضای خوشایندتری ایجاد شود.
آن بنده که خاک پی اسبان تو دارددر قدر پسندیدهتر از طَبلهٔ عطار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی که خاک پای اسبان تو را دارد، از هر چیز دیگری با ارزشتر و محترمتر است، حتی از آلتی که عطاری از آن استفاده میکند. در واقع، ارزش و مقام در نزد خداوند به خاطر تواضع و خدمتگزاری به دیگران است، نه به خاطر مادیات یا جایگاههای ظاهری.
آن بنده که در باغ قبول تو درختی استمهر تو برو شاخ و قبول تو برو بار
هوش مصنوعی: کسی که در نزد تو به خوبی پذیرفته شده، مانند درختی است که عشق و محبت تو بر آن سایه افکنده و ثمرهاش نیز به برکت تو رشد میکند.
در خدمت تو بر شُعرا یافته میریاز راستی آراسته وز آز بیآزار
هوش مصنوعی: در کنار تو، شاعران درستی و زیبایی را پیدا کردهاند و از آز و آزار دور شدهاند.
در خانه ز تو برده به خروار عطاهادیوان ثناهای تو آورده به خروار
هوش مصنوعی: در خانهات به اندازهی فراوانی از نعمتها قرار دارد و نوشتهها و ستایشهای تو نیز به میزان زیادی جمعآوری شده است.
هرگهکه ز مدح تو عزیزست معزّیهرگز نشود عاجز و هرگز نشود خوار
هوش مصنوعی: هر زمان که به ستایش تو پرداخته شود، هیچگاه شخص ستایشگر ذلیل یا ناتوان نخواهد شد و هرگز خوار نخواهد گشت.
اقبال بر او فتنه شد و بخت بر او وَقْفچون راه نمودش سوی درگاه تو جبار
هوش مصنوعی: اقبال و شانس به او روی آوردند و زمانی که مسیرش به سوی درگاه تو، ای قدرت بزرگ، نمایان شد، دچار فتنه و چالش شد.
تا پیر و جوان است و ضعیف است و هنرورتا خرد و بزرگ است و مطیع است وگنهکار
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دنیا افراد پیر و جوان، ناتوان و هنرمند، خرد و بزرگ، مطیع و گناهکار وجود دارند، زندگی ادامه دارد.
تا لاله بود بر زبرکوه چو شَنگَرفتا سبزه بود بر زبر دشت چو زنگار
هوش مصنوعی: تا زمانی که لالهها بر فراز کوهها شکوفا باشند و سبزهها بر دشتها سبز شوند، زیبایی طبیعت برقرار است.
با فرّخی و روزبهه باد مبارکنوروز تو و عید تو در آذر و آذار
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به برگزاری جشن نوروز و خوشیهای آن اشاره میکند و با ذکر نام فرّخی و روزبه، دو شخصیت ادبی، بر اهمیت این جشن تأکید میکند. او همچنین خوشبختی و شادکامی را برای این روزها آرزو میکند و به مناسبتهای مختلف در ماههای آذر و آذار اشاره میکند. این عبارت به نوعی خوشآمدگویی به فصل تازه و ارائه آرزوهای خوب برای آینده است.
میگیر و طرب ساز و دل افروز و سرافرازاز دیدن یاری که رخش هست چو گلزار
هوش مصنوعی: بگیر و شادباش و دل را خوش کن و با افتخار باش از دیدن یاری که چهرهاش همچون گلزار است.
این شعر مجابات حکیمی است کهگفته است:(ای دل تو چهگوییکه زمین یاد کند یار)
هوش مصنوعی: این شعر به دل میگوید که چه نظری دارد، در حالی که زمین هم به یاد محبوبش است. یعنی دل درگیر یاد محبوبش است و نمیداند چه باید بگوید.
ترتیب نگه داشت معزّی به قوافیاز فر تو و دولت سلطان جهاندار
هوش مصنوعی: این کپش با مهارت و زیبایی به نظم و ترتیب نگاه داشته شده است، به گونهای که جلوههای معنوی و قدرتهای سلطانی را در آن میتوان مشاهده کرد.