شمارهٔ ۲۸۶
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به وصف خداوند و صفات او میپردازد. شاعر به ستایش خداوند میپردازد و از ویژگیهایی چون قدرت، علم، بیهمتایی و بینقصی او صحبت میکند. او در عین ستایش نعمتهای خدا، به تأمل در رابطه بین انسانها و خدا نیز اشاره میکند و به اهمیت دین و پرستش خالق میپردازد.
شاعر ضمن بیان اساسیترین نکات دین، تأکید میکند که تمامی موجودات در این جهان دچار زوال و فنا هستند، اما خداوند خدایی بینهایت و پایدار است. او به قدرت و حکمت خداوند در خلقت و تدبیر امور جهانی میپردازد و آن را بینظیر و بیهمتا معرفی میکند.
در ادامه، شاعر به شرح مصادیق مختلفی از نعمتها و نشانههای خداوند میپردازد و نشان میدهد که چگونه انسانها از لطف خداوند بهرهمند میشوند. همچنین به تضاد اخلاقی و نتایج اعمال انسانها نیز اشاره میکند و هشدار میدهد که نیکی و بدی هر یک عواقبی دارند.
شاعر با اشعاری زیبا، انسان را به توکل بر خدا و دوری از دنیازدگی و فریبهای آن دعوت میکند و تأکید دارد که تنها راه نجات و سعادت حقیقی، پیروی از خدا و دستورات اوست. در نهایت، او خداوند را منبع قدرت و فیض و رحمت میداند و از او طلب یاری میکند.
چند خوانم مدح مخلوقان ز بهر جاه و مالچندگویم وصف معشوقان و نعت زلف و خال
هوش مصنوعی: چند بار باید برای به دست آوردن شهرت و ثروت از دیگران تعریف و تمجید کنم؟ چند بار باید وصف محبوبان و زیباییهای آنها را بگویم؟
گاه آن آمدکهگویم مدتی از بهر دینآفرین و شکر و توحید خدای ذوالجلال
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که بگویم مدتی را صرف عبادت و تقدیر و شکرگزاری از خالق بزرگ کردهام.
کردگار جان و تن پروردگار مرد و زنکردگار لم یزل پروردگار لا یزال
هوش مصنوعی: خالق، جان و بدن را پرورش میدهد و پروردگار مردان و زنان است. خالق بیپایان، همواره و بدون توقف، پرورشدهندهای دائمی است.
عالمی بیدل که او را نیست نسیان درکلامزندهای بیچون که او را نیست نقصان درکمال
هوش مصنوعی: شخصی عالم و بیدرد است که در کلامش هیچ فراموشی وجود ندارد، و چون در کمال خود هیچ کمبودی ندارد، در واقع زنده و پویا است.
در ارادت بیشبیه و در مَشیّت بیشریکدر اجابت بینظیر و در عنایت بیهمال
هوش مصنوعی: در عشق و محبتی که به کسی داری، هیچ کس نمیتواند مانند او باشد؛ در قدرت و ارادهات، هیچ شریک و رقیبی نداری؛ در پاسخگویی به درخواستها، کاملاً بینظیری و در کمک و توجهی که به دیگران میکنی، هیچکس همتای تو نیست.
زو ضعیفان را امید و زو غریبان را نویدزو اسیران را عطا و زو یتیمان را نوال
هوش مصنوعی: از او ضعیفان امید میگیرند و غریبان نوید مییابند. او به اسیران کمک میکند و به یتیمان بخشش میدهد.
نه ضمیر و وهم را بر سر او هرگز وقوفنه زبان و طبع را در ذات او هرگز مجال
هوش مصنوعی: نه عقل و نه خیال نمیتوانند به عمق وجود او پی ببرند و نه زبان و ذوق انسانی قادر به درک ذات او هستند.
نیست چون ما جوهری صورتپذیر و جایگیرتا کند هر ساعت از جانب به جانب انتقال
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند ما نیست که بتواند به شکلها و اشکال مختلف درآید و از جایی به جای دیگر منتقل شود. ما هر لحظه میتوانیم تغییر کنیم و در نقاط مختلف حضور داشته باشیم.
هرکرا همتاست او راگر مثال آری رواستآنکه بیهمتاست او را کی روا باشد مثال
هوش مصنوعی: اگر کسی را همتا و شبیه خودت ببینی، میتوانی برای او مثالی بیاوری، اما درباره کسی که بیهمتا و یگانه است، آوردن مثال مناسب نیست.
تا نپنداری که صانع در خیال آید تورازانکه کیفیت پذیرد هرچه آید در خیال
هوش مصنوعی: سعی کن فکر نکنی که سازنده و خالق، در ذهن تو حضور پیدا میکند؛ چون هر تصویری که در ذهن بیاوری، به گونهای محدود و قابل تغییر است.
هرکه هست اندر جهان او را زوال است و فنامالک الملک است هستی بیفنا و بیزوال
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا وجود دارد، سرانجام روزی از بین میرود و فناپذیر است. در عوض، کسی که مالک و خالق همه چیز است، وجودی پایدار و جاودانی دارد که هیچگاه از بین نمیرود و زوال نمییابد.
آن جهانداری که باز قدرتش دارد همیاین جهان در زیر پر و آن جهان در زیر بال
هوش مصنوعی: این شعر به نیروی بزرگ و توانایی بینظیر یکی از موجودات اشاره دارد که نه تنها بر این جهان تسلط دارد، بلکه بر جهان دیگر نیز حاکم است. این موجود همه چیز را تحت پوشش و حفاظت خود دارد، به گونهای که همهچیز در زیر سایه و حمایت اوست.
آنکه سیمینترک و زریننعل سازد هر مهیبر سپهر لاجْوَرد از پیکر بدر و هلال
هوش مصنوعی: آن کسی که در آسمان، ماه و هلال را به زیبایی و نیکی میسازد، مانند زیبایی که در سیم و طلا دیده میشود.
آنکه پوشاند ز بهر جنبش و آرام خلقجامههای نور و ظلمت را در ایام و لیال
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر فعالیت و سکون مردم، لباسهای روشنی و تاریکی را در روزها و شبها میپوشاند، به نوعی به تغییراوقات اشاره دارد.
آنکه دارد در تموز و دی جهان نامعتدلدر بهار و در خزان دارد جهان بر اعتدال
هوش مصنوعی: کسی که در تابستان و زمستان با مشکلات و ناپایداریها مواجه است، در بهار و پاییز میتواند دنیایی متعادل و آرام داشته باشد.
گه به دریا موج ها انگیزد از باد جنوبگه به صحرا رنگها آمیزد از باد شمال
هوش مصنوعی: گاهى باد جنوب، امواج دریا را به حرکت درمیآورد و گاهى باد شمال، رنگها را در صحرا به هم میزند.
گه کند در دامن گلزارها زر درستگه نهد پیرامن گلزارها سیم حلال
هوش مصنوعی: گاهی به دامن گلزارها طلا میریزد و گاهی دور گلزارها نقرهای حلال مینهد.
گه ز باد گرم چون آتش کند ریگ روانگه ز باد سرد چون آهن کند آب زلال
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، باد گرم باعث میشود که ریگهای روان به حالت آتش درآیند و گاهی اوقات، باد سرد باعث میشود که آب زلال به حالت آهن سخت شود.
گاه آدم را بیاراید به دست لطف خویشتا بهشت از خوبی دیدار او گیرد جمال
هوش مصنوعی: گاهی خداوند انسان را با رحمت و لطف خود زینت میدهد تا بهشت از زیبایی چهره او بهرهمند شود.
گه ز غفلت بر دل آدم خط نسیانکشدتاکند شیطان ز بهر گندم او را در جوال
هوش مصنوعی: گاهی به دلیل غفلت، شیطان در دل انسان فراموشی ایجاد میکند تا او را به خاطر بهرهبرداری از خواستههایش فریب دهد.
گه کلیمی سازد از موسی و در دستش کنداز عصایی اژدهایی تا بیوبارد حبال
هوش مصنوعی: گاهی خداوند از موسی کلیم میسازد و در دست او عصایی قرار میدهد که به شکل اژدها درمیآید تا نشانهای باشد برای کسانی که او را میبینند.
گاه دارد با کلیمی چون شبانانش دواندر قفای گوسفندان در نشیب و در جبال
هوش مصنوعی: گاهی او با یهودیانی مانند شبانان، در دنبالهروی گوسفندانش در دشتها و کوهها میدود.
گه ز بوی باد عیسی زنده و گویا کندمردهای را بوده در زیر زمین بسیار سال
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، بوی باد عیسی (مسیح) میتواند مردهای را که مدتها در زیر زمین بوده، زنده و سخنگو کند.
گه جهودان را به عیسی برگمارد تاکنندبا حدیث او فسون و با گروه او قتال
هوش مصنوعی: زمانی یهودیان را به عیسی منتسب میکنند تا با سخنان او جادو و سحر کنند و با جمعیت او به مبارزه بپردازند.
گه محمد را ز قدر و منزلت بر سر نهددر محل قاب قوسین افسر عز و جلال
هوش مصنوعی: گاهی محمد (ص) به مقام و جایگاهی میرسد که در بالاترین مرتبه از عزت و بزرگی قرار میگیرد، جایی که به اندازهای نزدیک به خداوند است که همچون دو کمان به سمت یکدیگر قرار دارند.
گه ز نعلین گسسته پای او عریان کندتا بهدست خویشتن نعلین را سازد دوال
هوش مصنوعی: گاهی اوقات پاهای او از نعلین جدا میشود و او ناچار است که خود نعلین را دوباره بسازد.
یک گروه از فضل او مختار در صدر شرفیک گروه از عدل او مجبور در صف نعال
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که برخی افراد به خاطر فضائل و ویژگیهای خود از مزایای بالاتری برخوردارند و در موقعیتهای ارجمند قرار دارند، در حالی که گروه دیگری به خاطر عدالت و قوانین حاکم نمیتوانند انتخابی داشته باشند و در جایگاههای پایینتری قرار میگیرند.
بندهای درویش با ذل سوال از بهر قوتبندهای از مال قارون گشته ناکرده سوال
هوش مصنوعی: یک درویش فقیر برای به دست آوردن نانی از دیگران سوال میکند، در حالی که کسی دیگر از ثروت بسیار زیاد خود حتی از او چیزی نمیپرسد.
عالمان از بهر او با خصم خویش اندر جدلعارفان از شوق او با نفس خویش اندر جدال
هوش مصنوعی: دانشمندان به خاطر خدا با دشمنان خود در حال بحث و جدل هستند، ولی عارفان به خاطر عشق به او با نفس خود در حال مبارزه هستند.
کافران از ضربت خِذلان او با داغ و دردمومنان از شربتتوفیق او در حسب حال
هوش مصنوعی: کافران به خاطر ناکامی و شکست، دچار عذاب و درد میشوند، در حالی که مؤمنان با لطف و موفقیت الهی، در هر شرایطی، تجربهای شیرین و رضایتبخش دارند.
زاهدی بینی که بگذارد به طاعت عمر خویشآن همه طاعت به یک زلت بر او گردد وبال
هوش مصنوعی: انسانی را میبینی که عمر خود را صرف عبادت و پرستش میکند، اما به خاطر یک لغزش کوچک، همه آن عبادتها برایش تبدیل به عذاب و ملامت میشود.
فاسقی بینی که ناپاکی کند در معصیتحق تعالی ناگه اندر گوش او گوید تعال
هوش مصنوعی: فاسقی را میبینی که در گناه و نافرمانی خداوند غرق است، ناگهان در گوش او صدایی میگوید: بیا!
کار او را نیست علت هرچه خواهد آن کندچون به علت نیست کارش چیست چندین قیل و قال
هوش مصنوعی: او بدون اینکه به علتی وابسته باشد، هرچه بخواهد انجام میدهد. پس برای چه این همه بحث و جدل و توضیح اضافی؟
مرد عاقل کی بود درکار او شبهت پرستمرد مومن کی بود بر حکم او تهمت سگال
هوش مصنوعی: مرد عاقل کسی نیست که در کار دیگران شکی به خودش راه دهد. مرد مؤمن هم کسی نیست که به احکام خدا ظن و گمان بد ببرد.
او خداوندست و خلق عالمند او را رهیبر خداوند از رهی چون و چرا باشد محال
هوش مصنوعی: او خداست و مردم جهانیان هستند. نمیتوان به درستی راهی برای دسترسی به او پیدا کرد، چرا که پرسش کردن درباره او غیرممکن است.
گر ز قهر او به جان بنده ره یابد خللبنده نتواند تصرف کردن اندر یک خلال
هوش مصنوعی: اگر خشم او بر جان بنده اثر کند، هیچ نقصانی نمیتواند به بنده آسیب بزند و نمیتواند آن را تحت تأثیر قرار دهد.
ور ز لطف او برآید بنده را کاری جلیلمهد بخت بنده را از فرخی باشد جلال
هوش مصنوعی: اگر از لطف او برآید، بنده میتواند کاری بزرگ انجام دهد و مهد بخت او به خاطر خوشبختی، جلال و عظمت خواهد داشت.
احتیال و جهد را در راز یزدان راه نیستچند جویی راز یزدان را به جهد و احتیال
هوش مصنوعی: باید بدانیم که نیازی به تلاش و تزویر برای درک حقایق الهی نیست. حقیقت خداوند را نمیتوان تنها با کوشش و تدبیر به دست آورد.
حیلت آن کن که پیش از مرگ بشناسی مگرتا ز اصحاب الیمینی یا ز اصحاب الشمال
هوش مصنوعی: تلاشی کن که قبل از آنکه مرگ تو برسد، خودت را بشناسی. شاید بتوانی جزو افرادی باشی که به سمت نیکی میروند یا از کسانی که به بدی میگروند.
گر سزای دوزخی، بر خویشتن چندین منازور سزای جنتی بر خویشن چندین مبال
هوش مصنوعی: اگر سزا و عذابی برای تو در دوزخ باشد، زیاد به خود سخت نگیر و اگر پاداشی در بهشت برای تو هست، از آن هم غافل مشو.
جون سرین و چشم تو فرسوده خواهد کرد موردل چه بندی در سرین گور و در چشم غزال
هوش مصنوعی: هرچه زیباییها و جذابیتها بیشتر است، عمرشان کمتر خواهد بود. دلها زود فریب میخورند و به بیهودگی دل میبندند، در حالی که باید به حقیقت و واقعیت نگاه کنند.
پور تو فردا بگرید برسرگور تو زارگر تو امروز از دلیری همسری با پور زال
هوش مصنوعی: فرزند تو فردا بر سر قبر تو به شدت گریه خواهد کرد، اگر امروز تو با دلیری و شجاعت، همسری با فرزند زال را انتخاب کنی.
معصیت چون باد تندست و تو چون نال ضعیفبر مده خرمن به باد و بر مده آتش به نال
هوش مصنوعی: گناه مانند باد تندی است که میتواند همه چیز را به هم بریزد، و تو در برابر آن ضعیف و ناتوان هستی. پس نگذار که این گناه، زندگیات را خراب کند و همچون آتش، بدبختی به بار نیاورد.
آخر از تقصیر طاعت ساعتی اندیشه کنگرچه داری در ضمیر اندیشهٔ توفیر مال
هوش مصنوعی: در پایان، به خطاهای خود در پیروی از دستورات فکر کن، حتی اگر در دل تو تفاوت ثروت وجود داشته باشد.
گر به زرق و افتعال اسباب دنیا ساختیراه عقبی را ندارد سود زرق و افتعال
هوش مصنوعی: اگر با فریب و تظاهر به ساختن وسایل دنیوی بپردازی، دیگر راه بازگشتی نخواهی داشت و از این فریب و تظاهر نفعی نخواهی برد.
چند پیمایی هوس درکار املاک و ضیاعچند فرسایی قدم در شغل فرزند و عیال
هوش مصنوعی: چند بار در آرزوی به دست آوردن املاک و زمینها قدم برداشتهای و چند بار به فکر فراهم کردن زندگی برای فرزندان و خانوادهات بودهای؟
این همه لهوست و باشد لهو کار کودکانرنج بردن در ره تقوی بود کار رجال
هوش مصنوعی: این همه سرگرمی و بازی برای کودکان است، اما تلاش و سختی در مسیر تقوا وظیفه مردان بزرگ است.
بندهای بیگانه باشی در بن کوی فراقگر به خوبی آشنایی بر سر کوی وصال
هوش مصنوعی: اگر در جایی دور از خانه و دوری از محبوب زندگی کنی، اگرچه میشناسی و دوستی خوب داری، اما هیچگاه نمیتوانی از آن احساس دوری و جدایی رها شوی.
با نبی بود آشنا بیگانه چون شد بولهبوز حبش بیگانه آمد آشنا چون شد بلال
هوش مصنوعی: وقتی با پیامبر دوست و آشنا شد، بُهلِب از حبش که بیگانه بود، به آشنایی تبدیل شد. و همچنین بلال، که از حبش بیگانه بود، به دوستی نزدیک شد.
که پای دارد با فر ایزدی به نبردکه دست دارد با بخت سرمدی به جدال
هوش مصنوعی: کسی که با قدرت و عظمت الهی به جنگ میرود، در واقع در برابر سرنوشت و شانس پایدار به مبارزه میپردازد.
تو آفتاب درخشندهای زبرج شرفنصیب اختر بدخواه توست برج و بال
هوش مصنوعی: تو مانند آفتابی درخشان هستی و ستارهی نحس تو، برخلاف تو، در موقعیتی پایینتر از تو قرار دارد.
اگرچه هیچکس از آفتاب سایه ندیدز توست بر همه آفاق سایهٔ افضال
هوش مصنوعی: هرچند هیچکس نتوانسته از نور خورشید سایهای دریافت کند، اما سایهی نعمتها و احسانهای تو بر تمام دنیا گسترده شده است.
خدای هست ز تو راضی و ملک خشنودخلیفه شاد و رعیت به شکر و دین به کمال
هوش مصنوعی: خدا از تو راضی است، پادشاه در آرامش است، نماینده خوشحال است و مردم با شکرگزاری و دین کامل زندگی میکنند.
زهی موفق پرهیزکار پاک صفتزهی مظفر پیروزبخت خوبخصال
هوش مصنوعی: آفرین بر کسی که با احتیاط و دیانت زندگی میکند و صفات نیکو دارد. آفرین بر کسی که در زندگیاش موفق و پیروز است و دارای خوبیهای فراوان است.
همال گفت نشاید تو را به هیچ صفتزبهر آنکه خدایت نیافرید همال
هوش مصنوعی: همال گفت که تو نمیتوانی به هیچ صفت توصیف شوی، زیرا خدا تو را همچنان که هستی نیافریده است.
ز سام و رستم اگر تیغ ماند و گرز و سلاحبه وقت کوفتن دشمنان به روز قتال
هوش مصنوعی: اگر از سام و رستم فقط شمشیر و گرز و اسلحهای باقی مانده باشد، زمانی که دشمنان را در روز جنگ میزنند.
به شیب مِقرَعه اکنون تباین است تو رازگرز سام نریمان و تیغ رستم زال
هوش مصنوعی: در حال حاضر، tu زندگی و سرنوشتت متفاوت از نیرنگها و سختیهای قهرمانان بزرگ مانند سام نریمان و رستم زال است.
خدایگانا من بنده در صناعت شعربه فر دولت تو سخت خوب دارم حال
هوش مصنوعی: ای پروردگار، من به عنوان یک شاعر در هنر سرودن، به لطف و بزرگی تو بسیار خوشحالم و حال خوشی دارم.
به باغ مدح تو در چون نهال بود دلمبه آب همت تو چون درخت گشت نهال
هوش مصنوعی: دل من مانند نهالی در باغ توست و آرزوهای تو همچون آبی است که آن را پرورش میدهد و باعث میشود که به درختی بزرگ تبدیل شود.
گر از عطا و منال است فخر و نازش خلقز توست نازش و فخرم نه از عطا و منال
هوش مصنوعی: اگر فخر و ناز این مردم به خاطر بخششها و نعمتهایی است که از تو دریافت کردند، پس فخر و ناز من به این مسائل مربوط نیست.
وگر مدیح سگالند شاعران به غرضغرض گذشت و منم بیغرض مدیح سگال
هوش مصنوعی: اگر شاعران به خاطر اهداف و مقاصد خود به ستایش میپردازند، من بدون هیچ هدف خاصی فقط به ستایش میپردازم.
همیشه تاکه بود موی و مویه در اوهالهمیشه تا که بود نال و ناله در اهوال
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم ادامهدار بودن عواطف و احساسات انسانی اشاره دارد. وجود شعف و شوق در زندگی و همچنین ناله و اندوه، همواره در کنار یکدیگر وجود دارند. به این ترتیب، شرایط روحی و احساسی انسانها به صورت مداوم در حال تحول و تغییر است و همواره نوساناتی را تجربه میکنند.
کسی که بغض تو دارد ز مویه باد چو مویکسیکه کین تو جوید ز ناله باد چو نال
هوش مصنوعی: کسی که از تو دلگیر است، گویی با صدای باد از نالههایش غم میریزد؛ و آن که کینهات را میپروراند، همچون صدای باد ناله میکند.
ز بوستان مراد تو دور باد خزانزآفتاب بقای تو دور باد زوال
هوش مصنوعی: از باغ آرزوهایت، فصل خزان دور باشد و از تابش خورشید جاودانگیت، عصر زوال فاصله داشته باشد.
خجسته بر تو و هرکس که در حمایت توستبه فرخی و به خوبی هزار گردش سال
هوش مصنوعی: برای تو و هر کسی که از تو حمایت میکند، آرزو دارم که سالهای فراوانی پر از خوشبختی و خوبی داشته باشند.